۱۴ جان زیر آوار؛ ۴۸ ساعت جست‌وجوی نفس‌گیر در چقاگلان

حمله موشکی آمریکایی‌ـ‌ صهیونیستی به محله «چقاگلان» کرمانشاه فقط چند خانه را ویران نکرد؛ یک دورهمی خانوادگی را به سوگی تلخ تبدیل کرد. مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر این استان از لحظه رسیدن امدادگران تا ۴۸ ساعت جست‌وجو زیر آوار می‌گوید.
به گزارش خبرگزاری فارس از کرمانشاه، شنبه ۷ فروردین، موشک‌های آمریکایی‌ـ صهیونیستی به محله چقاگلان کرمانشاه اصابت کرد؛ خانه‌هایی که تا لحظاتی قبل محل زندگی و دورهمی خانواده‌ها بودند، ناگهان زیر آوار رفتند و امدادگران را به یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های عملیات امداد و نجات کشاندند.در این حادثه، ۱۴ نفر در محله چقاگلان به شهادت رسیدند؛ ۱۰ نفر از خانواده کهریزی و چهار نفر از خانواده کریمی.در خانه خانواده کهریزی، چند نسل کنار هم جمع شده بودند. غریب کهریزی، پدر خانواده، خدیجه امیریان، مادر خانواده، مسعود کهریزی، فرزند خانواده و زهرا رضایی، عروس جوان خانواده در میان جان‌باختگان بودند؛ همراه با شش دختر خردسال خانواده که نامشان حالا با تلخ‌ترین خاطره چقاگلان گره خورده است: مریم کهریزی، عسل کهریزی، هستی کهریزی، نیهان کهریزی، پانیا امامی و نورسا ملاآقایی.مسعود کهریزی آن روز همراه همسر و دختران خردسالش مهمان خانه پدر و مادرش بود. دختر دیگری از خانواده نیز از تهران به کرمانشاه آمده بود و باردار بود و مهمان خانه پدری بود. نوه دختری خانواده هم در خانه پدربزرگ کنار دختر دایی‌هایش حضور داشت.چند دقیقه بعد، دیگر خانه‌ای وجود نداشت؛ فقط آوار مانده بود و خانواده‌هایی که پشت آن، چشم‌انتظار پیدا شدن عزیزانشان بودند.

کمتر از پنج دقیقه تا رسیدن امدادگران

افشین یگانه، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان کرمانشاه در روایت خاطرات خود از آن روز، می‌گوید: در جریان جنگ ۱۲ روزه، هلال‌احمر در روزهای ابتدایی تلاش کرد خودش را با شرایط جدید پیدا کند و برای پاسخ سریع به حوادث، تدابیر تازه‌ای را به کار گرفت.او می‌گوید: در کرمانشاه استان را به سه قرارگاه و شهر کرمانشاه را به هفت پهنه تقسیم کرده بودیم. بر اساس همین تقسیم‌بندی، تیم ارزیاب باید در کمتر از پنج دقیقه خودش را به محل حادثه می‌رساند و اگر نیاز بود، تیم‌های بعدی متناسب با شرایط وارد عملیات می‌شدند.این برنامه‌ریزی در چقاگلان هم خودش را نشان داد.
به گفته یگانه، به محض اصابت موشک، نخستین تیم ارزیاب از پهنه شرق استان که محل استقرارش دانشگاه صنعتی کرمانشاه بود، به سمت منطقه حرکت کرد. گزارش اولیه نشان می‌داد حادثه گسترده است و به همین دلیل تیم‌های پشتیبان نیز پشت سر آن راهی چقاگلان شدند.یگانه هم که آن زمان در مرکز شهر و محدوده میدان آزادی مستقر بود، همراه تیم واکنش سریع خودش را به محل رساند.اما آنچه امدادگران دیدند، با هیچ گزارش اولیه‌ای قابل توصیف نبود.

آوار یک خانه و خانواده‌ای که کسی از سرنوشتشان خبر نداشت

یگانه می‌گوید: وقتی به محل رسیدیم، داماد خانواده را که از قبل می‌شناختم، دیدیم. به‌شدت آشفته بود. دو خواهر خانواده کهریزی هم بیرون از آوار بودند و شوک بسیار سنگینی به آن‌ها وارد شده بود.پیش از هر کاری، تیم‌های مشاوره و حمایت روانی هلال‌احمر تلاش کردند خانواده را آرام کنند؛ چون امدادگران برای شروع جست‌وجو به یک چیز مهم نیاز داشتند: بدانند چند نفر داخل خانه بوده‌اند و هرکدام احتمالاً کجا قرار داشته‌اند.اما حتی در همین مرحله هم اطلاعات ضدونقیض بود. یکی می‌گفت ۶ نفر داخل خانه بوده‌اند، دیگری هفت نفر را اعلام می‌کرد. خانه دو طبقه بود و شدت انفجار، شکل ساختمان را به‌هم ریخته بود.یگانه می‌گوید: در نهایت با صحبت با اعضای خانواده و گرفتن اطلاعات از کسانی که نقشه خانه را می‌شناختند، مشخص شد افراد بیشتری داخل ساختمان بوده‌اند.به امدادگران گفتند اتاق بچه‌ها کجا بوده، اتاق پدر و مادر کدام قسمت خانه قرار داشته و اتاق‌های دیگر در کجا بوده‌اند.این اطلاعات برای امدادگران فقط یک نشانی ساده نبود؛ نقشه‌ای بود برای جست‌وجوی آدم‌هایی که زیر چندین تن آوار مانده بودند.

قبل از جست‌وجوی پیکرها باید زنده‌ها نجات پیدا می‌کردند

موج انفجار فقط خانه خانواده کهریزی را ویران نکرده بود. خانه‌های اطراف نیز آسیب دیده بودند و ده‌ها نفر زخمی شده بودند.یگانه می‌گوید: تعدددی از ساکنان منازل اطراف در ساعات اولیه حادثه زخمی شدند که امدادگران با همکاری اورژانس آن‌ها را تریاژ و برای انتقال به بیمارستان‌های معین آماده کردند.بخشی از نجات‌یافتگان زنان بودند؛ زنانی که تا چند لحظه قبل در حریم خانه خود زندگی می‌کردند و بعد از انفجار ناگهان در میان ویرانی و بیرون از خانه گرفتار شده بودند.
امدادگران زن هلال‌احمر برای همین شرایط وارد عمل شدند. یگانه می‌گوید: بعد از یکی دو حادثه اول متوجه شدیم در بعضی نقاط ممکن است زنان و کودکان زیر آوار باشند یا زنان آسیب‌دیده نیاز به امداد داشته باشند. تصمیم گرفتیم در کنار تیم‌های عملیاتی، تیم‌های واکنش سریع بانوان هم حضور داشته باشند.در چقاگلان این تصمیم اهمیت خودش را نشان داد؛ تیم‌های بانوان هلال‌احمر در انتقال و تفکیک پیکرهای زنان و کودکان نقش داشتند و هم‌زمان به زنانی که از زیر آوار نجات پیدا کرده بودند، کمک کردند.

آواربرداری میلی‌متری برای پیدا کردن پیکرها

پس از نجات مجروحان، عملیات جست‌وجو برای یافتن افراد گرفتار زیر آوار وارد مرحله دیگری شد.نوع آوار پیچیده بود. ساختمان اسکلت فلزی داشت و بخشی از سازه به اطراف پرتاب شده بود. امدادگران احتمال می‌دادند در محدوده راه‌پله مرکزی ساختمان، فضای امنی ایجاد شده باشد و شاید کسی زنده مانده باشد.سگ‌های زنده‌یاب هلال‌احمر یا همان تیم‌های آنست به محل فراخوانده شدند.امدادگران امیدوار بودند صدای کسی را بشنوند؛ صدای یک انسان، زنگ یک تلفن یا هر نشانه‌ای که بگوید هنوز کسی زیر این آوار زنده است.سگ‌ها جست‌وجو کردند، اما نشانه‌ای از فرد زنده پیدا نشد. با این حال، همین سگ‌ها در مرحله بعد نقش مهمی در مشخص کردن محل پیکرها داشتند.
یگانه می‌گوید: سگ‌های آنست محل پیکرها را مشخص کردند و نقاط موردنظر علامت‌گذاری شد. بعد عملیات آواربرداری با کمک نیروهای شهرداری آغاز شد.در چنین حادثه‌ای فقط برداشتن آوار مهم نیست؛ امدادگر باید بداند آوار چگونه ریخته و هر قطعه سازه چه رفتاری دارد.یگانه می‌گوید: یک کارشناس عمران همراه تیم‌های ما بود تا رفتار ساختمان را بررسی کند؛ اینکه آوار چگونه فرو ریخته، کجا احتمال وجود فرد بیشتر است و تجهیزات نجات را از چه مسیری وارد کنیم.امدادگران بر اساس اطلاعات خانواده، نقشه تقریبی خانه را بازسازی کردند و جست‌وجو را از نقاطی آغاز کردند که احتمال حضور افراد بیشتر بود.آوار یک‌بار از یک سمت کنار زده شد و آن بخش به‌طور کامل جست‌وجو شد. سپس عملیات از سمت دیگر ادامه پیدا کرد تا جایی باقی نماند که امدادگران نسبت به آن اطمینان نداشته باشند.
اولین پیکرها از داخل ساختمان خارج شدند.‌پدر خانواده کهریزی پیدا شد. بعد مادر خانواده.سپس جست‌وجو برای دیگر اعضای خانواده ادامه پیدا کرد. اما هنوز مسعود کهریزی پیدا نشده بود.یگانه در حالی که خودش عملیات را از نزدیک مدیریت می‌کرد، هنوز دنبال مسعود می‌گشت؛ مردی که سال‌ها او را می‌شناخت و از دوستان قدیمی‌اش بود.می‌گوید: مطمئن بودیم مسعود داخل ساختمان بوده، اما هرچه می‌گشتیم پیدایش نمی‌کردیم.امدادگران دوباره آوار را بررسی کردند. یگانه از بلندی محل عملیات را زیر نظر داشت که ناگهان چشمش به چیزی افتاد.پیکر مسعود، بر اثر شدت موج انفجار، به پشت‌بام خانه همسایه پرتاب شده بود؛ بخشی از پیکر هم پیدا نشد.یگانه می‌گوید خودش برای خارج کردن پیکر او وارد عملیات شد.
پیکر به پزشکی قانونی تحویل داده شد و مراحل شناسایی و نمونه‌برداری DNA انجام گرفت.برای امدادگری که سال‌هاست با صحنه‌های مختلف حادثه روبه‌رو شده، این لحظه با همه عملیات‌های دیگر فرق داشت؛ چون این بار زیر آوار فقط یک پیکر نبود، یک دوست قدیمی بود.

سه پیکری که ۴۸ ساعت بعد پیدا شدند

عملیات اما تمام نشده بود.آمار اولیه دقیق نبود و هر بار اطلاعات تازه‌ای به امدادگران می‌رسید. برخی پیکرها هم به دلیل شدت انفجار از محل اصلی ساختمان دور شده بودند.یکی از دختران خانواده کریمی حدود ۵۰ متر دورتر و در کوچه‌ای دیگر پیدا شد؛ شدت موج انفجار او را از ساختمان دور کرده بود.در بخش دیگری از عملیات نیز امدادگران با یک دیوار روبه‌رو شدند که تصور می‌کردند کف ساختمان است. آوارهای سبک که کنار رفت، مشخص شد پیکر دو نفر زیر همان دیوار قرار دارد.یگانه می‌گوید سه پیکر برای حدود ۴۸ ساعت همچنان پیدا نشده بودند و به همین دلیل عملیات ادامه داشت تا شمار قربانیان و پیکرهای کشف‌شده دقیق شود.در پایان، پیکرهای باقی‌مانده نیز از زیر آوار بیرون کشیده شدند و عملیات جست‌وجو به پایان رسید.

خانه‌ای که مهمانی خانوادگی‌اش به سوگ تبدیل شد

آن روز خانه خانواده کهریزی فقط یک خانه نبود؛ محلی بود که اعضای خانواده دور هم جمع شده بودند.پسری که همراه همسر و دختران خردسالش به خانه پدر و مادرش آمده بود.دختری که از تهران به خانه پدری آمده بود. نوه‌ای که مهمان خانه پدربزرگ بود و کنار دختر دایی‌هایش حضور داشت. یک دورهمی خانوادگی که باید با خنده و حرف و خاطره تمام می‌شد، زیر آوار پایان گرفت. ۶ دختر خردسال نیز در میان قربانیان بودند؛ کودکانی که نامشان برای همیشه با محله چقاگلان گره خورد: مریم، عسل، هستی، نیهان، پانیا و نورسا.در خانواده کریمی نیز پدر، مادر و دو دختر خانواده، یکتا و یلدا، جان خود را از دست دادند.

امداد فقط برداشتن آوار نبود

یگانه می‌گوید عملیات چقاگلان فقط یک عملیات آواربرداری نبود؛ مجموعه‌ای از تصمیم‌های فنی، انسانی و لحظه‌ای بود.از حضور کارشناس عمران در کنار تیم‌های جست‌وجو گرفته تا استفاده از سگ‌های زنده‌یاب، تجهیزات دیجیتال، تیم‌های واکنش سریع بانوان، همکاری با اورژانس و شهرداری و استفاده از اطلاعات خانواده برای پیدا کردن محل دقیق افراد.
او می‌گوید در جریان جنگ، هلال‌احمر استان تلاش کرد تجربه‌های به‌دست‌آمده را ثبت کند و یک «درس‌آموخته» جامع از نقاط قوت و ضعف عملیات‌ها تهیه شود؛ گزارشی که بعداً به عنوان مرجع در مجموعه هلال‌احمر کشور مورد استفاده قرار گرفت و در حوزه آموزش مدیریت بحران نیز تدریس شد.به گفته یگانه، بخش قابل توجهی از عملیات‌های آوار نیز مستندسازی شد تا تجربه‌های واقعی امدادگران برای حوادث احتمالی آینده باقی بماند.

سخت‌ترین تصویری که از چقاگلان ماند

مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان کرمانشاه درباره سگ‌های زنده‌یاب نیز خاطره‌ای دارد که نگاهش به این حیوانات را نشان می‌دهد.او می‌گوید: وقتی یک سگ زنده‌یاب بتواند یک نفر را از زیر آوار پیدا کند، در واقع یک انسان را به زندگی برگردانده و شاید یک خانواده را از یک داغ بزرگ نجات داده است.یگانه برای توصیف ارزش کار این سگ‌ها جمله‌ای به کار می‌برد که بعدها به تیتر یکی از گزارش‌هایش تبدیل شد: «یک تار موی این سگ‌ها ارزش دارد به تمام خائن‌های وطن‌فروش.»فارغ از تلخی حادثه، برای امدادگران هر نشانه‌ای از زندگی ارزشمند بود؛ حتی اگر فقط احتمال یک نفس در عمق چند متری آوار وجود داشت.
وقتی از یگانه خواسته می‌شود برای آن روز یک نام انتخاب کند، مکث می‌کند.او می‌گوید: واقعاً برای چنین حادثه‌ای نمی‌توان اسم گذاشت. کسی که به اعضای یک خانواده رحم نمی‌کند و چنین صحنه‌ای را رقم می‌زند، توصیفش سخت است.بعد از همه توضیحات فنی، آواربرداری، سگ‌های زنده‌یاب، تجهیزات و برنامه‌ریزی، دوباره به همان خانه برمی‌گردد؛ به همان خانواده‌ای که همه دور هم جمع شده بودند.یگانه می‌گوید: خانواده‌ای صمیمی و گرم بودند؛ اعضای خانواده کنار هم جمع شده بودند و پیکرشان زیر خاک رفت. واقعاً هیچ چیزی نمی‌شود برای چنین روزی اسم گذاشت.
و شاید روایت چقاگلان دقیقاً همین‌جا تمام می‌شود؛ نه با عدد ۱۴، نه با شمار پیکرهای پیدا شده و نه حتی با پایان عملیات.قصه آن روز در کوچه‌های چقاگلان باقی مانده است؛ جایی که یک خانه، در چند لحظه، به خاطره‌ای تلخ از یک خانواده تبدیل شد و امدادگرانی که برای نجات آمده بودند، ساعت‌ها زیر آوار دنبال آخرین نشانه‌های زندگی و بعد، آخرین پیکرهای یک خانواده گشتند.
08:21 - 31 مرداد 1405
روایت روز
استان ها
کرمانشاه

3 بازنشر3 واکنش
30٫7k بازدید



1 پاسخ

@user17814136214931 مرداد 1405
در پاسخ به
شهادت هنر مردان خداست. خدا بر درجاتشان بیفزاید.