همین روزها سقوط ناگهانی و خفتبار آمریکای مغرور را خواهیم دید
اگر دقیق نگاه کنیم، نشانههای فرسایش آشکار است. قدرتی که زمانی تلاش میکرد خود را منجی جهان معرفی کند، حالا برای حفظ هیبتش مجبور است هر روز خشنتر، عصبیتر و بیثباتتر رفتار کند. این اضطرابِ دائمی، خودش علامتِ ضعف است. قدرتِ مطمئن، اینگونه وحشتزده عمل نمیکند.
خبرگزاری فارس؛ «فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ» (انعام: ۴۴)یکی از پیچیدهترین صحنههای تاریخ، همین لحظهای است که باطل، در چشم مردم شبیه پیروزی دیده میشود. همان وقتی که مستکبر، ثروتمندتر از همیشه است، رسانههایش بلندتر فریاد میزنند، سلاحهایش پیشرفتهتر میشوند و ملتهای مظلوم، زیر فشارِ جنگ و تحریم و محاصره، خسته و زخمی به نظر میرسند. در چنین لحظهای، بسیاری دچار خطای دید میشوند؛ خیال میکنند سنت خدا تغییر کرده و تاریخ، به نفع طاغوت تثبیت شده است.اما قرآن، دقیقاً از همین نقطه پرده برمیدارد. خدای متعال نمیگوید هر طاغوتی بلافاصله پس از ظلمش نابود میشود. برعکس؛ گاهی به او میدان داده میشود. راهها برایش باز میشود. ثروت و قدرت و امکان در اختیارش قرار میگیرد. آنقدر بالا میرود که خودش هم باور میکند شکستناپذیر شده است. درست همانجا که انسانِ ظاهربین خیال میکند این قدرت، ریشهدار و ماندگار است، قرآن میفرماید: «فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ»
بشنوید این تعبیر عجیب را؛ خدا نمیگوید بخشی از دنیا را به آنها دادیم. میگوید درهای «همهچیز» را گشودیم.یعنی لحظهای فرا میرسد که مستکبر، چنان در وفورِ قدرت غرق میشود که دیگر هیچ حد و مرزی برای خود تصور نمیکند. همان لحظهای که فرعون، رود نیل را ملک شخصی خود میدانست. همان لحظهای که قارون، کلیدِ خزانههایش را گروهی از مردان نیرومند حمل میکردند. همان وقتی که نمرود، از شدت تورمِ قدرت، ادعای خدایی میکرد. و تاریخ، بارها نشان داده که خطرناکترین لحظه برای یک طاغوت، دقیقاً زمانی است که خودش را شکستناپذیر میبیند.یک بادکنک را تصور کنید؛ هرچه بیشتر باد میشود، از دور بزرگتر و ترسناکتر به نظر میرسد. کودک ممکن است از حجمش بترسد، اما یک انسانِ عاقل میداند که همین تورم، آن را به مرزِ انفجار نزدیکتر کرده است. مستکبران عالم نیز گاهی همینگونهاند. رسانه، دلار، سلاح، پایگاه نظامی، فناوری و شبکههای امنیتی، مثل همان بادِ فریبندهاند؛ ظاهری متورم میسازند، اما درون، روزبهروز پوکتر و فرسودهتر میشود.قرآن، پشتِ صحنه را میبیند؛ جایی که چشمِ ظاهربین توان دیدنش را ندارد.امروز اگر کسی فقط با ترازوی رسانههای غربی قضاوت کند، ممکن است تصور کند آمریکا در اوج قدرت ایستاده است؛ هزاران پایگاه نظامی، ناوهای غولپیکر، شبکههای پیچیدۀ اطلاعاتی، دلارهایی که اقتصاد جهان را به بازی میگیرند و زرادخانههایی که مدام از آنها رونمایی میشود. هر روز از جنگنده F-35 میگویند، از بمبافکن B-2 میگویند، از تحریم، از نفوذ امنیتی، از سلطۀ رسانهای و از قدرتی که گویا قرار است تا ابد ادامه پیدا کند.ظواهر، همین را فریاد میزنند. اما حقیقت، همیشه در سطحِ صحنه زندگی نمیکند.
گاهی یک دانه، برای آنکه به خوشه تبدیل شود، باید مدتی زیر خاک دفن شود. از نگاه یک کودک، آن دانه نابود شده؛ تاریک شده، زیر فشار رفته و دیگر اثری از آن نیست. اما باغبان میداند که درست در همان لحظه، حیاتِ تازه آغاز شده است. سنت خدا در تاریخ نیز بارها همینگونه بوده؛ گاهی جبهۀ حق، در ظاهر زیر فشار میرود تا ریشههایش عمیقتر شود، و گاهی جبهۀ باطل، آنقدر فرصت پیدا میکند تا پوسیدگیِ درونش کامل آشکار شود. باغبانِ عالم، پوسیدگیِ ریشه را میبیند.تاریخ، پر از قدرتهایی است که در ظاهر، شکستناپذیر بودند. جالوت، با آن هیبتِ سنگین، مقابل نوجوانی ایستاد که حتی زِره جنگی هم نداشت. فرعون، خود را مالک جان مردم میدانست. نمرود، چنان متورم شده بود که برای خدا خطونشان میکشید. اما سنت خدا همیشه این نیست که طاغوت را با لشکری عظیم نابود کند. گاهی یک سنگ، یک مگس، یک شکافِ درونی، یک اشتباه ناشی از غرور یا حتی ترسِ پنهانی که سالها در قلبِ یک قدرت انباشته شده، کافی است تا امپراتوریای را از درون فرو بریزد و عجیب اینجاست که بسیاری از طاغوتها، درست در لحظۀ اوجِ ظاهری سقوط کردهاند.
شوروی، زمانی نیمی از جهان را در سیطره داشت؛ اما پیش از آنکه دیوارهایش فرو بریزد، پوسیدگی از درون آغاز شده بود. آمریکا هم امروز، بیش از آنکه شبیه یک قدرتِ مطمئن باشد، شبیه هیولایی است که مدام باید با نمایشِ قدرت، ترسِ درونیِ خود را پنهان کند. هر جا آتش روشن کرده، همان آتش حالا به بحران برای خودش تبدیل شده است. میلیاردها دلار خرج میکند تا ملتها را تسلیم کند، اما از دلِ هر بمباران، نسلی خشمگینتر و مقاومتر متولد میشود.این همان سنتی است که قرآن توصیف میکند: «فَسَیُنْفِقُونَها ثُمَّ تَکُونُ عَلَیْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ یُغْلَبُونَ» آنها هزینه میکنند، اما همان هزینهها بعداً به حسرت تبدیل میشود.امروز هم اگر دقیق نگاه کنیم، نشانههای فرسایش آشکار است. قدرتی که زمانی تلاش میکرد خود را منجی جهان معرفی کند، حالا برای حفظ هیبتش مجبور است هر روز خشنتر، عصبیتر و بیثباتتر رفتار کند. این اضطرابِ دائمی، خودش علامتِ ضعف است. قدرتِ مطمئن، اینگونه وحشتزده عمل نمیکند.پس نباید پیروزی و شکست را فقط در دودِ جنگ، تعداد موشکها یا تیترِ رسانهها جستوجو کرد. گاهی یک قدرت، درست در لحظهای که جهان خیال میکند به اوج رسیده، وارد مسیرِ فروپاشی شده است؛ فقط هنوز صدای ترکخوردنِ ستونهایش به گوش همه نرسیده. این، هم هشدار است و هم بشارت.
بشارت برای تمام ملتهایی که امروز زیر فشار ایستادهاند؛ برای مردمی که در فلسطین، لبنان، یمن، ایران و هر نقطۀ دیگری، با وجود زخم و تحریم و بمباران، هنوز تسلیم نشدهاند. خدا هنوز همان خدایی است که دریا را بر فرعون بست، آتش را بر ابراهیم سرد کرد و سنگِ کوچکِ داوود را بر پیشانیِ جالوت نشاند. «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ»؛ یعنی ظالم، رها نشده است؛ فقط به او مهلت داده شده.و هشدار، به ماست، مبادا فریبِ هیبتِ مصنوعیِ طاغوت را بخوریم. سقوط ملتها همیشه از لحظهای آغاز میشود که عظمتِ پوشالیِ دشمن، در چشمشان واقعی جلوه میکند. ملتی که آرامآرام شیفتۀ قدرتِ ظاهریِ مستکبر شود، پیش از آنکه در میدان شکست بخورد، در درون فرو ریخته است.ما امروز، وسط همین جنگِ روایتها، باید جای خود را مشخص کنیم؛ کنار همان مردمی که زیر بمباران ایستادهاند اما تسلیم نشدهاند، نه کنار قدرتی که با همۀ تجهیزاتش، هر روز مضطربتر و وحشیتر میشود. چون سنت خدا تغییر نکرده است؛ مستکبر، هرچه متورمتر شود، سقوطش تحقیرآمیزتر خواهد بود.و آن لحظه، ناگهانیتر از چیزی خواهد رسید که جهان تصور میکند.
کلامِ نافذِ رهبر عزیز و شهیدِ انقلابمان را به یاد بیاوریم که فرمود: «آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.»ما امروز، از همین خیابان، به آمریکای جهانخوار، رژیم منحوس صهیونیستی، و هر خودفروختهای که ذرهای محبتِ آنها را در دلِ بیمارِ خود دارد، سرنوشتِ شومِ نمرودها و جالوتها را یادآوری میکنیم! شما هم به زودی تحقیر و ذلیل خواهید شد.و به هر سلحشوری که محبت خدا و اولیای او را در سینه دارد و با ارادهای پولادین در مسیر مقاومت در برابر این زورگوییها قدم برمیدارد، با صدای رسا میگوییم: مجاهدان! خدای ما در کمینگاه ستمگران است! پس ذرهای ترس و تردید به دل راه ندهید: «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» (فجر: ۱۴).دستِ قدرتِ خدای ما بسته نیست! او بهزودی این آتشی که شیطان بزرگ به پا کرده را، برای ملت ما و تمام امت اسلامی، سرد و گلستان خواهد کرد؛ همانگونه که فرمود: «قُلْنا يا نارُ كُوني بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهيم» (انبیاء: ۶۹).اگر مجدداً شیپورِ جنگِ نظامی نواخته شد، یقین بدانید که این اراده تسلیمناپذیرِ من و شما و مسئولینِ مقتدرِ کشور است که میتواند ضربه نهایی و خُردکننده را بر پیکره فرسوده نظام سرمایهداری وارد کند! ما ایستادهایم تا مقدمات شکلگیریِ یک «منطقه و جهانِ بدون آمریکا» را فراهم کنیم، به این شرط که همچون کوه، بر سرِ آن عهدی که با خدای خود بستیم، استوار بمانیم!
آمریکا و اسرائیل پیادهنظامشان را از اینجا تکمیل میکنند
دیگر مرجفون در کوچههای مدینه نمیچرخند؛ پشت صفحههای موبایل پنهان شدهاند. پشت اکانتها، کانالها و رسانههایی که مأموریتشان تزریق ترس، نفرت و التهاب است. دشمن نیاز به یارگیری دارد؛ به پیادهنظامی که بدون شلیک حتی یک گلوله، جامعه را از درون فرسوده کند.
نمایش گزارش
وحدت بر سر شروط ۱۰گانه؛ تنگه اُحد را رها نکنید
اتحاد، «محور» میخواهد! و محور اتحاد در خیمه انقلاب، فقط و فقط دستورات و کلام ولایت است! وقتی ولیِ جامعه شروطی میگذارد و فرمانی میدهد، همه باید حول آن حلقه بزنیم. اگر کسی در خلاف مسیر رهبری حرکت کند و دم از «اتحاد» بزند، شارلاتان و فریبکار است!
نمایش گزارش
17:28 - 29 اردیبهشت 1405