شباهت اوضاع امروز با جنگ احزاب؛ پیروزی نزدیک است؟
دشوارترین شرایطی را در نظر بگیرید که همه چیز علیه شما است. دشمن از هر سو فشار میآورد و امیدی به کمک از جایی نیست. این وضعیت بهخوبی ماجرای جنگ احزاب را توصیف میکند. جنگی که در آن دشمنان اسلام با تمام توان و تجهیزاتشان دستبهدست هم دادند تا مسلمانان را از بین ببرند.
خبرگزاری فارس چهارمحال و بختیاری| زمین مانند صحرای خشک بدر بود پر از شنهای داغ که چشمها را میسوزاند. مثل خندقهای احزاب مهیب و در محاصره، دشمنانی از هر طرف، تیرها از هر طرف روان، باران خون روی زمین جاری در همان دشتهای بلا اما آدمهایی بودند از تبار کوه؛ راستقامتان استواری که ماندند و مرگ را به سخره گرفتند. آنها زندگانیاند برای تمام تاریخ، بزرگانی برای ابدیت؛ همانها که صادقانه ایستادند و جنگ را میدانی دیدند برای ایستادگی پای حرفشان.همان قامتهایی که خم نشدند؛ گامهایی که هرگز پس نکشیدند و به عقب نرفتند.همانها که زیر لب میخواندند بکشید ما را بیشتر زنده میشویم! زیبا تویی و عهدهایی که با تو بسته میشود، عهدهایی که حتی با ریختن خونها شکسته نمیشود. عهدهایی که مدحشان کردهای که از مؤمنان مردانیاند که سر عهدشان میایستند و پا پس نمیکشند! که به انتظار شهادت زندهاند و در آرزوی آن شب و روز میگذرانند.همه از تبار علی که در دل شب به دعا میگفت: تمام دنیا اگر به من حمله کنند نمیترسم چون خدا با من است. مردی که شمشیر خدا بود شمشیری که بر بی عهدان و بدعهدان کشیده میشد. شمشیری که تکضرب بود. مردی که زرهش پشت نداشت که میگفت: هرگز به دشمن پشت نمیکنم و نمیگریزم از میدان خدا هرگز آن روز را نخواهد آورد. خدا آن روز را نیاوزد که ذرهای زانوانمان بلرزد یا قدهایمان به عقب برگردد.
خدا آن روز را نیاورد که تغییر عقیده بدهیم که راهمان از راه مردی جدا بشود که گفته بود: کوهها هم از هم بپاشند تو از خود مپاش. دندانهایت را به هم بفشار کاسه سرت را به خدا بسپار، پاهایت را چون میخ به زمین بکوب. به انتهای سپاهیان دشمن چشم بدوز از تنگنظری و دونهمتی، چشم بپوش و بدان که پیروزی بیگمان از آن خداوند سبحان است. کاسه سرم را به تو سپردهام، پاهایم را چون میخ بر زمین کوبیدهام و چشمان را به انتهای سپاهیان ابلیسیان و کودککشان دوختهام. من سرباز توام ای صاحب زمینوزمان! سربازی همیشگی که منتظر است؛ منتظر شهادت که میخواهد جانش را کف دست بگیرد برای تو خرج بالارفتن پرچم تو بشود و سر آخر سر ببه پایتو بگذارد و شهد شهادت از دست تو بنوشد! مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا (آیه ۲۳ سوره احزاب)در ميان مؤمنان، رادمردانى هستند كه بر سرِ عهدشان باخدا صادقانه ايستادند. برخىشان شهيد شدند و برخى منتظر شهادت هستند. اينان بههيچوجه تغيير عقيده ندادند.
بامرامها
میبینی که؟ حتی خود خدا هم میگوید فقط بعضی از آدمهای باایمان این شکلیاند که میشود روی همه وعدههایشان حساب باز کرد که میتوان به دست دوستیشان اعتماد کرد که پای قول و قرارهایشان را با خون خودشان امضا میکنند، میبینی که؟ برای رسیدن به اینجا به چیزی بیشتر از نماز و روزه احتیاج داری؟ به چیزی بیشتر از آن چه که در رسالهها و توضیحالمسائلها آمده است. همان چیزی که بعضیها مرام و معرفت صدایش میزنند و بعضیها شرف و بعضیهای دیگر غیرت مثل مرام و معرفت شاهرخ ضرغامها و شرف باکریها و غیرت همتها. مثل استواری حاجقاسمها و پایمردی سید حسنها و مردانگی سنوارها.
مثل امیرالمؤمنین(ع)
دشوارترین شرایطی را در نظر بگیرید که همه چیز علیه شما است. دشمن از هر سو فشار میآورد و امیدی به کمک از جایی نیست. این وضعیت بهخوبی ماجرای جنگ احزاب را توصیف میکند. جنگی که در آن دشمنان اسلام با تمام توان و تجهیزاتشان دستبهدست هم دادند و تا یکقدمی مدینه آمدند تا مسلمانان را از بین ببرند. شرایط بهقدری سخت بود که قرآن این موقعیت را اینگونه توصیف میکند. (إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم وَإِذْ ذاغب الأبصر و بلغت القلوب الحناجر)، دشمن از همه سو هجوم آورد. نگاهها حیران و دلها به گلویشان رسید.قرآن میفرماید: این موقعیت، موقعیت امتحان است. (هنالك أبتي المؤمنون والزلزلو زلزالا شدیدا)، آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند. در این محاصره شدید، جایی که شرایط سخت میشود، قرآن دو گروه را معرفی میکند، منافقان و مؤمنان. منافقان مأیوس و ناامید شروع به یأسپراکنی کردند، ما وَعَدْنَا اللهُ وَرَسُولُه إلا غرورا، ادعا کردند که وعدههای خدا و پیامبر فقط امیدهای کاذب بوده است. اما در مقابل مؤمنان حقیقی با دیدن لشکر احزاب گفتند: هذا ما وعدنا الله ورسوله وصدق الله وَ رَسُولُهُ وَ مَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَنَا وَ تَسْلِیتا، این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده و خدا و رسولش راست گفتهاند و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.بالاخره نتیجه احزاب سه هیچ به نفع مسلمانان تمام شد؛ اما روسیاهی به زغال ماند. خدا این امت مقاوم را جلوی چشم ما میگذارد و از ما میخواهد اینطوری رفتار کنیم. بعد میفرماید: من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا الله علية فمنهم من قضى نحبة، ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبدیلا،
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که باخدا بستند صادقانه ایستادهاند؛ بعضی پیمان خود را به آخر بردند و در راه او شربت شهادت نوشیدند و بعضی دیگر در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند. وقتی پیمان باخدا و معاهدهای که دلهای مؤمن باخدا بستهاند صادقانه باشد همه کارها پیش خواهد رفت؛ همه مشکلات برطرف خواهد شد. این آیه در شأن امیرالمؤمنین است که حتی لحظهای میدان را خالی نکرد و تا لحظه شهادت محکم ایستاد و ایستادگی کرد. امروز جبهه مقاومت در شرایط جنگ احزاب است و فرماندهان آن مثل سید حسن نصرالله و یحیی سنوار به این امام اقتدا کردهاند.
خداوند در این آیه از ما خواسته است که:به عهدهایی که باخدا بستهایم وفادار باشیم و در شرایط سخت آرمانهایمان را تغییر ندهیم و ثابتقدم بمانیم.
برای عمل به این آیه در زندگی میتوانیم:هر روز با خودمان تجدید عهد کنیم. اگر عهدی باخدا بستهایم، مثلاً ترک یک عادت بد یا انجام کاری نیکو، به آن پایبند بمانیم.الگوی خودمان را شهدا قرار بدهیم و از آنها بخواهیم که ما را در پایبندی به عهدها یاری کنند.هفتهای یکبار و یا حداقل ماهی یکبار به گلزار شهدا برویم و خاطره آنان را در ذهن خود زنده نگه بداریم.
05:08 - 2 فروردین 1404