این موکب جان چند نفر را نجات داد
یک توده کمتر از یک سانتیمتر که شناسایی شد، پدری که با یک حرکت ساده از خفگی نجات یافت و عددی روی دستگاهی که پرده از «مرگ خاموش» برداشت؛ اینها روایتهایی است از خدماتی که در دل موکبهای اصفهان، جان انسانها را نجات داده است.
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان؛ در میان شلوغی موکبها، جایی برای نمایش موج همدلی بین پرچم ها در باد و سینیهای چای که با لبخند پخش میشود، برنامههای فرهنگی و جمعیت مردمی که کنار هم میایستند، گوشهای هم هست که شاید در نگاه اول چندان به چشم نیاید؛ میزی ساده با یک دستگاه فشارسنج، چند بروشور آموزشی و چند نفر که با روپوش امدادی به مردم توضیح میدهند چگونه در لحظه خطر جان، یک انسان را نجات دهند.همین میزهای ساده گاهی به نقطهای تبدیل میشود که سرنوشت یک زندگی در آن تغییر میکند.امدادگرانی که در این میزهای سلامت و آموزش در موکبها حضور داشتهاند، میگویند درمیان صدها مراجعه ساده، گاهی اتفاقهایی رخ میدهد که بعدها خودشان هم از تأثیر آن شگفتزده میشوند؛ اتفاقهایی که از یک گفتوگوی کوتاه شروع میشود اما میتواند به نجات جان یک انسان ختم شود.روایتهایی که در ادامه میآید، از دل همین لحظهها بیرون آمده است.وقتی یک توده سرطانی کمتر از یک سانتیمتر زودتر از بیماری پیدا شدمریم خلیلیان، نجاتگر یکم و کارشناس مامایی، یکی از شبهایی را به یاد میآورد که در موکب در حال برگزاری یک آموزش درباره علائم سرطان بود.او میگوید: «در کنار آموزشها یک پایش سلامت و غربالگری ساده هم انجام میدادیم. وقتی درباره علائم صحبت میکردیم، خانمی گفت بعضی از این نشانهها را دارد.»همین جمله کوتاه باعث شد بررسی اولیهای انجام شود.«در همان معاینه اولیه احتمال وجود یک توده مطرح شد. شاید خیلیها به چنین چیزی توجه نکنند، اما همین نشانههای کوچک گاهی اهمیت زیادی دارند.»به گفته او، همانجا به این مراجعهکننده توصیه شد که حتماً برای بررسی تخصصیتر به پزشک مراجعه کند.اما واکنش اولیه زن متفاوت بود.
«میگفت به خاطر سابقه خانوادگی از شنیدن نام بیماری میترسد و به همین دلیل مدتها از مراجعه به پزشک خودداری کرده است.»با این حال، توضیح و تأکید امدادگران باعث شد او در نهایت برای انجام آزمایشها و بررسیهای تکمیلی اقدام کند.چند هفته بعد نتیجه مشخص شد.خلیلیان میگوید: «به گفته پزشکان، توده در مرحله بسیار ابتدایی و زمانی که کمتر از ۱ سانتی متر بود؛ تشخیص داده شده بود. پزشکان گفته بودند چون خیلی زود شناسایی شده، بدون نیاز به درمان های سنگین مانند شیمیدرمانی یا حتی جراحی درمان شده است.»اما ماجرای این روایت چند هفته بعد کامل شد.«آن خانم دوباره سراغ ما را گرفت. میگفت چند جا پرسیده تا بتواند شماره من را پیدا کند. وقتی آمد یک جعبه شیرینی در دست داشت و فقط میخواست تشکر کند. میگفت اگر آن شب شما نبودید شاید اصلاً برای بررسی نمیرفتم و جانم به خطر میافتاد.»خلیلیان در آخر گفت؛ همان لحظه فهمید که این مواکب نه تنها میدان مبارزه با باطل، بلکه میدان واقعی نجات حق و یاوران آزادگی است و گاهی یک گفتوگوی چند دقیقهای در همین میادین، میتواند سرنوشت یک زندگی را تغییر دهد.
آموزشی که چند ثانیه با مرگ فاصله داشتدر میان آموزشهایی که در این شبهای سرنوشتساز در این موکبها به مردم ارائه میشود، با توجه به شرایط بمباران منازل مسکونی در جنگ رمضان و نگرانی مردم از خفگی ناشی از گرد و غبار انفجار و همچنین ترس همیشگی مادران از خفگی فرزند، یکی از موضوعاتی که همیشه مورد توجه قرار میگیرد آموزش مقابله با خفگی است.سمانه اتحادی، مربی و نجاتگر، میگوید: «در آموزشهای کمکهای اولیه، تکنیک هایملیخ را به مردم آموزش میدهیم؛ روشی ساده که در زمان خفگی میتواند راه تنفس فرد را باز کند.»به گفته او، مدتی بعد از یکی از همین آموزشها، یکی از شرکتکنندگان دوباره سراغ مربیان را گرفت.«با جعبه شیرینی آمده بود. وقتی پرسیدیم چه شده، گفت چند روز قبل پدرم هنگام غذا خوردن ناگهان دچار خفگی شد. نفسش بند آمده بود و صورتش کاملاً کبود شده بود.»با اورژانس تماس گرفته بودیم، «میگفت همان لحظه یاد آموزش موکب افتادم. پدرم دیگر نمیتوانست نفس بکشد. همانطور که یاد گرفته بودم پشت سرش ایستادم و تکنیک هایملیخ را انجام دادم.»چند ثانیه بعد اتفاقی افتاد که مسیر ماجرا را تغییر داد.راه تنفس پدر باز شد.اتحادی میگوید: «وقتی نیروهای اورژانس رسیدند، بعد از بررسی وضعیت بیمار گفتند اگر این اقدام اولیه چند ثانیه دیرتر انجام میشد احتمال زنده ماندن او بسیار کم بود.»او میگوید آن خانواده وقتی برای تشکر آمده بودند هنوز تحت تأثیر ماجرا بودند.و در آخر اتحادی جمله ای شنید که هیچوقت فراموش نمیکند:«میگفت اگر آن آموزش چند دقیقهای را ندیده بودم، شاید نمیدانستم در آن لحظه باید چه کار کنم.»و اتحادی این لحظه ها را از برکات اتحاد مقدس مردم ایران در لحظات سخت میداند.
عددی که از «مرگ خاموش» خبر داددر کنار آموزشهای امدادی، یکی از خدماتی که در میزهای سلامت موکبها انجام میشود غربالگری های ساده مانند سنجش فشار خون و قندخون است؛ اقدامی ساده که گاهی میتواند یک خطر پنهان را آشکار کند.فاطمه یزدانی از یکی از مراجعهکنندگان یاد میکند.«یکی از بانوان برای اندازهگیری فشار خون مراجعه کرد. وقتی فشارش را گرفتیم عدد ۱۷ ثبت شد.»او توضیح میدهد که فشار خون طبیعی معمولاً حدود ۱۲ روی ۸ است و عدد ۱۷ نشاندهنده فشار خون بالا و نیازمند پیگیری پزشکی است.وقتی از این فرد درباره سابقه بیماری سؤال شد، پاسخ داد که تا آن زمان از چنین مسئلهای اطلاعی نداشته است.«میگفت فقط گاهی سرگیجه دارد و حالش خوب نیست، اما تصور میکرده موضوع مهمی نیست.»یزدانی میگوید فشار خون بالا به همین دلیل «مرگ خاموش» نامیده میشود؛ زیرا ممکن است فرد مدتها بدون علامت جدی با آن زندگی کند و در آخر زندگیش به خطر بیافتد.او همچنین به تجربه دیگری اشاره میکند.«یک مراجعهکننده دیگر وقتی فهمید فشار خون بالایی دارد، خیلی از ما تشکر کرد. میگفت مادرش قبلاً به دلیل فشار خون بالا دچار سکته مغزی شده و یک طرف بدنش فلج شده است.»به گفته او، آن خانواده بعد از سکته، تازه متوجه شده بودند که مادرشان فشار خون بالا داشته است.«خودش میگفت اگر آن زمان زودتر متوجه میشدیم میتوانستیم از آن اتفاق جلوگیری کنیم و خیلی ممنونم که بخاطر شما من مثل مادرم این اتفاقات سخت را تجربه نمیکنم و سلامتیام را مدیون شما هستم.»یزدانی خاطر نشان میکند که از این قبیل اتفاقات در این شب های قیام عاشورایی مردم زیاد به چشم میخورد و همدلی که در این شب ها از همه مردم ایران دیده میشود را تاریخ به چشم ندیده است.
جایی میان خدمتهای ساده و نجات جان انسانهاروایتهایی از این دست در میان خدمات موکبها کم نیست؛ جایی که در کنار برنامههای فرهنگی و اجتماعی، آموزشهای امدادی و پایش سلامت نیز انجام میشود.خدماتی که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسند، اما گاهی همان چند دقیقه کوتاه میتواند از یک بیماری پنهان پرده بردارد یا حتی جان یک انسان را نجات دهد.موکبهایی که در میان رفتوآمد مردم برپا شدهاند، گاهی فراتر از یک ایستگاه خدمت عمل میکنند؛ جایی که در سکوت و بیهیاهو، زندگیهایی نجات پیدا میکند. و این حضور موثر امدادگران و داوطلبان سرخ پوشی که با قلم ایمان و جوهر همدلی بر قاب ماندگار ایران مقتدر، انسان دوستی و وحدت مردم را به تصویر میکشند؛ نمایانگر اتحاد و انسجام همه اقشار و مشاغل مختلف مردم در میدان، تحت لوای پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران و در راه مقاومت برای آزادگی حق و نابودی اربابان استکبار است.
جنگ این جوانان را با نام یک شهید دور هم جمع کرد
نام یک شهید دهه هشتادی حالا بر سر در قرارگاهی دیده میشود که گروهی از دوستان و نیروهای جهادی را دور هم جمع کرده است؛ روایتی که از یک رفاقت قدیمی شروع میشود و امروز در محلههای اصفهان ادامه دارد.
نمایش گزارش
12:24 - 26 اردیبهشت 1405