«حاج یونس» تنها مردی که میتوانست جلوی حاج قاسم را بگیرد
«یونس به تو زنگ زده...»؛ جملهای کوتاه از حاج قاسم که در نخستین ثانیههای مستند «در همسایگی مرگ» مخاطب را با نامی روبهرو میکند که سالها در سایه مانده است. روایت مردی که از اقلید فارس تا دمشق رفت و حالا قصه زندگیاش از بعد از شهادت از پشت پرده بیرون آمده است.
خبرگزاری فارس: حاج قاسم با لباسی مشکی و کلاهی بر سر، به فردی که پشتش به دوربین است و از نیمرخ شبیه شهید اصغر پاشاپور است، بعد از روبوسی میگوید: «برو بریم، یونس به تو زنگ زده.» و بعد ادامه میدهد: «غلط کرده، بیخود کرده.»سکانس آغاز مستند با همین دیالوگ شروع میشود و کلمه «یونس» به گوش میخورد؛ اسمی که این روزها بیشتر شنیده میشود. اما مستند «در همسایگی مرد» میخواهد این اسم و صاحب آن را به همه بشناساند؛ فردی که از روزهای اول شلوغی در سوریه به دمشق میرود و تا اواخر در همان موقعیت میماند؛ فردی که مسئول اطلاعات لبنان و سوریه بود.مستند بعد از این سکانس به سراغ افراد رسانهای میرود تا از سفری که در سال ۱۴۰۲ داشتند و برای اولین بار حاج یونس را دیدند، بگویند تا مخاطب نسبت به شخصیت او حس بگیرد و مشخص شود که در این مسیر موفق هم بوده است. بعد از رسانهایها به سراغ دوستانش میرود و سپس پدر و مادرش؛ پدری که معمار بوده و مادری که خانهدار بودهاند در منطقه اقلید فارس.پدر از نامگذاری او میگوید که حسین بود و شناسنامه برایش ابوالفضل گرفتیم. با صدای نریشن خود شهید میفهمیم که روز تاسوعا به دنیا آمده و همین باعث شده است که نامش ابوالفضل باشد. مادرش هم از رفتنش به جبهه میگوید.البته برای پیش بردن قصه، میثم امیری، نویسنده و پژوهشگر، جای نریشن را جلوی دوربین پر میکند و حلقه وصل روایت قصه از زبان خود حاج یونس میشود.کارگردان تلاش کرده است بهصورت خطی از ابتدا به سراغ افرادی برود که با وی ارتباط داشتهاند؛ از تولد و جبهه گرفته تا ازدواج و ...این مستند نقطه قوتش داشتن آرشیوی قوی از شهید است و البته تصاویری ناب و جدید از سوریه و حاج قاسم.
یکی دیگر از نقاط قوت که هم به خود شهید برمیگردد و هم به هوشمندی تیم تولید، این است که حاج یونس بیان شیوا، روان و خوبی دارد و در بخشهایی از صدای خودش استفاده میشود.سردار صالح اسدی در بخشی میگوید که او بعد از جنگ در بخش نمایندگی ولایت فقیه در استان خراسان رضوی فعال بود و به واسطه همین فعالیتها و از آنجایی که سابقه اطلاعاتی داشت، به لبنان فرستاده میشود. نام جهادی خود را هم از روی سریال «پلیس جوان» برمیدارد و اینجا میشود که فردی که نامش در شناسنامه ابوالفضل است و پدرش حسین صدایش میزند، به نام یونس میرسد.حاج یونس در این قصه تعبیری دارد که جذاب است و آن هم این است که میگوید بعد از جنگ هشتساله تلاش میکردم به چشم همه بیایم و خودم حس میکردم که آویزان افراد شدهام؛ اما در نهایت با خودم عهد کردم که کار را باید برای خدا انجام بدهم. همان ظهر از دفتر حاج قاسم زنگ زدند و گفتند امروز باید به سوریه بروی.
اما حاج یونس آنقدری کشش دراماتیک و ظرفیت روایی داشت که در دو فیلم هم ردپایش دیده میشود. در فیلم به وقت شام، ابراهیم حاتمیکیا شخصیت اصلی را با الهام از همین حاج یونس طراحی کرده است. حتی در فیلم در قلب رقه نیز چنین نشانههایی دیده میشود. حتی این چفیه معروف را هم هر روز صبح ابوالفضل نیکویی میبست.حاتمیکیا درباره این افراد تعبیر جالبی دارد و میگوید آنها سایههای حاج قاسم بودند؛ استعارهای که از شباهت بسیار حاج یونس به قاسم سلیمانی و نقش او در میدان حکایت میکند.حال که مستند به پایان میرسد کیان عبداللهی سکانس اول را از وی میپرسد و شهید پاسخ میدهد. اما جواد موگویی در پایان خاطرهای را میگوید که قدر این آدم را به خوبی میشناساند.این مستند به کارگردانی سعید دولتخواه و تهیهکنندگی ساسان فلاحفر و با حمایت مکتب حاج قاسم ساخته شده است و در تلویبیون هم قابل مشاهده است. 11:21 - 16 ژوئن 2026