نخستین رئیس مجلس و نخستین استعفا
مرتضیقلیخان هدایت، مشهور به صنیعالدوله، که پس از گشایش نخستین دوره مجلس شورای ملی در مهرماه ۱۲۸۵ با اتفاق آرا بهعنوان نخستین رئیس مجلس ایران انتخاب شده بود، یک سال بعد در پی فشارها، تهدیدهای جانی و شرایط پرآشوب مجلس، در ۱۲ شهریور ۱۲۸۶ از ریاست مجلس استعفا کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی و امور بینالملل کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس، مرتضیقلیخان هدایت، مشهور به «صنیعالدوله»، فرزند مخبرالدوله و دانشآموخته مهندسی معدن از برلین بود. او را نمیتوان یک سیاستمدار سنتی یا قدرتطلب دانست؛ بلکه تکنوکرات و صنعتگری روشنگر بود که کارخانه نخریسی و سیستم روشنایی گاز را به تهران آورد و با آغاز خیزش مشروطه، دانش خود را در خدمت تدوین نظامنامه انتخابات و پایهگذاری نهاد پارلمان گذاشت. نقش سیاسی: او که داماد مظفرالدینشاه (همسر احترامالسلطنه) نیز بود، در جریان جنبش مشروطه نقشی کلیدی در تدوین نظامنامه انتخابات ایفا کرده بود در مهرماه ۱۲۸۵ خورشیدی (شعبان ۱۳۲۴ قمری)، وقتی دربهای نخستین دوره مجلس شورای ملی در عمارت بهارستان گشوده شد، نمایندگان با اتفاق آرا صنیعالدوله را به عنوان نخستین رئیس تاریخ قانونگذاری ایران برگزیدند. مدیریت او پایبند به اصول اداری و سرشار از تلاش برای نشاندن قانون بر جای سنتهای دیرین استبدادی بود. اما روزگار ریاست او بر مجلس، طوفانیتر از توان یک مرد آرام و آکادمیک بود.
زمینه و ریشههای بحران در مجلس اول
مجلس اول شبیه پارلمانهای امروزی نبود؛ میدانی بود پر از برخوردِ جریانهای متضاد:۱. فشارهای دربار قاجار: از یکسو، مظفرالدینشاه درگذشته بود و محمدعلیشاه با روحیه مستبدانه و مخالف قانون، هر روز به شکلی چوب لای چرخ مجلس میگذاشت.۲. انجمنهای تندرو و رادیکالیسم شهری: از سوی دیگر، دهها انجمن سیاسی و ملی در تهران شکل گرفته بودند که با ادبیاتی افراطی و هیجانزده، خواهان دگرگونیهای ناگهانی بودند و عملاً با ازدحام در صحن و راهروهای مجلس، استقلال و آرامش رئیس مجلس را سلب میکردند.۳. تشتت آرا میان نمایندگان: وکلای مجلس از اصناف، بازاریان، علما و شاهزادگان بودند و هنوز فرهنگ کار حزبی و پارلمانی وجود نداشت؛ جلسات پیوسته به جنجال و تنش کشیده میشد.
صنیعالدوله معتقد بود قانون باید با آرامش، تدبیر و نظم علمی استقرار یابد. او نه میخواست تسلیم زیادهخواهی دربار شود و نه توان همراهی با تندرویها و هیاهوی انجمنهای افراطی را داشت. این فشار خردکننده باعث شد که او در طول یک سال ریاست، بارها زمزمه کنارهگیری سر دهد، اما هر بار با مخالفت نمایندگان از استعفا منصرف میشد؛ تا اینکه در شهریور ۱۲۸۶ واقعهای رخ داد که کاسه صبر و توان او را لبریز کرد. رویداد محرک: ترور اتابک و نامههای تهدید به قتلدر اواخر تابستان ۱۲۸۶، میرزا علیاصغرخان امینالسلطان (اتابک اعظم) که صدراعظم بود و تلاش میکرد میان شاه و مجلس پیوند برقرار کند، در مقابل همان درگاه مجلس شورای ملی به ضرب گلوله ترور شد و جان باخت.این واقعه شوک سهمگینی به کشور وارد کرد و پیامی هولناک به همراه داشت: تروریسم و تپانچه وارد بازی سیاسی شده بود. بلافاصله پس از این ماجرا، نوبت به صنیعالدوله رسید. شبنامهها و نامههای تهدیدآمیز یکی پس از دیگری به دست رئیس مجلس رسید. تندروها صریحاً او را تهدید کردند که اگر تصمیمات خاص آنان را در مجلس اجرا نکند و تسلیم خواستههایشان نشود، به سرنوشت اتابک دچار خواهد شد.
صنیعالدوله یک مهندس و مدیری اداری بود، نه یک چریک انقلابی یا جنگاور میدان نبرد. این تهدیدهای علنی جانی، در کنار احساس تنهایی در برابر دسیسههای دربار و ناآرامیهای خیابانی، او را به این نتیجه رساند که ماندنش در کرسی ریاست نه تنها سودی برای مشروطه ندارد، بلکه جانش را نیز در معرض خطری جدی قرار داده است. استعفای نهایی و پذیرش اضطراری (شهریور ۱۲۸۶)سرانجام در 12 شهریور ۱۲۸۶ (رجب ۱۳۲۵ ق)، صنیعالدوله استعفانامه خود را به مجلس تقدیم کرد. او در نامه و سخنان خود بر بیماری، خستگی مفرط، عدم توانایی جسمی و روحی برای اداره جلسات پرآشوب تأکید کرد؛ گرچه همه مجلسیان بهخوبی میدانستند که دلیل اصلی، ترس واقعی و موجه از «ترور و نبود امنیت جانی» و سرخوردگی از آشفتگی سیاسی است.نمایندگان مجلس که در دفعات پیشین مقاومت میکردند، اینبار در فضایی آکنده از حسرت و اضطرار، استعفای نخستین رئیس خود را پذیرفتند و چندی بعد محمودخان احتشامالسلطنه را جایگزین او کردند؛ مردی با خُلقیات تندتر که شاید مناسب رویارویی با بحرانهای آن روزها به نظر میرسید.
فرجام تلخ: طعنه سرنوشتکنارهگیری صنیعالدوله گرچه مجلس اول را از مدیری منظم و دانشمند محروم ساخت، اما او خدمت به کشور را رها نکرد. صنیعالدوله سالها بعد وزارت مالیه (دارایی) را بر عهده گرفت و افتخار نگارش «نخستین بودجه مدرن و مکتوب کشور» را به نام خود ثبت کرد.اما سرنوشت، پایانی تراژیک برای او رقم زده بود: در بهمن ۱۲۸۹، همان بلایی که صنیعالدوله در شهریور ۱۲۸۶ برای گریز از آن صندلی ریاست مجلس را واگذار کرده بود، گریبانش را گرفت. او در راه رفتن به مجلس برای دفاع از لایحه بودجه، به دست دو مهاجم قفقازی ترور شد و جان باخت تا نامش به عنوان میهنپرستی قربانی آشوب و خشونتِ دوران گذار مشروطه باقی بماند.#مشروطه #رئیس_مجلس #استعفا 20:19 - 12 شهریور 1405