حراج تهران یا «اسکوییدگیم»؟

حراج تهران همواره با اعلام ارقام چشمگیر فروش و ثبت رکوردهای میلیاردی در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در حالی که پشت این ویترین پرزرق‌وبرق، ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری باقی مانده است.
خبرگزاری فارس _ گروه هنرهای تجسمی: حراج تهران سال‌هاست که با اعلام ارقام چشمگیر فروش و ثبت رکوردهای میلیاردی در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است. در حالی که پشت این ویترین پرزرق‌وبرق، ابهامات و پرسش‌های بی‌پاسخ بسیاری باقی مانده است.از یک منظر، می‌توان شباهت‌های جالبی را میان حراج تهران با سریال کره‌ای مشهور «بازی مرکب»، (Squid Game) متصور شد. در «بازی مرکب»، گروه منتخبی از شرکت‌کنندگان برای تصاحب جایزه‌ای بزرگ و وسوسه‌برانگیز، وارد میدان رقابت می‌شوند. رقابتی که قواعد نانوشته‌ای دارد و شرکت‌کنندگان، سهمی در تعیین آن نداشته‌اند. متنفذین مرفه به شکلی رازآلود در پشت پرده، بازی را مدیریت می‌کنند و مرگ و زندگی بازیگران، در میدانی رقم می‌خورد که پول و قدرت بر آن سایه انداخته است. حراج تهران، البته، میدان رقابتی مرگ‌بار نیست؛ با وجود این، می‌توان شباهت‌هایی را در منطق و روح حاکم بر حراج و بازی مرکب جست‌وجو کرد؛ از جمله: رقابت بر سر پول و کسب منفعت بیشتر، توزیع نابرابر فرصت‌ها، ظواهر پرزق و برق، مناسبات پنهان و غیرشفاف، شهوت ثبت رکورد و...شرکت‌کنندگان «بازی مرکب»، ظاهراً در موقعیتی مشترک قرار گرفته‌اند، اما ظرفیت، توانایی‌ و شانس بقای یکسانی ندارند. در حراج تهران نیز همه هنرمندان دسترسی متوازنی به برگزارکنندگان، گالری‌های معتبر، مجموعه‌داران و شبکه‌های فروش ندارند. برخی آثار پیش از ورود به حراج از اعتبار و شبکه منسجم شهرت‌ساز برخوردارند، اما شماری دیگر به زحمت فرصت دیده‌شدن پیدا می‌کنند. افزون بر این، آثار خیل انبوهی از هنرمندان، هیچ‌گاه فرصت و شانس عرضه در حراج را پیدا نمی‌کنند.
در بازی مرکب، یک گروه برخوردار با آسودگی و از جایگاهی امن، رقابت دیگران را نظاره می‌کند. آنها از پیشرفت بازی و پر شدن مخزن پول، بیشترین منفعت را می‌برند و در مقابل، شرکت‌کنندگان در مشقت و اضطراب مداوم، هر لحظه ممکن است زندگی خود را از دست بدهند. در حراج تهران نیز، یک طیف معدود و برخوردار، بیشترین سود را از فروش بالای آثار هنری کسب می‌کنند؛ در حالی که بازارهای کوچک هنر و هنرمندانی که اساسا امکان شرکت در حراج را ندارند، ممکن است تحت فشارهای اقتصادی و نوساناتی که حراج تهران در بازار هنر ایجاد می‌کند، خرد و هضم شوند.یکی از پایه‌های بازی مرکب، قدرت بلامنازع برگزارکنندگان در طراحی قواعد و کنترل میدان رقابت است. در حراج تهران نیز معیارهای انتخاب اثر، قیمت‌گذاری آثار، ترکیب هنرمندان حاضر و اعتبارسنجی آنها، توسط برگزارکنندگان تعیین می‌شوند. بی‌آنکه مبنای روشن و متقنی در میان باشد.ظاهر پرزرق‌وبرق، مناسبات پنهان«بازی مرکب» با طراحی بصری چشمگیر، تضاد میان ظواهر رنگارنگ و خشونت شدید جاری در رقابت را برجسته می‌کند. درباره حراج تهران نیز می‌توان از تضاد میان ویترین پرزرق‌وبرق و رنگارنگ آثار هنری و ثبت رکوردهای میلیاردی با وضع معاش قاطبه هنرمندان و نابرابری آنها در دسترسی به فرصت‌های اقتصادی سخن گفت.اینجاست که حراج تهران باید به پرسشی جدی پاسخ دهد: معیار ورود به این ویترین پرزرق و برق چیست و چرا غالبا طیف محدود و معینی از هنرمندان امکان حضور در آن را پیدا می‌کنند؟ سهم هنرمندان جوان، شهرستانی و جریان‌های کمتر برخوردار هنری از شبکه‌های قدرتمند این بازار ثانویه چقدر است؟
در «بازی مرکب»، همه شرکت‌کنندگان چشم به کسب جایزه بزرگ دوخته‌اند؛ در حراج تهران نیز رقم فروش گاهی چنان برجسته می‌شود که اصل ماجرا به حاشیه می‌رود: اینکه چه کسانی از این معامله کلان سود می‌برند؟ فروش چندمیلیاردی یک اثر، الزاماً به معنای درآمد چندمیلیاردی خالق آن نیست. به‌ویژه در معاملات بازار ثانویه، ممکن است منفعت اصلی به مالک اثر یا دیگر بازیگران معامله برسد، نه هنرمندی که آن را خلق کرده است.
در همین راستا کارشناسان معتقدند که افزایش قیمت‌ آثار هنری در حراج تهران، لزوماً به سود همه هنرمندان نیست و می‌تواند بازارهای کوچک‌تر را تحت‌ تأثیرات منفی قرار دهد. در چنین شرایطی چرا باید رکوردهای نجومی فروش را بی‌درنگ به‌عنوان سند رونق هنر ایران پذیرفت؟ هنگامی که سهم هنرمندان از این رونق روشن نیست، جشن گرفتن برای ارقام بزرگ، بیش از آنکه تصویری کامل و شفاف از وضعیت اقتصاد هنر ارائه دهد، تبلیغ موفقیت طیف محدودی از بازیگران بازار است.مسابقه ارقام نجومییکی از پیامدهای سوء سلطه منطق بازار بر فضای هنر، تبدیل قیمت آثار هنری به معیار اعتباربخشی به آثار است. در این وضعیت، اثر گران‌تر الزاماً اثر مهم‌تری تلقی می‌شود و حضور در حراج، به عنوان نشانه‌ای از جایگاه حرفه‌ای هنرمند مورد تاکید قرار می‌گیرد. آثار هنرمندان بیرون از این چرخه نیز ممکن است تا همیشه در سایه بمانند و هرگز قدر و منزلتی پیدا نکنند؛ نه لزوما به این دلیل که از عیار هنری لازم برخوردار نیستند، به این خاطر که در ویترین رکوردهای حراج تهران، جایگاهی نداشته‌اند.این همان اتفاق نگران‌کننده‌ای است که پیوند حراج تهران با «بازی مرکب» را برجسته می‌کند: وقتی پول و رکورد اصالت پیدا کنند، ارزش‌های دیگر به حاشیه می‌روند. هنر اما مسابقه ثبت رکورد و ارقام نجومی نیست. اگر ضرب چکش جای خلاقیت، اهمیت و کیفیت اثر هنری را بگیرد، بازار به‌جای خدمت به هنر، به عنصری علیه آن بدل می‌شود.
شفافیت، مسئله کلیدی پرسش از شفافیت در حراج تهران، همواره پرسشی کلیدی محسوب شده است. اکنون پس از گذشت ۲۶ دوره از برگزاری حراج، هنوز مشخص نیست که آثار حاضر در این بازار بر مبنای کدام معیارهای هنری‌، کارشناسی و انتخاب می‌شوند؟ قیمت آثار چگونه و بر پایه چه منطق و مکانیزمی تعیین می‌شود؟ هیأت انتخاب و تیم تعیین قیمت متشکل از چه کسانی هستند؟ آثار حاضر در هر دوره از حراج توسط چه کسانی خریداری می‌شوند؟ آیا منابع مالی خریداران از مجرای نظارت‌های قانونی عبور کرده است؟ آیا پاک بودن منابع مالی خریداران پیش از این به اثبات و تایید مقامات حقوقی ذی‌صلاح رسیده است؟ آیا می‌توان مطمئن بود که هیچ پول کثیفی در این حراج وارد فرایند پول‌شویی نمی‌شود؟ و... اگر برگزارکنندگان حراج مدعی‌اند که سازوکارهایشان روشن و قابل دفاع‌اند، چرا اطلاعات قابل‌راستی‌آزمایی بیشتری در اختیار افکار عمومی قرار نمی‌گیرد؟ چرا ارزیابی موفقیت حراج باید عمدتاً حول ثبت رکورد فروش آثار بچرخد؟ چرا هویت خریداران حراج، مثل هویت افراد در بازی مرکب، نامعلوم است و این دو صرفا به‌واسطه کدهایی که به آنها اختصاص داده شده است، شناخته می‌شوند؟ شفافیت، مسئله‌ای تشریفاتی نیست؛ پیش‌شرط اعتماد عمومی است. شباهت حراج تهران با «بازی مرکب» را نه در خشونت بازی، بلکه در پرسش‌هایی که حول قدرت پول و نابرابری فرصت‌ها مطرح می‌شود، باید نگریست. در یک سو، ویترین پرزرق‌وبرق فروش‌های میلیاردی قرار دارد و در سوی دیگر، هنرمندانی که ممکن است در سراسر عمرشان هرگز به این ویترین راه پیدا نکنند و از ثبت رکوردهای نجومی در آن، کمترین سهمی نبرند.
حراج تهران نمی‌تواند در سایه فروش نجومی آثار طیف معدودی و ثابتی از هنرمندان، جواز لازم برای معرفی‌ خود به‌عنوان آینه تمام‌نمای اقتصاد هنر ایران را پیدا کند. رونق واقعی اقتصاد هنر را باید از رهگذر شاخص‌هایی چون گسترش فرصت‌های تولید و عرضه آثار هنری برای همه کنشگران و ذی‌نفعان، بهبود وضع معیشتی آحاد هنرمندان، تنوع و تکثر جریان‌های هنری، گسترش و تسهیل دسترسی همگان به بازار هنر سنجید.
در «بازی مرکب»، پرسش فقط این نیست که چه کسی جایزه بزرگ را می‌برد؛ مسئله مهم این است که چه کسانی قواعد بازی را تعیین می‌کنند و از اجرای آن، سود می‌برند. درباره حراج تهران نیز همین پرسش مطرح است: چه کسانی معیارها و قواعد را تعیین می‌کنند و از ثبت رکوردها سود می‌برند؟مادامی که پاسخ‌های روشنی برای پرسش‌ها و ابهاماتی که همواره در نسبت حراج تهران مطرح بوده، وجود نداشته باشد، نباید رکوردهای میلیاردی آن را باور کرد و آنها را معادل رونق اقتصاد هنرهای تجسمی در ایران دانست.
به‌منظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، می‌توانید آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را از اینجا و یا از طریق فروشگاه‌های «کافه بازار» و «مایکت» دریافت و نصب کنید.#هنر#بازار#اقتصاد#حراج_تهران
08:29 - 19 اکتبر 2026
هنر
هنرهای تجسمی





11 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌Serab Komar‌
@Serabkomar16 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
پس نتیجه گزارش شما: بهانه ای برای پولشویی بدون نظارت به بهانه هنر.

@farid616 ساعت پیش
این واقعا کودتا هست که از فرصت جنگ استفاده کنی برای گسترش بی حجابی و فساد در کشورنهاد های امنیتی باید مقابله کنند

@farid616 ساعت پیش
به ولایت فقیه می گویم اجازه ندهید فریب بدهند ، جنگ برای این ها فقط بهانه است تا فساد را گسترش بدهندهیچ کدام از این ها شهید نمی شوند و آمریکا به دنبال یک رهبر اصلاح طلب هست تا جایگزین کند

تصویر نمایه‌ی ‌امین هنرمند‌
@Honarmandamin16 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
مقایسه جالبی بود

تصویر نمایه‌ی ‌رضا پویا‌
@poyan136916 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
🔻وَمَا أَدْرَاكَ پولشویی وقتی حجم لباس ها زیاد استهر چقدر ماشین لباسشویی حجیم تربهتر

@Zedenghelabbisharaf16 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
یه مشت دزد و قاچاقچی و اختلاسگر برای پولشویی و شوآف میان حراجی تهران. ریخت و قیافشون داد میزنه از چه قماش انگلی هستن

@mollaiemohammad15 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
چقدر هم راحت و بی حجاب نشسته بودنداروپا بود یا آمریکا؟هیچ کشوری به قوانین و ارزش های خودش اینقدر لگد نمیزنه

@farid615 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
مشاوران رهبری نباید اصلاح طلب باشند ، خواهش می کنم مشاوران آقای جلیلی اجازه ندهند این نفوذی ها به ولایت فقیه نزدیک شوند

@user170910002888058930314 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
گروهی که نرخ ارز رامشخص میکنن - افرادی که دراین همایش با هم آشنا میشوند ورویدادهای بزرگتر اقتصادی و سیاسی آینده را شکل میدهندهیچ خط قرمزی ندارندثمره آن پیدایش هسته های قوی فساد ونفوذ

@user17868262934411 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
خداوند بر ثروتشان بیفزاید و به معاملاتشان برکت دهد.🤲🤲

@user17724530138311 ساعت پیش
در پاسخ به @Mohamadkhaji
خیلی از زنهایی که یکشبه ثروتمند شدن ادمای بی سروپایی بودن که خودشون رو در اختیار برخی سیاستمداران قرار دادن. بعضیاشون برای تن‌فروشی. خیلیاشون هم برای کارای کثیفتر.