توصیه شناختی قرآن در تنگنای جهاد
در قانون نبردهای بزرگ، یک لحظه طلایی و تعیینکننده وجود دارد؛ لحظهای که فشار خستگی به اوج میرسد و مبارز پیش خود فکر میکند: «دیگر توان ندارم!» درست در همین نقطه است که مربیان بزرگ رازی را در گوش مبارزِ خود زمزمه میکنند: «فقط به چهره حریفت نگاه کن؛ او هم به اندازه تو، و شاید بیشتر، به نفسنفس افتاده است؛ کسی برنده است که دلیل بزرگتری برای ایستادن داشته باشد!»
گروه اندیشه: بیش از هزار و چهارصد سال پیش، قرآن کریم در شاهکاری روانشناختی، دقیقاً همین فرمول را در لابهلای کلمات آیه ۱۰۴ سوره نساء اشراب کرد تا قلب یک جامعه درگیرِ جنگ ترکیبی را سرشار از امید کند: «در پیگیری و مقابله با دشمن هرگز سستی نورزید! چرا که اگر شما از ضربات و فشارها درد میکشید، بیگمان آنها نیز درست مانند شما درد میکشند و در رنجاند؛ با این تفاوت بزرگ که شما از خدا امیدی دارید که آنها از آن محروماند... و خداوند همواره بر همه چیز دانا و حکیم است.» این آیات، امروز زندهترین و عملیاتیترین نسخه برای رمزگشایی از حال و هوای منطقهای است که ما در آن زندگی میکنیم؛ متنی که از ما میخواهد به جای خیره شدن به سختیهای مقطعی خودمان، یک پله بالاتر بایستیم و بر اساس مفهوم «مقایسه اجتماعی» (Social Comparison Theory) که در روانشناسی لئون فستینگر (Leon Festinger) مطرح شده، زاویه دیدمان را عوض کنیم تا با دیدن واقعیتِ دردهای پنهانشدهی حریف، به یک تعادل و قدرت روانی دست یابیم.
توهم روئینتن بودن دشمن؛ افسانهای که واقعیت ندارد!تصویری که غرب و رژیم صهیونیستی دوست دارند از خود در ذهن ما بسازند، تصویر ابرقدرتی بیدرد، مرفه و روئینتن است. اما وقتی از پشت این نقاب به میدان واقعی نگاه میکنیم، میبینیم قاعده قرآنیِ «آنها نیز مانند شما درد میکشند» در حال تحقق است.
امروز، ماشین جنگی و اقتصادی غرب با هزینههای نجومی در حال فرسایش است. این دقیقاً همان بحرانی است که پاول کندی (Paul Kennedy)، مورخ و استراتژیست سرشناس غربی، در نظریه «بسط بیش از حد امپراتوری» (Imperial Overstretch) به آن اشاره میکند؛ نظریهای که میگوید یک قدرت بزرگ وقتی تعهدات نظامی و استراتژیکش از توان اقتصادیاش فراتر برود، منابع خود را میبلعد و از درون فرو میریزد. کافی است به التهاب تنگه هرمز، دریای سرخ و تنگه بابالمندب نگاه کنید؛ نقطهای که شریان انرژی حامیان صهیونیسم هدف قرار گرفت. نتیجه؟ هزینه بیمه و ترانزیت سر به فلک کشید و شهروند آمریکایی برای هر گالن گازوئیل مجبور به پرداخت ۶.۵ دلار شد. این یعنی تزریق تورم و نارضایتی به قلب جامعهای که توان تحمل فشارهای ژئوپلیتیک را از دست داده است.
در قلب تلاویو نیز رژیمی که وعده رفاه مطلق میداد، با فرار سرمایهها و شکافهای عمیق دستوپنج نرم میکند. آنها، دقیقاً همانگونه که قرآن میگوید و تئوریسینهای استراتژیک غربی هشدار دادهاند، زیر بار تعهدات ظالمانهی خود در حال «خونریزی اقتصادی و روانی» هستند.
تردستی رسانهای؛ چرا دردهای حریف به چشم نمیآید؟اگر آنها هم به نفسنفس افتادهاند، پس چرا ما گاهی احساس میکنیم تنهاترین ملت جهانیم؟ اینجا قلمرو اندیشمندان علوم ارتباطات و «جنگ شناختی» (Cognitive Warfare) است. رسانههای غرب برای پوشاندن رنجهای خود دقیقاً از الگوی «برجستهسازی» (Agenda-Setting Theory) اثری از مکسول مککومبز (Maxwell McCombs) پیروی میکنند؛ یعنی تعیین میکنند شما باید درباره چه چیزی فکر کنید. آنها نورافکن و لنز دوربینها را منحصراً روی نوسانات ارز و تورم ما قفل کردهاند.
آنها در گام بعد، از مفهوم «چارچوببندی» (Framing) که اروینگ گافمن (Erving Goffman) جامعهشناس مشهور طرح کرده بهره میبرند؛ مشکلات خود را تحت عنوان «تغییرات مقطعیِ بازار» قاببندی کرده، اما کوچکترین نوسان ما را به نشانه «فروپاشی و پایان کار» فریمبندی میکنند! به علاوه، رسانههای وابسته با ضریب دادن به افراد ناامید و خفه کردن صداهای مقاومت و امید، عامدانه تئوری «مارپیچ سکوت» (Spiral of Silence) متعلق به الیزابت نوئل-نیومان (Elisabeth Noelle-Neumann) را اجرا میکنند؛ تا اکثریت مقاوم و دیندار جامعه تصور کنند در اقلیت هستند و در برابر مشکلات دستها را بالا ببرند. وقتی این شعبدهبازی و جنگ روانی را بشناسیم، دیگر نه مرعوب هیبت توخالی دشمن میشویم و نه مقاومت باشکوه خود را دستکم میگیریم.
عامل «امید»؛ سلاح نامرئی و بیرقیب مااما آنچه به یک جامعه مؤمن قدرت میدهد در برابر تحریمها و تروریسم رسانهای قد راست کند، گوهر درخشانی است که آیه قرآن به آن افتخار میکند: «وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ» (و شما به خداوند امیدی دارید که آنها ندارند).
امید متصل به پول، با کم شدن پول تبخیر میشود و انگیزه مقاومت دشمن غربی در همین نقطه تمام میشود. اما ریشه تابآوری ما در باوری است که سالها بعد، ویکتور فرانکل (Viktor Frankl) روانپزشک سرشناس اتریشی پس از زنده ماندن در اردوگاههای کار اجباری نازیها، در مکتب خود به نام «معنادرمانی» (Logotherapy) آن را به عنوان یک قانون روانشناختی فریاد زد: «انسانی که چرائی (معنایی) برای زندگی کردن داشته باشد، میتواند تقریباً با هر چگونگی (سختی) کنار بیاید.»
امید جامعه ایمانی به تحقق وعده نصرت الهی، استقرار عدالت و اعتقاد به جهانی که زیر نظر یک خالق حکیم اداره میشود، یک "معنایِ فرامادی" خلق میکند؛ یک "امید استراتژیک" (به تعبیر ریک اسنایدر در Hope Theory) که با بمباران و تحریم تخریب نمیشود. ما معتقدیم تحملِ سختیهای این رویارویی دارای «معنا» است. این دلبستگی ایمن به خدا، همان عاملی است که تابآوری افسانهای ما را فراتر از حد استانداردهای محاسباتیِ غرب برده است.
سخن آخر؛ مائیم و این میدان افتخار!امروز در کوران یک نبرد ترکیبی ایستادهایم. ابزار مادی دشمن شاید در نگاه اول خیرهکننده باشد، اما حریف از درون پوک و بهشدت آسیبپذیر شده است. رسالت امروز ما رسوا کردن این شعبدهبازیهای رسانهای است. نباید فریب مارپیچ سکوتی را بخوریم که طراحی کردهاند تا دستاوردها را ناچیز جلوه دهند. با دیدن چهرهی نفسافتادهی حریف از پشت نقابها و با تکیه بر آن ایمان معنادار، محکم و استوار میایستیم. ما هیچ سستی در قدمهایمان راه نمیدهیم؛ چرا که منطق تاریخ، علمِ روانشناسی نوین، و پیش از همهی آنها آیات متین قرآن یک چیز را میگویند: پیروزی نهایی، تنها متعلق به قلوبی است که دل به وعدههای تخلفناپذیر پروردگار بستهاند.بمنظور دسترسی پایدار به اخبار و مطالب ما، آخرین نسخه اپلیکیشن خبرگزاری فارس را میتوانید از اینجا و در فروشگاههای «کافه بازار» و «مایکت» دانلود و نصب کنید.
20:21 - 3 اکتبر 2026