حرم عبدالعظیم حسنی، لنگرگاه شیعه‌خانه امام زمان عج

روزهای تاریک جنگ جهانی اول بود؛ چکمه‌پوشان روس و انگلیس از شمال و جنوب، تمامیت ارضی ایران را لگدمال کرده بودند. مرحوم آیت‌الله‌العظمی نائینی، پریشان و دل‌نگران از سقوط کشور، دست به دامان توسل شد. در همان شب پرالتهاب، در عالم رؤیا دید که دیواری به شکل نقشه ایران در حال فروریختن است.
گروه اندیشه: ناگهان، حضرت ولی‌عصر (عج) دست مبارکشان را ستون دیوار کردند، آن را به جای خود بازگرداندند و فرمودند: «اینجا شیعه‌خانه ماست؛ می‌شکند، خم می‌شود، خطر هست، ولی ما نمی‌گذاریم سقوط کند، ما نگهش می‌داریم» (نک: کتاب میر مهر).
هجرت‌های تمدن‌ساز؛ هندسه معنوی شیعه‌خانهاما این «شیعه‌خانه» چگونه بنا شد که این‌چنین تحت ضمانت آسمان قرار گرفت؟ پاسخ این سؤال راهبردی را باید در هجرت‌های تمدن‌ساز سادات علوی، به‌ویژه فرزندان روح‌بخش امام کاظم (ع) جست‌وجو کرد. هجرت‌هایی که تنها یک پناهندگی سیاسی نبود، بلکه خروج از ولایت طاغوت و ورود به ولایت‌الله برای معماری یک تمدن جدید در فلات ایران بود (طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن). دوری ایران از مرکز خلافت ظالمانه اموی و عباسی از یک‌سو، و عشق ذاتی ایرانیان به فرزندان پیامبر (ص) از سوی دیگر، این سرزمین را به پناهگاهی امن برای پایه‌گذاری یک مکتب رهایی‌بخش تبدیل کرد. در قلب این هندسه معنوی، نام یک مرد به‌عنوان پرچم‌دار اسلام اصیل و انقلابی می‌درخشد: حضرت عبدالعظیم حسنی (ع).
سفیر سیار و مجاهد سه‌گانهعبدالعظیم حسنی (ع) تنها یک راوی حدیثِ گوشه‌نشین نبود. او به تعبیر دقیق، «سفیر سیّار» و دوّار اهل‌بیت (ع) بود که مأموریت داشت شبکه‌ای از شیعیان را در دل خفقان سازماندهی کند. مجاهدت او سه ضلع قدرتمند داشت: نخست «جهاد علمی» برای نشر معارف ناب؛ دوم «مواسات و گره‌گشایی از کار مردم» که او را چنان بالا برد که خود در عالم مکاشفه راز مقامش را «احسان به خلق» معرفی کرد (نک: کیمیای محبت، آیت‌الله ری‌شهری)؛ و سوم «جهاد حادّ سیاسی» برای تحقق آرمان انسان ۲۵۰ساله، یعنی پایه‌گذاری حکومت الهی. به‌پاس همین مجاهدت‌ها بود که امام هادی (ع) مدال افتخارآمیز «أنتَ وَلیُّنا حَقّاً» (تو به حق دوستدار و یاور مایی) را بر سینه این امامزاده انقلابی نصب کردند (الأمالی الصدوق/ص338).
هم‌خونی با ثارالله؛ راز برابری ری و کربلاهمین روحیه مبارز است که او را به مقام «اقتران ثاری» (پیوند با خون‌خواهی سیدالشهدا) می‌رساند (نک: مفاتیح‌الجنان، اعمال شب نیمه شعبان)؛ تا جایی که امام هادی (ع) پاداش زیارت او را در ری، هم‌سنگ زیارت سیدالشهدا (ع) در کربلا می‌داند و می‌فرماید: «لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیم عِندَکُم لَکُنتَ کَمَن زارَ الحُسَینَ» (کامل الزیارات/ص۳۲۴). این برابری شگفت‌انگیز، ریشه در «سنخیت وجودی» این مهاجر مجاهد با مکتب عاشورا دارد؛ چرا که به لحاظ فلسفی، علت اساسی پیوند و انضمام پدیده‌ها، هم‌جنس بودن و سنخیت آن‌هاست (نک: مجموعه آثار شهید مطهری/ج۱۶/ص۲۲۵). اهل‌بیت (ع) با این دستورالعمل، در واقع به شیعیان نشانی یک «پایگاه فرماندهی» را در مرکز ایران می‌دادند تا با الگوگیری از او، جبهه حق را تقویت کنند.
ری؛ قبله تهران و لنگرگاه امنیت ملیامروز، بارگاه ملکوتی حضرت عبدالعظیم (ع) و امامزادگان مجاورش چون حضرت حمزه (ع) تنها یک زیارتگاه ساده نیستند. اینجا به تعبیر رهبر شهید انقلاب: «ریشه و قبله تهران است و از لحاظ معنوی مرکز اشعاع تهران به‌حساب می‌آید» (نک: 1373/08/05). این جغرافیا، یک ظرفیت بی‌نظیر برای تجمع و شبکه‌سازی صالحان است. بی‌دلیل نیست که با هدایت غیبی امام حسین (ع) در عالم رؤیا، شخصیتی چون حاج مرزوق حائری از کربلا به ری کشیده می‌شود تا سنت عظیم عزاداری «شب‌های مسلمیه» را در این صحن و سرا پایه‌گذاری کند و ری را به کانون تپنده احساسات مذهبی پایتخت تبدیل نماید.
سخن آخر؛اگر امروز به تاریخ پرفرازونشیب ایران نگاه کنیم، درمی‌یابیم که راز ماندگاری این آب‌وخاک در برابر طوفان‌ها، گره‌خوردن هویت ملی با همین میراث تمدن اسلامی است. صیانت از حاکمیت توحید و حفظ تمامیت ارضی ایران، جدا از نام و یاد این مهاجران تمدن‌ساز نیست. مقاومت امروز این مرزوبوم، امتداد همان اسلام انقلابی است که حضرت عبدالعظیم (ع) بذر آن را در خاک ری کاشت. توجه ویژه به حرم ایشان به‌عنوان قطب فرهنگی تهران، در واقع پاسداری از همان دیواری است که در رؤیای آیت‌الله نائینی، به دست ولی‌خدا استوار ماند. تا زمانی که قلب تپنده پایتخت به عشق سفیران کربلا می‌تپد، پرچم این «شیعه‌خانه» هرگز بر زمین نخواهد افتاد.
14:29 - 25 شهریور 1405
اندیشه