راز حکم رهبری به فرمانده؛ بازدارندگیِ فراتر از موشک از دل محله
جمله فرمانده بسیج مستضعفین مبنی بر اینکه «انسجام مردم بازدارندگی بیشتری از موشک دارد.» اگر جدا از حکم جدید او خوانده شود، شاید تنها یک تعبیر پرطنین به نظر برسد؛ اما وقتی کنار مفاد همان حکم قرار میگیرد، معنای راهبردی پیدا میکند.
گروه اندیشه: تأکید بر تعمیق فرهنگ مقاومت، تقویت شبکه اطلاعات مردمی، بهرهگیری از فناوریهای نوین و توسعه خدمات اجتماعی با محوریت مسجد، از یک تغییر مهم در منطق امنیت خبر میدهد: در عصر جنگهای ترکیبی، بازدارندگی فقط در مرزها ساخته نمیشود؛ در محلهها هم ساخته میشود.این مفهومی است که بهوضوح در حکم انتصاب فرمانده نیروی مقاومت بسیج توسط رهبر حکیم انقلاب دیده میشود. دلیل این تغییر روشن است. تهدید امروز فقط حمله کلاسیک نظامی نیست که با رادار و موشک و پادگان پاسخ بگیرد. جنگهای جدید، پیش از آنکه از مرز عبور کنند، از شکاف اجتماعی، شایعه، جنگ روایتها، فرسایش اعتماد، نفوذ شبکهای و برهمزدن انسجام عمومی وارد میشوند. در چنین صحنهای، اگر جامعه از درون متصل، بااعتماد و سازمانیافته نباشد، حتی قدرت سخت هم بهتنهایی کفایت نمیکند. درست از همین نقطه است که میتوان فهمید چرا در حکم جدید فرمانده بسیج، «مسجد»، «محله»، «مردم» و «اطلاعات» در کنار هم نشستهاند.
این منطق، پشتوانهای آشکار در قرآن و سنت دارد. قرآن از یک سو فرمان میدهد: «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة»؛ هر چه میتوانید از قدرت آماده کنید. اما بلافاصله روشن میکند که قدرت بدون انسجام، ناتمام است: «وَلا تَنازَعوا فَتَفشَلوا وَتَذهَبَ ریحُکُم»؛ نزاع نکنید که سست میشوید و اقتدار شما از میان میرود. آیه «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لا تفرقوا» نیز وحدت را از یک فضیلت اخلاقی به یک اصل بقا و اقتدار جمعی ارتقا میدهد. در کنار اینها، فرمان «یا أیها الذین آمنوا خذوا حذرکم» نشان میدهد جامعه مؤمن، فقط جامعه ایمان نیست؛ جامعه هوشیاری و آمادگی هم هست. روایت نبوی «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشدّ بعضه بعضاً» نیز همین تصویر را کامل میکند: جامعه ایمانی زمانی بازدارنده است که اجزای آن همدیگر را نگه دارند.
حکم جدید بسیج را باید ترجمه سازمانی همین منطق دانست. در این نگاه، مسجد فقط محل عبادت نیست؛ کانون اعتماد، هویت، خدمت و شبکهسازی اجتماعی است. محله فقط یک محدوده جغرافیایی نیست؛ واحد اقدام در مقیاس زندگی روزمره است. و مردم فقط مخاطب امنیت نیستند؛ بخشی از زیرساخت امنیتاند. به همین دلیل، «شبکه اطلاعات مردمی» در کنار «خدمات اجتماعی» آمده است؛ چون تجربه تاریخی و دانش جدید هر دو میگویند شبکهای که فقط ببیند و گزارش کند، پایدار نمیماند؛ شبکهای پایدار است که هم مسئله را تشخیص دهد و هم اعتماد عمومی را حفظ کند.واکنش جریان ضدانقلاب نیز خود دلیلی بر این مدعا و همچنین اهمیت و تأثیرگذاری آن است.
نظریههای علمی جدید هم همین مسیر را تأیید میکنند. رابرت پاتنام از «سرمایه اجتماعی» سخن میگوید؛ همان پیوندهای اعتماد و همکاری که جوامع را در بحران مقاومتر میکند. رابرت سمپسون با مفهوم «کارآمدی جمعی» نشان میدهد محلههایی که در آنها آشنایی، اعتماد و احساس مسئولیت متقابل وجود دارد، در برابر آشوب و بینظمی تابآورترند. مایکل من نیز این توان را «قدرت زیرساختی» مینامد؛ یعنی جایی که اقتدار، فقط در دستور از بالا خلاصه نمیشود، بلکه در تاروپود نهادهای ریشهدار اجتماعی جریان پیدا میکند. به زبان ساده، آنچه در حکم جدید دیده میشود، تلاش برای تبدیل مسجد و محله به بخشی از همینقدرت زیرساختی است.
نمونه عینی این منطق را میتوان در جنگ جهانی دوم دید. وقتی لندن زیر بمبارانهای سنگین آلمان قرار گرفت، دفاع بریتانیا فقط به جنگندهها در آسمان متکی نبود. در خیابانهای تاریک شهر، نیروهای محلی ARP Wardens مردم را به خاموشی، پناهگیری و نظم هدایت میکردند؛ Home Guard، شوراهای محلی و نهادهای مدنی، محلهها را به شبکهای از هشدار، امداد و مراقبت تبدیل کرده بودند. راز پایداری لندن فقط در نیروی هوایی خلاصه نمیشد؛ در این هم بود که جامعه، خودش به بخشی از سازوکار دفاعی تبدیل شده بود. این همان نقطهای است که جمله «انسجام مردم بازدارندگی بیشتری از موشک دارد» را از سطح شعار به سطح تجربه تاریخی میرساند.در عملیات نرماندی که مبدأ پیروزیهای متفقین در جنگ جهانی دوم (1944) محسوب میشود نیز اطلاعات آمایش ساحل پیش از حمله با عکسهای تفریحی مردم و تجمیع اطلاعات حاصل از تحلیل آنها به دست آمد. (Big Data)ها ابتدا از خورده اطلاعاتی به وجود میآیند که ارزان در دستان مردم است. چه غوغایی در تقدیم مؤمنانه آن نه با فریب، که بهعنوان وظیفه شرعی بهنظام اسلامی ایجاد میشود.
در تاریخ اسلام نیز همین منطق با زبان عصر خود دیده میشود. مسجدالنبی فقط محل عبادت نبود؛ مرکز مشورت، خبر، بسیج و تصمیمگیری اجتماعی بود. صحیفه مدینه نیز صرفاً یک پیمان سیاسی نبود؛ چارچوبی برای نظم جمعی و دفاع مشترک بهشمار میآمد. در منابع سیره آمده است که در بدر، از نشانههای میدانی برای برآورد توان دشمن استفاده شد و در احزاب، مأموریت حذیفه بن یمان برای خبرگیری از وضعیت دشمن، نمونهای روشن از اهمیت اشراف اطلاعاتی در لحظه تهدید بود. معنای این تجربهها روشن است: جامعه ایمانی زمانی پایدار میماند که میان ایمان، سازمان اجتماعی و هوشیاری پیوند برقرار کند.
از این منظر، راهبرد تازهای که در حکم جدید فرمانده بسیج و در موضعگیری اخیر او دیده میشود، صرفاً یک طراحی اداری یا جابهجایی سازمانی نیست. این راهبرد، پاسخی به تغییر ماهیت تهدید است. اگر تهدید به درون جامعه، به محله، به افکار عمومی و به شبکههای اجتماعی منتقل شده، بازدارندگی هم ناگزیر باید از همین نقاط آغاز شود. موشک میتواند مرز را امن کند، اما محله منسجم است که جامعه را نفوذناپذیر میکند. برای همین، در منطق این حکم، مسجد، محله، مردم، خدمت و اطلاعات، اجزای پراکنده نیستند؛ اضلاع یک دکترین واحدند: بازدارندگی اجتماعی برای صیانت از نظام اسلامی.
18:04 - 3 شهریور 1405