سقوط نساجی، تیم رنجها و ریشهها
حالا که نساجی سقوط کرد، چیزی بیشتر از یک جایگاه در جدول لیگ ازدسترفته، دل خیلیها شکسته و این شکست، شکست یک تیم نیست، زخمی است بر تن شهری که سالها است زیر بار بیتوجهی له شده ولی هنوز ایستاده است.
به گزارش فارس مازندران، قائمشهر، شهری که صدای دستگاههای کارخانه نساجیاش تا سالها در گوش مردم زنده بود. روزگاری، سه کارخانه نساجی داشتیم، سه قلب تپنده که نبض زندگی کارگران و خانوادهها را در دست داشت. دیری نگذشت که سو مدیریتها سبب شد خاموششدن چراغهایش شد. دودها از دودکشها رفتند و داغ این واحدهای صنعتی، روی دلمان ماند.در دل همین روزگار سخت، یک دلخوشی داشتیم، تیم فوتبال نساجی. تیمی که روی چمن سبز، برای همه ٱنهایی بازی میکرد که کار و نانشان را ازدستداده بودند، ولی هنوز امید داشتند. نساجی برای ما فقط یک تیم فوتبال نبود، یکجور مقاومت بود، یکجور نفسکشیدن.و وسط همه این رنجها، تیم فوتبالی بود به نام نساجی. تیمی که نه فقط فوتبالبازی میکرد که نفس میکشید برای مردم. نساجی یک تیم نبود، هویت قائمشهر بود. وقتی میبرد، انگار شهر میدرخشید، وقتی گل میزد، صدایش از پنجره خانهها رد میشد تا دل مردم.در دل این خاطرات و زخمها، نساجی مازندران تنها یک تیم فوتبال نبود؛ عصارهای از تاریخ و هویت شهر بود. تیمی که با پای کارگران شکل و با دل مردم جان گرفت.وقتی نساجی به لیگ برتر رسید، شادی در خیابانها جاری شد؛ نه فقط برای یک پیروزی ورزشی، بلکه برای اثبات اینکه قائمشهر هنوز ایستاده است.تیمی که بعد از شصت و اندی سال پا به لیگ برتر گذاشت و امید شهر خسته بود سقوط کرد، یک سقوط تلخ و شکننده.
انگار قصه قائمشهر، پر است از افتادنها و دوباره بلندشدن،چراکه قائمشهر فقط یک شهر نیست؛ ریشه است، خاطره است، کار و زحمت و عشق است.شهری که روزگاری با صدای دستگاههای نساجی شماره دو، بیدار میشد و با بوی پنبه خیسخورده به خواب میرفت.کارخانهای که حالا ساکت است ولی هنوز هم در خاطره مردمان شهر زنده است. شاید امروز کارخانههایمان خاموش شده باشند، شاید تیممان نه که عشقمان، افتاده باشد، اما قائمشهر هنوز زنده است و تا وقتی یادمان نرود که بودیم و چه داشتیم، هنوز میتوانیم برگردیم، دوباره بسازیم، دوباره بلند شویم.حالا که نساجی سقوط کرد، چیزی بیشتر از یک جایگاه در جدول لیگ ازدسترفته، دل خیلیها شکسته و این شکست، شکست یک تیم نیست، زخمی است بر تن شهری که سالها است زیر بار بیتوجهی له شده ولی هنوز ایستاده است. شاید امروز غمگین باشیم، شاید دلمان گرفته باشد، شکسته باشد، ولی عشق به نساجی خاموششدنی نیست. میدانم دوباره بلند میشویم، دوباره میسازیم، چراکه نساجی فقط یک تیم نیست؛ نساجی خودِ ماست.این سقوط، پژواکی از دردهای قدیمی است؛ از تعطیلی کارخانهها تا مهاجرت جوانان و فراموشی تدریجی شهری که روزگاری قلب تپنده صنعت کشور بود.
هواداران نساجی، سالها سختی کشیدند، اما وفادار ماندند. آنها ثابت کردهاند که فوتبال، تنها ۹۰ دقیقه نیست، بلکه تداوم امید است، بازتاب هویت جمعی است و در شهری مثل قائمشهر، یک نماد فرهنگی -اجتماعی است.همانطور که کارخانههای خاموش، هنوز در حافظه جمعی مردم زندهاند، نساجی هم میتواند دوباره برخیزد؛ بهشرط آنکه ارادهای برای بازسازی آن شکل بگیرد، از دل مردم، با همراهی مدیریت، و حمایت نهادهای مسئول.قائمشهر هنوز نفس میکشد. هنوز همصدای هوادارانی که با شال قرمز و چشمهای اشکآلود در سکوها نشستند، شنیده میشود.هوادارانی که در گرمای تابستان و سرمای زمستان، تیمشان را تنها نگذاشتند، چه وقتی نساجی میبرد، چه وقتی میباخت، همیشه صدای تشویقشان بلند بود. عشقشان شرط نداشت، توقع نداشت، فقط بود؛ بیقید، بیمرز، بیمنت.
اردیبهشت، همان ماهی است که با نساجی به لیگ برتر، صعود کردیم، در جام حذفی جام گرفتیم و امشب سقوط کردیم. سقوطی تلخ. به گزارش فارس، با تساوی دو تیم تراکتور و نساجی در تبریز، نساجی ۲۳ امتیازی شد و با وجود شکست مس رفسنجان ۲۷ امتیازی مقابل ذوبآهن اصفهان، سقوط نساجی به لیگ آزادگان یک هفته مانده به پایان لیگ برتر فوتبال قطعی شد و تیم قهرمان، نساجی را به لیگ یک فرستاد و این پایان نساجی، امید شهر خسته در لیگ برتر بود. #نساجی#سقوط#فوتبال_ایران #هویت#کارخانه 22:42 - 18 اردیبهشت 1404