مردم امروز دعوای سیاسی نمیخواهند
در شرایطی که مردم بیش از همیشه به آرامش، امید و پاسخ روشن درباره مسائل پیشروی کشور نیاز دارند، بخشی از رسانهها همچنان درگیر بازنشر دعواهای سیاسی و اظهارنظرهایی هستند که نتیجهای جز دامن زدن به اختلافات ندارد.
این روزها بعضی حرفها و اظهارنظرها را میبینیم که واقعاً آدم میماند چرا باید اصلاً منتشر شوند. گاهی حتی خود رسانه هم میداند حرفی که منتشر میکند نه خبر مهمی است، نه اطلاعات تازهای به مردم میدهد و نه مشکلی از جامعه حل میکند. با این حال، برای جذب مخاطب، حفظ مخاطبان قبلی یا اینکه رسانه نشان دهد در کدام طرف ایستاده است، آن را منتشر میکند.شرایط کشور را همه میدانیم. کشور در وضعیتی جنگی قرار دارد، فشار اقتصادی روی مردم زیاد است و نگرانی و فشار روانی هم کم نیست. در چنین شرایطی، رسانهها و کسانی که تریبون دارند، بیشتر از همیشه باید حواسشان به حرفی که میزنند و چیزی که منتشر میکنند باشد.اگر در این مدت به صحبتهای افراد مختلف دقت کرده باشید، شاید یکی از چیزهایی که بیشتر از بقیه به چشم میآید، صحبتهای سردار محسن رضایی باشد. او محکم و با اطمینان حرف میزند و درباره موضوعاتی صحبت میکند که خیلی از مردم در ذهنشان دارند. گاهی آدم هنگام شنیدن صحبتهای او این احساس را پیدا میکند که انگار پرسشهای مردم را شنیده و دارد به همانها جواب میدهد.بخشی از این حس شاید به نوع ادبیاتی برگردد که در صحبتهای او وجود دارد. کمتر از کلماتی استفاده میشود که مردم را مقابل هم قرار دهد یا به اختلافات داخلی دامن بزند. در عوض، حرفهایی درباره کشور، منافع ملی و ایران شنیده میشود که برای هر ایرانی میتواند قابل فهم و دلگرمکننده باشد.
سیاست البته هیچوقت کاملاً پاک و سفید نیست. اختلاف نظر هم طبیعی است. اما آیا واقعاً لازم است در همه جمعها، از نشستهای دوستانه و دورهمیها گرفته تا محل کار و تجمعات شبانه، به جای اینکه درباره این فکر کنیم که امروز چه باید بکنیم و سهم و وظیفه ما در این شرایط چیست، باز هم بحث را به اصلاحطلب و اصولگرا و وفاق و نفاق بکشانیم؟ به یکی حمله کنیم و به دیگری توهین کنیم؟این روزها بعضی حرفها از مسئولان، صاحبان تریبون و حتی روزنامهنگارانی که سالها در این کار بودهاند شنیده میشود که آدم را به فکر میاندازد. واقعاً بعد از این همه سال تجربه و کار حرفهای، انتظار میرود در چنین شرایطی موضعی گرفته شود که نتیجهاش بیشتر کردن اختلاف و عصبیتر کردن جامعه باشد؟اینکه برای نگه داشتن چند مخاطب یا برای اینکه خودمان را در یک جریان خاص نشان دهیم، مطلبی منتشر کنیم که جز ضرر و هزینه چیزی برای کشور ندارد، قابل دفاع نیست. خسارت، خسارت است. فرقی نمیکند کسی که آن را ایجاد میکند خودش را اپوزیسیون بداند یا پوزیسیون.باید قبول کنیم بعضی بحثها را باید پشت سر بگذاریم. باید کمی از این فضای همیشگی دعوای سیاسی فاصله بگیریم و به بلوغ سیاسی برسیم. اینکه چهار خبر از چهار کانال بخوانیم و تحلیل دو کارشناس را بشنویم، به این معنی نیست که سیاست را میفهمیم یا در آن صاحبنظر شدهایم.گاهی سیاسی بودن به تنهایی کافی نیست. آدم باید در کنار شناخت سیاسی، نگاه علمی داشته باشد، منافع کشور را هم ببیند، باور و اعتقاد خودش را داشته باشد و از همه مهمتر بداند چه حرفی را چه زمانی باید بزند.
باید حواسمان باشد که هر چیزی که ناگهان در فضای مجازی دستبهدست میشود، الزاماً ارزش همراه شدن ندارد. دشمن سالها برای کار اطلاعاتی و نفوذ تلاش کرده و این موضوع را هم بارها نشان داده است. بعضی موجها ممکن است در ظاهر حتی ضد دشمن به نظر برسند، اما اگر نتیجهشان اختلاف، بدبینی و از بین رفتن همدلی میان مردم باشد، باید درباره همراه شدن با آنها کمی مکث کرد.بد نیست گاهی شرایط امروزمان را با ده سال پیش مقایسه کنیم. به روابطمان، نگاههایمان و چیزهایی که آن زمان برایمان مهم بود فکر کنیم. آن وقت شاید بهتر ببینیم در این سالها چه چیزهایی تغییر کرده، چه چیزهایی ارزش گذشته خود را از دست داده و چه چیزهایی امروز برایمان مهمتر شده است.شاید امروز بیش از هر چیز لازم باشد بفهمیم هر حرفی ارزش بازنشر ندارد و هر اختلافی هم نباید به دعوای عمومی تبدیل شود. در چنین روزهایی، قبل از اینکه چیزی بگوییم یا منتشر کنیم، بد نیست از خودمان بپرسیم آیا این حرف قرار است چه چیزی به مردم و کشور اضافه کند؟
12:00 - 31 شهریور 1405