کارآموزان فنی و حرفهای بهاباد برای زائران پیاده امام رئوف لباس دوختند
کارآموزان مرکز فنی و حرفهای بهاباد با دوخت لباس کاروان پیاده زینبیون، همآوایی مهارت و عشق را به تصویر کشیدند تا زائران پنجمین دوره این سفر معنوی به طوس، ۲۵ روز مسیر عشق را با لباسی از جنس ارادت طی کنند.
به گزارش خبرگزاری فارس از بهاباد، پارچهها را که پهن میکنند، رنگ ارادت دارد. سوزن و نخ، دستبهدست هم دادهاند تا لباسی آماده شود برای زائران حضرت ثامنالحجج(ع). کارگاه، بوی عشق میدهد؛ بوی همان دستانی که شب تا صبح، برای غریبهای که نمیشناسندش، پیراهن میدوزند.امسال نیز توفیق خدمت به کاروان پیاده زینبیون امام رضا(ع) نصیب این دیار شد. کارآموزان خیاط مرکز فنی و حرفه ای بهاباد، با عشق و ارادتی وصفناپذیر، پروژه دوخت لباسهای این کاروان معنوی را در کارگاه طراحی و دوخت آغاز کردند. مراحل نهایی دوخت پیراهن و شلوار زائران را نیز خیاطان متعهد و توانمند، شبها در خانههایشان به پایان رساندند؛ همان ساعتهایی که باید برای خودشان میبود، اما آنها ترجیح دادند برای زائران امام رضا(ع) بگذرد.
صدیقه خانم مربی این کارگاه میگوید: وقتی گفتیم قرار است برای کاروان زینبیون لباس بدوزیم، هیچکس نگفت وقت ندارم، همه با جان و دل قبول کردند. بعضی از کارآموزان، حتی کارهای شخصیشان را عقب انداختند تا این لباسها بهموقع آماده شود، برایشان مهم نبود چند ساعت کار کردند؛ مهم این بود که این پیراهن، تن زائر امام رضا(ع) را میپوشاند.امسال، این خدمترسانی با ایام مبارک هفته ملی مهارت و روز ملی کارآفرینی مقارن شده است؛ تقارنی که جلوهای دیگر از نقش مهارتآموزی را در دل عمل به نمایش گذاشت آنهم جایی که علم و هنر دست در دست هم، در مسیر خدمت به فرهنگ رضوی به کار گرفته شد.
خانم امینی، مربی کارگاه ادامه میدهد: برای کارآموزان ما، این فقط یک پروژه آموزشی نبود، آنها احساس میکردند دارند به یک آرزو جامه عمل میپوشانند؛ آرزوی خدمت به زائر امام مهربانیها. پیوند صنعت، مهارت و معنویت در شهرستان بهاباد، نشانه ای از پیوندی ناگسستنی است که در این دیار خو گرفته است اینها حاصل تلاش شبانهروزی مربیان، کارآموزان و خیاطانی که نامشان شاید هیچگاه گفته نشود، اما دستان پرمهرشان، بر تن هزاران زائر امام رضا(ع) نشسته است و راهی دیار عاشقی کرده است یکی از کارآموزان میگوید: وقتی سوزن را در پارچه فرو میکردم، دلم پیش زائری بود که هنوز نمیشناسمش و دلم همراهش تا مسیر حرم را طی کند.
با خودم میگفتم؛ کاش این لباس، دعای خیرش را برای من هم داشته باشد. مهارتی که یاد گرفتهایم، امروز به کار آمد تا قدمی، هرچند کوچک، در راه خدمت به آقا امام رضا(ع) برداشته باشیم.این پیراهنها، همین روزها بر تن کاروانی نشست که برای پنجمین بار، سفر عشق و ارادت خود را به مشهد مقدس آغاز کردند.
از گلزار شهدای بهاباد، جایی که خاک آن با خون بهترین فرزندان این دیار آمیخته است، خانوادهها با چشمانی اشکبار و قلبهایی لبریز از ایمان، کاروان را بدرقه کردند. دستهایی که تا دیروز سوزن میزدند، امروز دست به دعا بلند شده بودند برای زائرانی که راه افتاده بودند.در میان این کاروان نورانی، کوچکترین زائر تنها ۱۳ سال دارد و بزرگترین آنها ۶۳ ساله است. فاصلهٔ نیمقرن میان این دو نسل، با یک هدف مشترک پر شده است: پای پیاده رسیدن به بارگاه منور امام رضا علیهالسلام. پیر و جوان، شانه به شانه، قدم در راهی گذاشتهاند که هر گامش ثواب و هر نفسش ذکر است.این عاشقان دلسوخته، پس از ۲۵ روز پیادهروی حماسی و عبور از شهرها و دیارهای کویری و کوهستانی طبس، دیهوک، فردوس، گناباد و تربتحیدریه، خود را به آستان قدس رضوی خواهند رساند؛ همان لباسی که کارآموزان بهابادی با عشق دوختند، اکنون همراه قدمهای زائران، مسیر عشق را طی میکند.
کاروان زینبیون بهاباد، تنها یک گروه پیادهروی نیست؛ تجسم زنده شعار «زینب، الگوی صبر و مقاومت» است. اینان وارثان همان روحیهای هستند که در کربلا ایستاد و امروز در مسیر مشهدالرضا، با دل شکسته، فریاد «یا علی بن موسی الرضا» سر میدهند.
17:51 - 21 مرداد 1405