روایت وداع دانشگاه تهران با رتبه ۱۱ المپیاد مهندسی مواد
صبح امروز دانشگاه تهران در سکوتی سنگین فرو رفته بود، جایی که دانشجویان و استادان، با قلبی شکسته، برای وداع با محمدامین کلاته، نخبهای که انفجار آزمایشگاه امیدهایش را قطع کرد، جمع شده بودند.
گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری فارس: صبحی غمانگیز در دل دانشگاه تهران، جایی که باد پاییزی با نجوایی سرد میان درختان کهنسال میپیچید و برگهای زرد را چون اشکهای خاموش به زمین میریخت. صدای قرآن از بلندگوها، همچون نالهای از عمق تاریخ، فضا را پر کرده بود و هر آیهاش داغی تازه بر دلهای شکسته مینشاند. من، به عنوان خبرنگار، ایستاده بودم در مقابل آزمایشگاه مواد و متالورژی، همان جایی که چند روز پیش، انفجار مهیب گاز هیدروژن، زندگی جوانی پر از امید را به پایان رساند. محمدامین کلاته دانشجوی نخبه کارشناسی ارشد مهندسی مواد که رتبه یازدهم المپیاد کشوری را داشت و آیندهای درخشان پیش رویش بود، حالا تنها نامی بود بر بنرهای سیاه.در دو سوی ورودی محوطه، بنرهای مشکی با عکس لبخند آرام محمدامین، کنار آرم دانشگاه تهران آویزان شده بودند. زیر عکس شعری حک شده بود: «کز سنگ ناله خیزد...» که هر بار نگاهم به آن میافتاد، گویی سنگدلترین آدمها هم نمیتوانستند جلوی اشکهایشان را بگیرند. باد، بنرها را تکان میداد و انگار با هر لرزش، خاطرهای از خندههای او را زنده میکرد – خندههایی که حالا در سکوت ابدی فرو رفته بودند.مراسم وداع با خواندن نماز میت در محوطه دانشکده آغاز شد؛ نمازی که زیر آسمان ابری پاییزی، با صدای امام جماعت که از اندوه میلرزید، خوانده میشد و چون خنجری بر دل حاضران فرو میرفت.
جمعی از استادان، کارکنان و دانشجویان دانشگاه از جمله احمد خضری، محمدحسین امید، قاسمیه (رئیس دانشکدگان فنی)، موسوی (رئیس مرکز حوزه ریاست و روابط عمومی دانشگاه) و تمامی معاونان دانشجویی و آموزشی در این مراسم حضور داشتند. حضورشان نشانهای از همدردی جامعه دانشگاهی با خانواده و دوستان این دانشجوی جوان بود. استادان با چهرههای خسته و چشمان قرمز، کارکنان دانشگاه که دستهایشان را به نشانه اندوه عمیق در هم گره زده بودند و دانشجویان، این آیندهسازان جوان که حالا درس تلخ مرگ را میآموختند، در میان جمع ایستاده بودند.
دوستان نزدیک محمدامین، در گوشهای جمع شده بودند، برخی بیقرار قدم میزدند و برخی مات و متحیر به زمین خیره بودند. یکی از همکلاسیها، با صدایی لرزان زیر لب زمزمه میکرد: «قرار بود پروژهمون رو همین هفته تحویل بدیم...» هنوز باورم نمیشه که دیگه نیست. اشکها بیوقفه میریختند و هوا سنگین از بوی گلهای تازه و عطر خاطرات بود. یکی دیگر از دوستانش، با چشمانی پفکرده، به من گفت: «محمدامین عاشق علم بود، شب و روز در آزمایشگاه میماند. رتبه برتر کنکور بود، المپیاد رو فتح کرده بود، اما حالا... چی مونده ازش جز یه عکس؟» هر گوشه محوطه، پر از بهت بود؛ دانشگاه امروز نه کلاس درس فیزیک یا شیمی، بلکه کلاس صبر و تحمل داغی جبرانناپذیر بود.من هرگز محمدامین را از نزدیک ندیده بودم، اما ایستادن در میان این جمع، روبهروی عکسش، احساسی عجیب و سنگین را در دلم زنده میکرد. گویی روح او هنوز در باد پاییزی میچرخید و اشکهایی که بیدعوت بر گونهها جاری میشدند، گواه این بودند که از دل سنگ هم ناله برمیخیزد.
به همه آن لحظاتی که او در آزمایشگاه صرف کرده بود فکر میکردم، به هشدارهایی که نادیده گرفته شده بودند، به تجهیزاتی قدیمی که جان یک نخبه را گرفتند. این نه فقط مرگ یک دانشجو بود، بلکه زنگ خطری برای همه دانشگاهها، برای همه کسانی که علم را بدون ایمنی دنبال میکنند.پیکر مهندس محمدامین کلاته، پس از وداع جانسوز در دانشگاه، با بدرقه همکلاسیها و استادانش، به سوی بهشت زهرا (س) منتقل شد. جوانی که به عشق علم ماند و نامش در دل جامعه دانشگاهی ماندگار شد.
رئیس دانشگاه محمدحسین امید اعلام کرد: با توجه به تلاشهای علمی ویژه محمدامین و با هماهنگیهای صورتگرفته توسط مسئولان دانشگاه و دستور مساعد ریاست شورای شهر، آقای مهندس چمران، پیکر این دانشجوی نخبه در قطعه نامآوران بهشتزهرا(س) به خاک سپرده خواهد شد. نیلی نیز، با صدایی گرفته از تاثر، ابراز تاسف عمیق کرد و گفت: محمدامین یکی از بهترین دانشجویانم بود، کارهای علمیاش فوقالعاده بود. نام و یاد او همیشه در بین ما ماندگار خواهد ماند.پایان پیام/#دانشگاه#دانشگاه_تهران #نخبه #محمدامین_کلاته #مهندس#انفجار_دانشگاه_تهران #انفجار_امیرآباد #مرگ_نخبه#محمدحسین_امید 12:44 - 12 مهر 1404