عملیات مرگبار «نقاب» در پایگاه هوایی نوژه!

انگشت خلبان خائن بر روی دکمه‌های آماده‌سازی فانتوم می‌لرزید تنها چند دقیقه تا پرواز مرگبار به سوی جماران و بمباران خانه امام باقی مانده بود.
خبرگزاری فارس؛ شیراز: در عمارت‌های مجلل و مصادره‌ای شمال تهران، جایی که بوی گند خیانت با عطر یاس‌های تابستان در هم آمیخته بود، توطئه‌ای عظیم در حال قوام آمدن بود. شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر ورشکسته شاه، از پناهگاه امن خود در پاریس، با دلارهای خونین و چراغ سبز مستقیم سازمان سیا، شبکه‌ای عنکبوتی از امرای بازنشسته ارتش شاهنشاهی، ساواکی‌های فراری و سیاستمداران مطرود را فرماندهی می‌کرد. آنها خود را «نقاب» نامیدند؛ سازمانی برای «نجات قیام انقلاب بزرگ» که در حقیقت، پوششی برای بازگرداندن ایران به اسارت و وابستگی بود.اما این ضیافت گرگ‌ها، یک میهمان ویژه دیگر هم داشت: سازمان منافقین (مجاهدین خلق). این گروهک که پس از پیروزی انقلاب، با سهم‌خواهی و ترور، ماهیت واقعی خود را آشکار کرده بود، در این توطئه نیز نقشی کلیدی بر عهده گرفت.آنها که در نفاق و خیانت شهره بودند، وظیفه جمع‌آوری اطلاعات از داخل کشور، شناسایی اهداف ترور و آماده‌سازی تیم‌های آشوب شهری را بر عهده داشتند تا همزمان با بمباران‌های هوایی، پایتخت را به حمام خون بکشانند.نقشه، شیطانی و دقیق به نظر می‌رسید. قلب عملیات، پایگاه هوایی استراتژیک شاهرخی (نوژه) در همدان بود.
قرار بود در نیمه‌شب ۱۸ تیر ۱۳۵۹، اسکادرانی از جنگنده‌های فانتوم F_4به پرواز درآمده و به صورت برق‌آسا، بیت امام خمینی (ره) در جماران، فرودگاه مهرآباد، ستاد کل سپاه و کمیته‌ها و مراکز حساس دولتی را بمباران کنند.با ایجاد شوک و وحشت اولیه، تیم‌های ترور منافقین و دیگر گروه‌های مسلح سلطنت‌طلب، مسئولان باقی‌مانده را حذف می‌کردند و با تصرف صدا و سیما، پیام پیروزی بختیار و آغاز «عصر نجات» پخش می‌شد. این پازل پیچیده که یک سر آن در واشنگتن، سری دیگر در تل‌آویو و بغداد و بازوهای اجرایی آن در تهران و همدان بودند، معتقد بود با یک نمایش قدرت بی‌رحمانه، مقاومت مردمی را در هم خواهد شکست.آنها همه چیز را محاسبه کرده بودند، جز قدرت ایمان و خشم ملتی که تازه طعم استقلال را چشیده بود.

مثلث شوم یک کودتا

چرا آمریکا و اسرائیل اینچنین برای موفقیت نقاب سرمایه‌گذاری کرده بودند؟ پاسخ در عمق کینه‌ای بود که از انقلاب اسلامی به دل داشتند.آمریکا با سقوط شاه، نه فقط ژاندارم منطقه و متحد استراتژیک خود را از دست داده بود، بلکه با تسخیر لانه جاسوسی‌اش، تحقیری تاریخی را تجربه می‌کرد که ابرقدرتی‌اش را زیر سؤال برده بود. کودتای نوژه، فرصتی طلایی برای انتقام و بازگرداندن مهره سوخته پهلوی به قدرت بود.سازمان سیا با ارائه اطلاعات طبقه‌بندی شده نظامی و وعده حمایت‌های مالی و سیاسی، مستقیماً این عملیات را هدایت می‌کرد.این یک قمار بزرگ برای کاخ سفید بود تا به جهان نشان دهد هیچ انقلابی بدون اجازه ارباب حق نفس کشیدن ندارد.
در سوی دیگر، اسرائیل، موجودیت نامشروع خود را در تضاد مستقیم با آرمان‌های انقلاب اسلامی ایران می‌دید. امام خمینی (ره) با اعلام روز جهانی قدس، مبارزه با صهیونیسم را از یک نزاع عربی به یک تکلیف جهانی اسلامی بدل کرده بود و این برای تل‌آویو، یک تهدید وجودی بود. سازمان جاسوسی موساد، دوشادوش سیا، در شناسایی و جذب نیروهای خائن و طراحی عملیات اطلاعاتی نقش داشت.آنها می‌دانستند که موفقیت این انقلاب، الهام‌بخش تمام ملت‌های آزاده منطقه برای مقاومت خواهد بود.در کنار این دو، صدام حسین، دیکتاتور بعثی عراق که با تحریک آمریکا خود را برای تهاجمی تمام‌عیار به ایران آماده می‌کرد، به کودتاچیان قول داده بود که همزمان با عملیات آنها، مرزهای هوایی عراق را برای پشتیبانی باز گذارد و با حرکت نیروهایش، جبهه دومی را علیه ایران بگشاید. این اتحاد شوم میان استکبار جهانی، صهیونیسم و ارتجاع منطقه، با پیاده‌نظام داخلی‌شان یعنی سلطنت‌طلبان و منافقین، حلقه‌ای از آتش به دور ایران کشیده بود، غافل از آنکه این سرزمین، با دست غیبی خداوند محافظت می‌شود.

سقوط نقاب

در حالی که شمارش معکوس برای آغاز عملیات خیانت آغاز شده بود، در قلب یکی از خلبانان کودتا، غوغایی به پا شد. وجدانش، او را میان وسوسه مقام و ترس از ریختن خون هزاران بی‌گناه، به صلیب کشیده بود. تصویر چهره آرام و مصمم امام و فریادهای الله اکبر مردمی که برای انقلابشان جان داده بودند، یک لحظه او را رها نمی‌کرد. او نمی‌توانست بخشی از این لکه ننگ ابدی باشد. در یک تصمیم آنی و شجاعانه که مسیر تاریخ را عوض کرد، در دل تاریکی شب، خود را به منزل آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس‌جمهور وقت) رساند و تمام نقشه شیطانی را بی‌کم‌وکاست فاش کرد: ساعت دقیق پرواز، اهداف بمباران، کدهای رمز و اسامی سران کودتا. این توبه، همان امداد الهی بود که تمام محاسبات مادی دشمن را به سخره گرفت.بلافاصله ستاد خنثی‌سازی با محوریت اطلاعات سپاه و همکاری ارتش و کمیته‌ها شکل گرفت.
زمان به سرعت می‌گذشت. همزمان با این افشاگری، گزارش‌های مردمی از همدان که از تحرکات مشکوک در اطراف پایگاه نوژه نگران شده بودند، صحت اطلاعات را تأیید کرد. این هم‌افزایی معجزه‌آسا میان یک وجدان بیدار و بصیرت مردمی، رمز پیروزی بود. پیش از آنکه اولین فانتوم بتواند چرخ‌هایش را از زمین جدا کند، نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پایگاه را به محاصره کامل درآوردند. کودتاچیان که در اتاق عملیات با غرور آخرین دستورات را صادر می‌کردند، ناگهان با یورش غافلگیرانه پاسداران مواجه شدند. پس از درگیری کوتاهی، سران اصلی کودتا دستگیر و شبکه عملیاتی متلاشی شد. همزمان، خانه‌های تیمی در تهران که عوامل منافقین و سلطنت‌طلبان در آن منتظر شنیدن رمز عملیات بودند، یکی پس از دیگری توسط نیروهای امنیتی فتح شد. پرواز خیانت برای همیشه به زمین نشست و نقاب از چهره کریه آمریکا، اسرائیل و مزدوران داخلی‌شان فرو افتاد.

استیصال یک دشمنی بی‌پایان

شکست حقارت‌بار کودتای نوژه، تنها یک پیروزی امنیتی نبود؛ بلکه اثبات این حقیقت بود که انقلاب اسلامی، متکی به سلاح و ساختارهای کلاسیک نیست، بلکه ریشه در ایمان و اراده ملتی دارد که با رهبری الهی خود پیون خورده است.اما این شکست، دشمنی آمریکا و اسرائیل را پایان نداد، بلکه آن را عمیق‌تر و کینه‌توزانه‌تر کرد.از فردای آن روز، این خصومت در اشکال دیگری بروز یافت: تحمیل جنگ هشت ساله از طریق صدام، ترور دانشمندان و مسئولان به دست منافقین، اعمال فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ، و به راه انداختن یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار در عرصه‌های رسانه‌ای، فرهنگی و اقتصادی. هدف، همان هدف کودتای نوژه بود: به زانو درآوردن ایران مستقل.امروز، بیش از چهار دهه پس از آن شب تاریخی، همان دشمنان شکست‌خورده، با ابزارهای پیچیده‌تر و نقاب‌های جدیدتر در برابر ایران قدرتمند ایستاده‌اند.
یک روز نقاب مذاکره و دیپلماسی، روز دیگر نقاب دفاع از حقوق بشر و فردایی دیگر نقاب مقابله با تروریسم را بر چهره می‌زنند. اما در پس تمام این صورتک‌ها، همان چهره عبوس و همان هدف شوم نهفته است. آنها از شکست در میدان نبرد سخت در نوژه و دفاع مقدس، به جنگ نرم و فشارهای اقتصادی روی آورده‌اند، اما همچنان در دستیابی به هدف نهایی خود یعنی براندازی نظام جمهوری اسلامی، مستأصل و ناکام مانده‌اند. تاریخ به ما می‌آموزد که سرنوشت این توطئه‌های مدرن نیز، همچون سرنوشت پرواز ابتر فانتوم‌های نوژه، چیزی جز شکست و رسوایی برای طراحان آن نخواهد بود، چرا که ایران، راز ماندگاری خود را در تکیه بر قدرت لایزال الهی و وحدت ملی یافته است.
08:55 - 18 تیر 1404

0 بازدید