افشای تجارت کثیف علم؛ استعفای استاد ایرانی جهان را شوکه کرد
در پس شاخصهای علمی برای طبقهبندی دادهها و ارزیابی پژوهشها دنیایی نهفته است که هدف آن نه بر اساس خدمت به جامعه، بلکه بر اساس سود ناشران بزرگ تعیین میشود.
ماجرای استعفای آرش ابیزاده یک هشدار تکاندهنده است: غرب حتی علم را هم به میدان تاراج سرمایهداری کشانده است. آنچه امروز در ظاهر «شاخص علمی» یا «رتبهبندی دانشگاهی» خوانده میشود، در باطن ابزاری برای انحصار دانش، سانسور حقیقت و دوشیدن جیب ملتهاست. کارتلهای غولپیکر انتشاراتی مثل الزویر و کلاریویت، همان نقش کمپانیهای نفتی در استعمار قرن گذشته را بازی میکنند؛ علم را تصرف کرده، با نام شاخص و استاندارد به ملتها تحمیل میکنند و از رنج محققان بیدفاع، سودهای نجومی به جیب میزنند.غرب با نقاب «جهانیشدن» دانشگاهها را وادار میکند برای دیدهشدن، خود را در قالبهای ساختگی اسکوپوس و ایمپکت فاکتور فرو ببرند. نتیجه این است که دانشگاهها به جای خدمت به مردم خود، در رقابتی پوچ برای جلب رضایت داوران و ناشران غربی منابع ملی را هدر میدهند. استعفای ابیزاده در حقیقت یک شورش علیه همین نظم ظالمانه است؛ نظمی که علم را از مسیر حقیقت به تجارتخانههای لندن و نیویورک منحرف کرده است.امروز اگر ملتها به فکر استقلال علمی نباشند، همانطور که در انرژی و سیاست گرفتار استعمار شدند، در قلمرو اندیشه نیز بردهٔ غرب خواهند شد. راهحل، ساختن شبکههای بومی و بینالمللی مستقل برای انتشار آزاد دانش است؛ شبکهای که علم را به خدمت مردم بازگرداند، نه به خدمت سودجویان غربی.#افشای_کارتل_علمی#استقلال_آکادمیک#نه_به_استعمار_علم