ائتلاف منطقه ای بدون ایران شدنی نیست

این روزها خبر حضور سران امنیتی سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان در ایران مطرح شده است. برخی معتقدند این همان تداوم توافق مکه است که برخی مسوولان ایرانی از ابتدا نسبت به آن خوش بین و برخی بشدت بدبین بودند. برخی آنرا ابزار سعودی برای مقابله با جریان مقاومت و خصوصا یمنی ها دانستند که در این چند مدت معلوم شد تصور صحیحی نبوده است چرا که با وجود حملات بسیاری گسترده انصارالله به سعودی دقیقا یک روز پس از امضای توافق مکه تا کنون هیچ دخالتی توسط کشورهای دیگر در این درگیری صورت نگرفته است. خوانش دیگری که در جهان اسلام صورت گرفت دو تعریف از این توافق داشت. یکی آن را در مقابل اسرائیل و بخاطر احساس خطر تعدی او بخاطر فقدان قدرت سابق آمریکا و پایگاههای او در منطقه دانست. فلسطینی ها و بخش مهمی از اسلامگرایان این تحلیل را داشتند. برخی هم آنرا نه تقابل با ایران که یک بازطراحی قوای منطقه ای تصور کردند که برای ارسال پیام کنترل به ایران انجام شده است. این جریان معتقد است که ضربات گسترده ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس و پایگاههای آمریکا در منطقه می تواند نوعی غرور را برای او بهمراه داشته باشد که ما باید با ایستادن کنار هم آنرا بالانس کنیم. هم زمان عده ای معتقدند که هم سعودی و خصوصا ترکیه و پاکستان اصلا انگیزه تقابل با ایران و جبهه مقاومت را ندارند. آنها ایران را رقیب خود می بینند حال آنکه اسرائیل دشمنی بیخ گوش آنهاست که تهدیدهای متوالی او ادامه دارد.
نشانه اینکه ترکیه قصد ندارند ایران و جبهه مقاومت مقابل اسرائیل تضعیف بشود را هم در کنترل جولانی در سوریه برای عدم مقابله با حزب الله لبنان با وجود فشارهای مستقیم ترامپ و البته اسرائیل بر می شمارند. این جریان معتقد است ترکیه می داند که اگر حزب الله در لبنان شکست بخورد، رژیم صهیونی بلافاصله سوریه را به طور کامل اشغال خواهد کرد و آنگاه ترکیه همسایه مستقیم دولت خونریزی خواهد شد که عملا علیه اسلامگرایان اخوانی و ترکها بشدت سخن می گوید و خطر آنها را گوشزد می نماید. اینکه ترکیه پیشنهاد برگزاری نشست گفتگو میان سوریه و حزب الله را مطرح می نماید هم نشانه دیگری برای عدم تمایل تضعیف مقاومت در مقابل رژیم خطرناک صهیونی است. ماجرای یمن هم برای آنان حکم مشابهی دارد با این تفاوت که سعودی عملا با دخالت در امور کشور یمن خود را بی دلیل وارد نزاعی اشتباه کرده است و باید به زودی به آن پایان بدهد. وضعیت پاکستان هم که واضح است. او از اینکه ضربه دیدن ایران بتواند به روی کار آمدن جریانی کاملا همسو با آمریکا منجر بشود و عملا او را که امروز نه با هند نه با افغانستان مرتبط نیست در محاصره زمینی کامل قرار بدهد! بدنه اجتماعی و مردمی هم که بشدت طرفدار انقلاب اسلامی ایران است و خود مانعی بزرگ برای تحقق اهداف سوء می باشد. خصوصا که در دو دهه اخیر تنها سرمایه گزار خارجی این کشور، چین بوده و نفوذ او رو به فزونی است نمی توان براحتی سخن از رویکردهای ضدایرانی در پاکستان زد. درست است که همه این کشورها رابطه نسبتا خوبی با آمریکا دارند ولی استقلال در تصمیم گیری آنها را باید امری نسبی دانست.
نه آنها را غلام حلقه به گوش آمریکا بدانیم نه جریانی مستقل و ضدآمریکایی! درک این پیچیدگی می تواند ما را به تصمیمات عاقلانه تری سوق بدهد. ماجرای اهمیت چنین توافقاتی اما اساسا از کجا شروع می شود؟ از باز طراحی ساختار امنیتی منطقه بعد از آمریکا که با جنگ ما و ضرباتی که به پایگاههای او زدیم جدی تر شد و این خروج قطعا تسریع خواهد شد. این مساله مهم، چیزی نیست که بتوان درباره آن سکوت کرد یا برنامه نداشت. بازطراحی یک ساختار جدید سیاسی امنیتی یکی از ضرورت های دوره پساجنگ است که ما باید در آن فعال برخورد کنیم و حتما یکی از راهکارهای جایگزین نظم آمریکایی، ایجاد ائتلاف های بومی و محلی است که طبعا باید با حضور کشورهای قدرتمندتر منطقه صورت بپذیرد. نکته قابل توجه دیگر آن است که در چنین ائتلاف هایی که وزن اعضای آن تقریبا برابر است اساسا سوال از محوریت کدام کشور روا نیست و باید پرسید که جهت گیری اصلی این توافقات باید به چه سمت و سویی باشد. همه می دانند که عدم حضور ایران در چنین ائتلاف هایی کارایی آنها را از بین خواهد برد. ایران را نمی توان و نباید نادیده گرفت و ایران هم باید با رویکردهای امت گرایانه و استکبار ستیزانه که در ارکان فکر انقلاب اسلامی است تلاش کند تا اصل نفی حضور آمریکا در منطقه را از طریق حضور فعال در این ائتلاف ها تثبیت نماید. از این رو بازطراحی ائتلاف مکه با حضور ایران، عراق، یمن، مصر و برخی کشورهای دیگر یک ضرورت راهبردی برای دوران پساجنگ ماست. دورانی که باید مقدمه اخراج نهایی آمریکا از منطقه باشد.
منطقه ای که آمریکا می خواهد عناصر آن را از عدم حضور خود بترساند و در این راستا هم سعی دارد تا ترس از ایران را مضاعف نماید. پیام ایران در چنین شرایطی باید بیش و پیش از همیشه دوستی و برادری باشد چنانچه تاکنون بوده است. ایران هیچ جنگی را علیه هیچ کس به راه نیانداخته است. ایران مساله محوری خود را بجای نزاع های طرفینی، درگیری با اشغالگران قدس و فلسطین کرده است و حالا همه درک می کنند که خطر این رژیم برای منطقه چقدر زیاد است. ایران از دعواهای مذهبی بین شیعه و سنی عبور کرده و در مقابل افراطیون طرفین، خود او ایستاده است. اینها همه یعنی ایران در رویکردهای امت گرایانه و استکبارستیزانه خود صادق بوده است و می تواند شریک خوبی برای تامین امنیت خودکفای منطقه باشد.
10:43 - 5 آبان 1405

1 بازنشر
17٫8k بازدید