معادلهی جدید جنگ را درست بفهمیم
اجماع کمنظیری در میان اندیشمندان روابط بینالملل وجود دارد که رفتار دولت ترامپ در قبال جنگ ایران پس از برگزاری انتخابات کنگره - فارغ از نتیجهی آن - سختگیرانهتر خواهد بود؛ گزارهای که حتی دکتر محمود سریعالقلم با تمامی حواشی اندیشهای خود هم نسبت به آن هشدار داده است. یعنی اگر امکان امتیازگیری و پایان جنگ وجود داشته باشد، امکان وقوع آن در پیش از انتخابات بالاتر از پس از انتخابات است. این مساله، در بخشی از حاکمیت ایران نیز درک شده و تغییر راهبردی که در روزهای اخیر از سوی تهران صورت گرفته، مبتنی بر همین گزاره است. تلاش برای ایجاد تحول در وضعیت تنگه هرمز و بالا رفتن تنش که حتی نوعی از رفتار عصبی را از سوی ارتش آمریکا به دنبال داشت، به دنبال ایجاد چنین فشاری بر طرف آمریکایی است که میتواند بسیار موثر باشد.
با این حال، برخی دیگر از سیاستمداران که چنین باوری ندارند و حتی برای اجرای سیاست «اعطای پنجره خروج به ترامپ» حاضر شدند که کوچکترین واکنشی نسبت به جنایات آمریکا در روزهای اخیر نداشته باشند، به دنبال اجرای «تئاتر دیپلماتیک» برای گذر از حدود دو ماه باقی مانده تا انتخابات کنگره هستند تا بتوانند حسیننیت خود را به ترامپ اثبات کنند. سفر هیات ایرانی به قطر و سفر احتمالی هیات قطری به تهران و آغاز احتمالی نمایش تکراری سفر وزیر کشور پاکستان به تهران در روزهای پیشرو، راهبرد این جریان برای مقابله با اعمال هرگونه فشار به دولت ترامپ بیش از ماه نوامبر است. این سفرها و اقدامات، «قطعاً هیچ» هستند و هیچ پیشبرد دیپلماتیکی برای منافع ملی ایران ایجاد نمیکنند و تاثیری هم بر تغییر شرایط میدان ندارند اما میتوانند فشار بر بازارهای جهانی را مهار کنند تا ترامپ با خیال راحتتری به طراحی راهبردهای انتخاباتی خود در داخل آمریکا بپردازد.
در چنین شرایطی، فرانسه هم با استفاده از موقعیت خود به عنوان رئیس دورهای شورای امنیت سازمان ملل، در حال انتقامگیری از ایران بابت ناکامی در میزبانی خلیج فارس است. ارجاع تقریباً قطعی پروندهی ایران از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شورای امنیت و تلاش برای تصویب آن، محکومیت ایران به دلیل برخورد با دو دیپلمات متخلف فرانسوی و چند اقدام ضدایرانی دیگر، برنامهی پاریس تا پایان سپتامبر است که با توجه به عدم حضور نمایندهی دائم ایران در سازمان ملل، فشار دیپلماتیک سنگینی علیه کشورمان ایجاد خواهد شد که تاکنون هم فکر موثری برای مقابله با آن صورت نگرفته است. رفتار غیرموثر وزیر امور خارجه کشورمان در روزهای اخیر و حتی در سفر رئیسجمهور به قرقیزستان، انتظاری را برای مواجههی واقعی و موثر با این فرایند ضدایرانی ایجاد نمیکند. اساساً دستگاه دیپلماسی ایران در هفتههای اخیر، نه به صورت نمادین و سمبلیک بلکه به صورت واقعی و عینی تبدیل به یک ادارهی دولتی برای برگزاری نمایشگاه و فروشگاه شده است.
مفهومی تحت عنوان «دیپلماسی دوجانبه» که بیشتر از ۹۰ درصد فعالیتهای دیپلماتیک در سطح جهان را پوشش میدهد، وزن و جایگاه واقعی در ساختار دیپلماسی ایران ندارد و ۱۰ درصد ارتباط با سازمانهای بینالمللی، جایگزین آن شده است. ناکارآمدی، بیانگیزگی و بیایدهگی شخص دکتر سیدعباس عراقچی هم به این وضعیت دامن زده است تا عملاً از وزارت امور خارجهی ایران صرفاً تلاشهای واتساپی برای اخذ ویزای نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل باقی مانده باشد و هیچ فعالیت دیپلماتیک دیگری - حتی گفتگو با طرفهای روسی و چینی برای تشویق به وتوی قطعنامهی احتمالی شورای امنیت علیه ایران - پیگیری نشود. در چنین وضعیتی و با توجه به شرایط دستگاه دیپلماسی کشور که اولویت خود را به استخدام افرادی مانند سرکار خانم مینو خالقی اختصاص داده، رفتار پخته و دقیق شورای عالی امنیت ملی و اعلام مواضع منطبق بر منافع ملی ایران، جدیترین امید برای ایجاد تحول در راهبردهای اعلامی و اعمالی تهران در روزهای پیش روست.
20:00 - 16 شهریور 1405