📢مردم میگویند: «مشکل ما کالا نیست، پول نداریم!»نامه سرگشاده سیدمحمدرضا قلعه نوی به دکتر عارف معاون اول رئیس جمهور .«جناب آقای عارف، ما در شرایطی هستیم که مردم دیگر با کمبود کالا درگیر نیستند؛ آنها با کمبود "پول" درگیرند.»
بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای محمدرضا عارف، معاون اول محترم رئیسجمهور سلام علیکم و رحمهالله؛با احترام و در جایگاه دلسوز این نظام مقدس، سخنان اخیر شما در حاشیه بازدید از دانشگاه صنعتی شریف را با دقت دنبال کردم. اذعان شما به اجرای برنامههایی برای "مهار قیمتها" و "ایجاد ثبات نسبی در بازار"، نویدبخش است، اما لازم است چند نکتهی حیاتی را که در تار و پود اقتصادی امروز جامعهی ایران تنیده شده، با شما در میان بگذارمشما فرمودید: «برنامههایی برای مهار قیمتها در دست اجراست تا در حد مقدور، ثبات نسبی در بازار ایجاد شود.» و همچنین «گرانی را میپذیریم، اما موضوع مهمتر، پدیده گرانفروشی است که نیازمند برخورد جدی است.»این سخنان، اگرچه در ظاهر منطقی و در راستای وظایف دولت است، اما واقعیت ملموس مردم را آنگونه که باید، بازتاب نمیدهد. در حالی که شما بر "مهار قیمتها" و "برخورد با گرانفروشی" تأکید دارید، بزرگترین چالش امروز جامعهی ما، نه "گرانفروشی" بلکه "فقدان قدرت خرید" است. مردم توان خرید حتی کالاهای ضروری با قیمتهای فعلی را ندارند. این مسئله، یک جنگ اقتصادی فرسایشی برای سفرههای مردم است.شما همچنین اشاره کردید: «در حوزه کالاهای اساسی، هیچگونه نگرانی وجود ندارد.» و «محدودیتی در واردات کالا وجود ندارد.» این اطمینانبخشی شما در مورد تأمین کالا، قابل تقدیر است. اما وقتی مردم توان مالی برای خرید همان کالاهای موجود را ندارند، "وجود کالا" به تنهایی مشکل را حل نمیکند. آیا وقتی پول در جیب مردم نباشد، این فراوانی کالا چه معنایی خواهد داشت؟
جناب آقای عارف، ما در شرایطی هستیم که مردم دیگر با کمبود کالا درگیر نیستند؛ آنها با کمبود "پول" درگیرند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، این فقدان قدرت خرید، شکاف طبقاتی را عمیقتر کرده و زمینهساز ناآرامیهای اجتماعی خواهد شد.عدم توجه جدی به وضعیت اقتصادی مردم و قدرت خرید آنها، در نهایت به نفع دشمن تمام میشود. وقتی مردم احساس کنند که دولت قادر به تأمین نیازهای اولیهی آنها نیست یا اینکه ثبات اقتصادی تنها در حد حرف باقی مانده، اعتماد عمومی خدشهدار میشود. این بیاعتمادی، خود بزرگترین سرمایهی دشمنان است. آنها با ایجاد نارضایتی اقتصادی، شکاف بین مردم و حاکمیت را افزایش میدهند و از این خلأ برای پیشبرد اهداف خود بهره میبرند. وقتی مردم توانایی خرید کالاهای اساسی را نداشته باشند، ناامیدی از آینده افزایش مییابد. این ناامیدی به نارضایتی تبدیل شده و زمینهساز اعتراضات خواهد شد. دشمنان با برجسته کردن مشکلات اقتصادی و ناتوانی دولت، روایت خود را مبنی بر "شکست نظام" تقویت میکنند.بیتوجهی به معیشت مردم، پیوند ناگسستنی بین مردم و نظام را سست میکند.پیشنهاد بنده این است که به جای تمرکز صرف بر "مهار قیمت" و "برخورد با گرانفروشی" (که البته خود مهم هستند)، تمرکز اصلی باید بر افزایش قدرت خرید مردم باشد. این امر نیازمند بازنگری اساسی در سیاستهای اقتصادی، حمایت مستقیم از اقشار آسیبپذیر، و ایجاد رونق اقتصادی واقعی است که منجر به افزایش درآمد و توان مالی خانوارها شود.
شما فرمودید: «مردم در شرایط جنگی به سمت ذخیرهسازی کالا حرکت نکردند؛ الگوی مصرف مردم عادی بوده.» این رفتار ستودنی مردم، نشانهی صبر و اعتماد آنهاست. این اعتماد، بزرگترین سرمایهی نظام است و نباید با بیتوجهی به معیشت مردم، این سرمایه را به هدر داد.امید است با نگاهی واقعبینانهتر به عمق مشکلات اقتصادی مردم، راهکارهایی مؤثرتر و پایدارتر برای عبور از این چالشها اتخاذ گردد.خادم ایران سیدمحمدرضا قلعه نوی ✍️مهر و امضاء هفتم اردیبهشت ماه هزار و چهارصد و پنج
22:27 - 7 اردیبهشت 1405