از استشهادِ امامِ امت تا تجدید مطلع نظام انقلابی
تشییع تاریخی؛ پیمان تازه تمدن ایرانی با پیش قراول نظم جدید جهانبسم الله الرحمن الرحیم. السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام.امروز، در مقطعی از تاریخ ایستادهایم که در طی صدها سال نظیری نداشته است. بیش از صد روز از تهاجم ناجوانمردانه دشمن و شهادت مظلومانه رهبر حکیم و امام شهید ما، حضرت آیتالله سید علی خامنهای، به دست رژیم تروریست آمریکا و صهیونیسم میگذرد و ما در آستانه بزرگترین تشییع تاریخ تمدن بشری قرار داریم. از روزی که آدم ابوالبشر پا بر این کره خاکی نهاد، تا رحلت پیامبر خاتم (ص) و شهادت سیدالشهدا (ع)، تا امروز، جامعه بشری چنین تجمعی را با این مختصات و این عظمت به خود ندیده است. ما در کجای تاریخ واقع شدهایم؟ هر چقدر که ما معنای این تشییع را بهتر بفهمیم و معنا و مفاهیم آن را دقیقتر، عمیقتر و جامعتر تلقی کنیم، روی کنشگری، روشهای روایی و حضور ما در این حماسه تاثیر خواهد گذاشت.
غربیها و به تبع آن، غربزدههای داخلی، آرزویشان این است که با خاکسپاری پیکر مطهر امام شهید، آرمان او، مکتب او و منظومه معرفتی او را نیز به خاک بسپارند و نقطه پایانی بر مکتب اسلام ناب محمدی (ص) که به دست امام خمینی (ره) در کشور ما ظهور کرد و با سید علی خامنهای به قله رسید، بگذارند. آنها یزیدیان زماناند که جشن گرفتهاند و از کینهای که به ولایت دارند، در پوست خود نمیگنجند. اما رسالت ما چیست؟ رسالت ما این است که تشییع امام شهید را به یک «نقطه عطف» و یک «تجدید مطلع» برای احیای انقلاب اسلامی تبدیل کنیم. دشمنان گمان کردند آقا را بمثابه بزرگترین مانع غارت فرهنگ و سیاست و اقتصاد ایران از پیش رو بر می دارند اما خامنهای با شهادتش دشمنانش را ناکام خواهد کرد. در تشییع سید علی خامنهای، آن چیزی که باید دفن شود، توطئه های دشمنان او و امیدهای واهی مستکبران است. تشییع او نه نقطه ختم بلکه باید روز آغاز است؛ آغاز خروش تاریخی و جهش تمدنی جبهه حق. این تشییع به یک «تجدید مطلع» و یک آغاز درخشان برای شکوفاییِ فرهنگِ ولایی و آرمانی ایران تبدیل خواهدشد .*** امروز که او در میان ما نیست، جریان وقیح غربگرا غوغا به راه میاندازند. در شرایطی که رژیم جلاد آمریکا، رهبر ما را به همراه خانوادهاش و هزاران نفر از مردم ما -از کودک دو روزه تا دانشمند و سردار و دانش آموز و ورزشکار و ... - به خاک و خون کشیده است، روشنفکرنمایان داخلی بیانیه میدهند که دادستانی جمهوری اسلامی باید هر کسی را که در ایران علیه قاتل کودکان میناب و لامرد «مرگ بر آمریکا» میگوید، تحت تعقیب قرار دهد!
شما با یک جماعت وقیح طرفید که سربازان جیرهخوار یا مزدور بیمواجب غرباند و آمادگی دارند تا ناکامی دشمن را در داخل جبران کنند. اگر نیروهای اجتماعی و فرهنگی انقلاب، هجوم یگانهای دشمن و ستون پنجم آنها را سد نکنند، این جریان شیطانی به هیچ حد یقفی قائل نخواهد بود.سید علی خامنهای؛ سرآمد مواریث تمدنی و هویتیبرای حضور در این تشییع تاریخی، باید بدانیم چه کسی را بدرقه میکنیم. ظلم بزرگی است اگر سید علی خامنهای را صرفاً یک رهبر سیاسی داخلی ببینیم. او ذوابعاد و جامعالاطراف است و شخصیتی جهانی، تاریخی و تمدنی است. ما او را در امتداد سه سلسله بزرگ تاریخی میبینیم:نخست، در سلسله فقها و دانشمندان بزرگ اسلامی و ایرانی؛ از کلینی و شیخ صدوق و شیخ مفید تا شیخ طوسی، تا علامه حلی و حرعاملی و شیخ بهایی تا میرزای شیرازی و مدرس و امام خمینی. دوم، در سلسله مصلحان بزرگ و مبارزان میدانی و فکری امت اسلام؛ نام او در کنار دهها و صدها نام همچون سید جمالالدین اسدآبادی، اقبال لاهوری، عبدالقادر الجزایری، مالکوم ایکس،عمر مختار ،عزالدین قسام ، سید قطب ،نواب صفوی، شیخ احمد یاسین، سید حسن نصرالله ،... در قله میدرخشد. او کسی است که تمام عمرش را در میدان مبارزه گذراند؛ از شکنجهگاههای ستمشاهی تا جبهههای جنگ، از ترور در سال 60 تا شهادت حسینی و پرشکوهش در دل یک جنگ تمام عیار ، و همزمان با کتاب الهامبخش «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» و «نظریه نظام انقلابی» در گام دوم، ادبیات دینی جهان معاصر را ارتقا داد.سوم، فراتر از امت اسلام، نام او در کنار آزادگان و مبارزان ضد استکباری جهان ، از نلسون ماندلا تا پاتریس لومومبا تا آلنده و چاوز و دیگر کسانی که در برابر طواغیت ایستادند، جاودانه است.
در جغرافیای تاریخی و فرهنگی ایران، خامنهای «سلمان معاصر ما» است. او امتداد سلمان، خواجه نصیرالدین طوسی، امتداد ابنسینا، حافظ و جنبش سربداران و امامقلی خان و امیرکبیر و امتداد تمام جنبشهای معنوی و عدالتخواهانه و استقلال طلبانه تاریخ ماست. نگاه او به ایران، یک نگاه عمیقاً تمدنی بود. برخلاف غربزدههای حقیری که هرچه در ایران میبینند کوچک میشمارند و مصداق «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد» هستند، خامنهای قدر و اندازه ایران بزرگ را میشناخت. اشراف او بر تاریخ، رجال، امکنه و آثار تمدنی ایران و ظرفیت ها و قابلیت های هویتی و فرهنگی این ملت ممتاز و سرفراز، شگفتانگیز بود. این را مقایسه کنید با رضاخان بیسواد و پسر فاسدش که به سختی میتوانستند حتی نام ده نفر از مفاخر فرهنگی این سرزمین را ببرند. سید علی خامنهای، گنجینه عظیم هویتی، تاریخی و تمدنی ملت ایران را احیا کرد. در این تشییع، ما باید تمام داشتههای تمدنی خودمان را به رخ بکشیم. او سرآمد میراث فرهنگی و تمدنی ماست و همه فضائل ملی، تاریخی و هویتی ما را نمایندگی میکند.منطق عاشوراییِ نبرد؛ و لعن الله الممهدین لهممحرمهای پس از این شهادت، باید حسینیتر و کوبندهتر از تمام ۱۴۰۰ سال گذشته برگزار شود. پرچم حسینی امروز در سراسر جهان در اهتزاز است و شیعه در بزنگاه تاریخ در جهان عرض اندام میکند. ما از شروع نهضت امام خمینی در دهه چهل،تقابل انقلاب اسلامی با تحجر و تجدد را دیدهایم. سنگر تحجر، سنگر "اسلام منهای مبارزه" و اسلام "سازش با شیاطین و طواغیت" است. اما رهبر شهید ما با خون خود، حقانیت اسلام ناب را اثبات و «حسین منی و انا من حسین» را یاداوری کرد. سخنرانیهای آخر او، تجلی «مثلی لایبایع مثل یزید» بود.
همانطور که دکتر شریعتی گفت: «آنان که رفتند کاری حسینی کردند و آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند وگرنه یزیدیاند.»ما در زیارت عاشورا میخوانیم: «و لعن الله الممهدین لهم بالتمکین من قتالکم» (لعنت بر کسانی که زمینهساز قتل شما شدند). زیارت عاشورا یکی از مانیفست های شیعه است. نباید نقطهای و سطحی نگاه کنیم و فقط شمر و خولی را ببینیم. باید به آنهایی که «اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک» (اسبها را زین کردند و نقاب بستند) توجه کنیم. آن جریانات سیاسی و آن مقالات و مصاحبه ها و بیانیههای زهرآلودی که در داخل تولید میشد، همان اسب زین کردن برای قتل ولیِ خدا بود.امروز باید تمهیدات جریان نفاق برای مردم روشن شود تا جغرافیای سیاسی و تاریخی هجوم اخیر یزید زمان را بشناسند. اگر این تبیینِ زینبی صورت نگیرد، دستگاه تبلیغاتی بنیامیههای زمان، جای جلاد و شهید را عوض خواهند کرد. همانطور که امام رضا (ع) با استراتژی احیای عاشورا، خون سیدالشهدا را در رگ و پی جهان اسلام به جریان انداخت، ما نیز امروز موظفیم با روایتگری درست، این خونِ تازه دمیده شده در رگهای شیعه را به موتور محرک تاریخ تبدیل کنیم. عملیات زینبی؛ تشییع به مثابه میدان جنگ نرمما در این تشییع بزرگ، با سه دسته مخاطب مواجهیم:اول، دوستان و مؤمنانی که با دیدن این اقیانوس بیکران انسانی، دلگرم میشوند و به پیوند ناگسستنی امت و امام یقین پیدا میکنند.
دوم، دشمنان کینهتوزی که در رأس آنها شیطان بزرگ است. باید بدانیم که این تشییع، جزئی از میدان نبرد است؛ درست مانند درگیری در خلیج فارس. یک تشییعِ پرشکوه، هنرمندانه و حماسی، سهمگینتر از موشکهای سجیل و فتاح و خرمشهر بر سر منافع و پایگاههای جنگ نرم آمریکا فرود میآید. این حضور باید دقیقا مثل موشکهای شهید تهرانیمقدم و سیدمجید موسوی عمل کند و خوف در دل اعداءالله بیندازد (ترهبون به عدو الله).سوم، مخاطبان بیطرف در سراسر جهان، که به خاطر بایکوت و تحریف امپریالیسم رسانهای غرب، تصویر مغشوشی از ایران دارند. این تشییع میلیونی میتواند آنها را از خواب بیدار کند (یقظه) و متوجه حقیقت کند که چرا مردمی اینچنین عاشقانه رهبر خود را که غرب وحشی و جهانخوار و ادم کش او را دیکتاتور مینامید، بر سر و سینه میزنند و بدرقه میکنند.برای خلق این حماسه، متکی بودن به ابزارهای محدود و چارچوبهای اداری خطاست. ما نیازمند یک خیزش عظیم مردمی برای روایت این تاریخ هستیم. سامانه «روایتها» (Revayatha.ir) یک زیرساخت استراتژیک است؛ همتراز با بزرگترین دستاوردهای رسانهای. ما باید دهها هزار نفر از تودههای مردم -از نهبندان و برازجان تا مراغه و ایرانشهر تا میمه و میناب - را به میدان بیاوریم تا با دوربینهای خود، قابهای این حماسه را ثبت کنند. وقتی دهها بلکه صدها هزار نیروی داوطلبِ باانگیزه و خالص، لحظات نابی از پرچم گردانیها، اشکها، و ارادتها و تجدید پیمان ها را ثبت میکنند، ما دیگر محدود به کادرهای کلیشهای نیستیم. این یک نهضت مردمی است که باید با تمام قوا حمایت شود.
کاروانهای تشییع؛ فناوری نوین فرهنگیدر روزهای تشییع، هزاران کاروان از روستاهای دور و شهرهای کوچک و بزرگ به سمت مسیرهای تشییع سرازیر خواهند شد. این کاروانها نباید صرفاً مسافرانی سوگوار باشند. ما باید از تجربه «راهیان نور» -که خود رهبر شهید آن را فناوری نوین فرهنگی نامید- استفاده کنیم. این کاروانها باید غنیسازی شوند. در اتوبوسی که چهل نفر از بوشهر یا اصفهان به سمت تهران یا مشهد حرکت میکنند و چند روز در مسیر هستند، باید «راوی» حضور داشته باشد. یکی راویِ تاریخ انقلاب باشد (پیرمردهایی که طعم زندانهای ستمشاهی را چشیدهاند)، یکی راوی دفاع مقدس باشد، و از همه مهمتر، یک «راوی پیشرفت». ما در لبیک به فرمان «و اما بنعمة ربک فحدث» به شدت ضعیف عمل کردهایم. جمهوری اسلامی با هدایتهای سید علی خامنهای، مستضعفان را برکشید و زیرساختهای کشور را دگرگون کرد. روستای «افین» در قائنات، جایی است که از دل آن سردار اطلاعات سپاه بیرون میآید. از قنات ملکِ رابر، سپهبد قاسم سلیمانی ظهور میکند. از روستاهای خنداب و فسا ،پاکپور ها و خادمی ها ظهور می کنند. این یعنی «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض». و هزاران نمونه دیگر. این مواریث تمدنی و خدمات جمهوری اسلامی باید در این کاروانها و موکبهای فرهنگی بین راه روایت شود. هر موکبی در طول مسیر، به جای اینکه فقط چای بدهد و نوار مداحی پخش کند، باید برگهای به زائران بدهد که نشان دهد شهر ما پیش از انقلاب چه بود و امروز در سایه این نظام مکتبی به کجا رسیده است.
ترسیم هندسه تمدنی در قابهای مردمیمردم ما و جوانانی که پای رسانهها یا در کف خیابانها این چهار پنج روز را دنبال میکنند، باید در این ایام یک دوره فشرده تاریخ هویت ایرانی-اسلامی را مرور کنند. هر استانی که در مسیر کاروانهاست، باید مفاخر خود را که رهبر شهید درباره آنها سخن گفته، به میدان بیاورد. اگر کاروان از هر شهری رد میشود، باید تصویر مفاخر تمدنی آنجا در کنار عکس آقا برافراشته شود. باید هزاران جملهای که شهدای والامقام -از حاج قاسم سلیمانی و شهید طهرانچی و سلامی تا جوانانی چون آرمان علیوردی و روحالله عجمیان و ... - درباره حقانیت پرچم سید علی خامنهای گفتهاند، در بیلبوردها و قابها نقش ببندد.باید تنوع اقلیمی و قومیتی ایرانِ حامی ولایت تثبیت شود. مناطقی که دشمن به آنها طمع کرده بود - ترکها وکردهای غیور، بلوچها و عربها ی دلاور، - باید به پررنگترین شکل ممکن در این قاب بزرگ دیده شوند. حضور معنادار مردم در ایرانشهر، سنندج، ... تمام محاسبات تفرقهافکنانه دشمن را دود هوا خواهد کرد. علاوه بر این، در قابهای جهانی ما، باید پرچمهای تمام کشورهای آزادیخواه و امت اسلام در دست مردم به اهتزاز درآید. از بوسنی و نیجریه تا لبنان و فلسطین و ونزوئلا. سید علی خامنهای نماد زندگی توحیدی در جهان است و حتی یک مسیحی یا کلیمیِ موحد نیز او را از خود میداند؛ چرا که ما «امت ابراهیم» هستیم و او پیشقراول نظم جدید جهانی بود که اکنون در حال زایش است.پایانبندی؛ ابتهاج شهید و نهراسیدنِ ماما در حال انجام یک وظیفه تاریخی هستیم. آیندگان صدها و هزاران سال بعد، بازخواهند گشت تا ببینند در دل این جنگ بزرگ تمدنی، ملت ایران در روز بدرقه رهبر خود چه حماسهای آفریدند.
ما شخصپرست نیستیم؛ و امام شهیدمان را نماد هویت و تاریخ و مکتب مان می دانیم.سید علی خامنهای ذوب در اسلام بود و هرچه داشت از معارف قرآن و اهل بیت داشت. خدا نیز چنین عزت بینظیری به او عطا کرد. اگر گمان کنیم او فقط یک رهبر سیاسی بود، به او جفا کردهایم؛ او قله بود. **قرآن درباره شهدا میفرماید: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون». «فرحین بما آتاهم الله من فضله و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف علیهم و لا هم یحزنون». شهید، غرق در شادی و فضل الهی است و یک حسرت دارد: «یا لیت قومی یعلمون» (ای کاش قوم من میدانستند که من در چه جایگاهی هستم). و از سوی دیگر، او به بازماندگانش، به آن امتی که پروراند و با خون خود هدایتشان کرد، نگاه میکند و خوشحال است که میبیند در دلهای آنان نه ترس (خوف) وجود دارد و نه اندوه و دلسردی (حزن). مطمئن باشید امروز امام شهید ما در چنین حالتی است. او دارد نگاه میکند که یاوران و پیروانش چه میکنند. او میبیند که خط شهادت زنده است. آن ابتهاج و شور حماسی که در تجمعات شبانه مردم دیدیم، باید در این تشییع بزرگ به رخ کشیده شود تا همافزایی مؤمنین را رقم بزند و یأس مطلق را بر جبهه کفر حاکم کند.اگر در روایتِ این حماسه کم بگذاریم، در حقِ صاحبکاری که ناظرِ اعمال ماست کوتاهی کردهایم. قیامِ رسانهای و فرهنگی ما در این روزها، مصداق بارزِ عملِ صالح و کارِ زینبی است. باید برخاست، باید مواریثِ تمدنی را به خط کرد، و باید با فریادِ رسای «یا لثارات الحسین»، خونِ امامِ مجاهد و شهیدمان را به موتورِ محرکِ نظمِ جدیدِ جهانی و طلوعِ تمدنِ نوین اسلامی که خامنه ای و خمینی بنیانش را گذاشتند؛ تبدیل کنیم.
09:01 - 10 تیر 1405