تحریم ها باقی خواهند ماند اما می توانیم با برعکس کردن چرخه خسارت بار تمرکزگرایی زیستی در ایران، نرخ اتلاف سوخت، نرخ ازدواج و فرزند آوری، نرخ تورم و خلق پول بانک های خصوصی، نرخ خروج سرمایه و ورود تکنولوژی را برعکس کنیم تا به تدریج با افزایش زیست پذیری ایران، خود نیروی انسانی زیست کننده در ایران، به اثر تحریم هم فایق بیاید. راه حل برعکس کردن این پارادایم به سرمایهگذاری خارجی نیاز ندارد. خود دولت می تواند با فروش دارایی های خود در تهران و خرجکردن تهران در شهرستان ها و پیرامون، کل ایران را از ناامیدی پیرامونی و تجزیه نجات بدهد و از افسردگی منتج از شلوغی مرکزی نجات بدهد. توضیحش اینه که خود دولت صاحب بیشترین زمین ها و املاک در تهران و چند بالون معدود دیگر است. در تمام سال های خلق پول ربوی دهه ۹۰، املاک دولت به عنوان بزرگترین ذی نفع بودند.چندبرابر به ارزش آن ها افزوده شده. در مقابل، حاشیه ها و شهرستان ها حظی از این پروسه خلق پول نبردند به گونه ای که خیلی از آنها به مراکز بالون مهاجرت کرده و حاشیه نشین و خوشه چین مرکزشدند. دولت می تواند و باید چند صد همت املاک خود را فروخته و ادارات و شرکت ها و دانشگاه ها و پادگان ها را در فرایندهای شفاف وبا مشارکت خود مردم و ذی نفعان هر ارگان در ایران توزیع کند. البته با ملاحظات امنیتی. فرایند فروش طبیعتا با عرضه در بازار موفق نخاهد بود بلکه با مذاکره با صاحبان پول اعم از شخصی و خصولتی و غیر دولتی خواهد بود.نرخ بازاری نجومی این املاک نباید ذهن ما را از امکان زلزله بزرگی که بسیار قابل پیش بینی است و هر لحظه سیستم را به پایین می کشد غافل کند. این معامله برد برد و ناگزیر و بسیار طبیعی و منطقی خواهد بود برای دولت و همهمردم ایران و ایضا الیگارشی.