استان گلستان با توجه به پیشینه تاریخی آن و نیز قرابتهای نزدیک با کشورهای آسیای میانه ، کلید طلایی احیای پیوندهای تمدنی ایران فرهنگی در بال شرقی خود است.
نماد و نمادها، تمدن و تمدنسازی ایرانی _اسلامی را به رشد و تعالی رساندهاند و از این خاستگاه به سایر تمدنهای بشری منتقل شدهاند، تا جایی که نمادشناسی و رمزگشودن از آنها بخشی از میراث معنوی و تمدنی ما محسوب میشود و زندگی مادی و معنوی ما نیز، هنوز متاثر از این نمادهاست.همچنانکه در نماد شناسی جغرافیایی، هر سرزمینی را با موجودیتی میشناسند. جغرافیای شرقی دریای کاسپین و در محدوده سرزمین تاریخی جرجان و استرآباد به عنوان بخشی از تمدن بزرگ ایران اسلامی را که امروزه به استان گلستان میشناسند؛ در ظاهر همچون یک ماهی طلایی کوچک است؛ و در حالی که دُم و باله بزرگ او کل دریای کاسپین را فرا گرفته است؛ سر و تن از این دریا بیرون آورده و رو به قلب خراسانات و بال شرقی ایران فرهنگی، دهان به آسمان هشتم امامت و ولایت گشوده است.این شناختهترین و مشهورترین نماد در اولین تمدن بشری یعنی ایران و افسانههای تاریخی آن و دیگر تمدنهای بعدی بشری است که از آن به نماد آب در پیوند با نخستین اقیانوس و سرچشمه، خوشیمنی، آبادانی، زندگی، تازگی و طراوت و در یک کلام آشکارترین نشانه برای رسیدن به تعالی جلوه کرده است؛ همچنانکه در قرآن کریم به عنوان نماد جستجوی حقیقت و خودشناسی معرفی شده است.اما این نمادِ نقش بسته بر نقشه های قدی تمام ادارات و دستگاه های اجرایی استان گلستان و دفتر نمایندگی وزارتخارجه در تمام این سالهای پس از تاسیس گلستان تا به امروز به عنوان ماهی طلایی ایران فرهنگی دیده نشده است و از آن غفلت شده است.
در حالی که در تمام این سالها و بالاخص بعد از صدور بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و توصیه «سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّتها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویّتهای امروز ما است» (امام شهید)؛ در ضرورت احیای گفتمانی آن (ایران فرهنگی) تردیدی وجود نداشته است. البته گفتمانی به دور از نگاههای شرق شناسانه، فانتزی یونسکویی و فراتر از الگوی ذهنی دولت_ ملت وستفالی، به نحوی که بتوان بر حوزه فرهنگی و تمدنی این منطقه اثرگذاری نماید. بیشک استان گلستان با دارا بودن چنین موقعیت ژئوکلچر منطقه ای و به عنوان دروازه تمدنی بال شرقی ققنوس ایران ، می تواند نقش بسزایی در احیای فرهنگ مشترک یادشده بر پایه های زبان و ادبیات فارسی و نیز ساخت «رویای مشترک» ایفا نماید.در این مسیر نیز غنای تاریخی و فرهنگی این منطقه(جرجان و استرآباد)، متجانس بودن مذهبی در مناطق نوار شمالی با الگوی فرهنگ و تفکر تقریب بین مذاهب، وجود مفاخر مصلحی همچون مختومقلی فراغی «دانشمند شهیر ایران فرهنگی»، حضور شاگردان و بازماندگان علمای راه قدیم و ظرفیتها و استعدادهای قابل توجه، می تواند پل ارتباطی میان ایران و کشورهای آسیای میانه باشد.ضمن اینکه با بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها تحت راهبرد دیپلماسی فرهنگی چند وجهی، میتواند فرصتهای اقتصادی و سیاسی طلایی ای ایجاد کند، و این ماهی طلایی ایران فرهنگی، نقش آفرینی ویژه ای برای احیای بال شرقی آن نماید؛ همچنانکه در دومین اجلاس منطقهای وحدت اسلامی شمال کشور در شهر گرگان (1401) نگارنده بعنوان دبیر راهبردی این اجلاس این مهم را مورد توجه و اهتمام قرار دادم.#ماهی_طلایی#آسیای_میانه#گلستان@Golestan 10:00 - 29 مرداد 1405