خلبان ایرانی در اسارت، شیرینی خامهای خواست!
صادق وفایی سالهاست پای خاطرات خلبانان جنگی نشسته؛ روایتهایی از پرواز، سقوط، اسارت و مرگ که گاهی یک جمله غیرمنتظره، مثل ماجرای «شیرینی خامهای»، مسیر یک گفتوگو را به کتاب میرساند.
گروه کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس: ثبت خاطرات خلبانان جنگی، تنها ثبت روایت چند پرواز و عملیات نیست؛ پای صحبت آدمهایی نشستن است که بارها در فاصله چند ثانیهای مرگ قرار گرفتهاند، اسارت را تجربه کردهاند، همرزمانشان را از دست دادهاند و سالها بعد، بخشی از آن تجربهها را برای ثبت در تاریخ روایت کردهاند.صادق وفایی، روزنامهنگار و نویسنده، از شهریور ۱۴۰۰ بهصورت جدی وارد مسیر گفتوگو با خلبانان جنگی شد؛ مسیری که تاکنون به انتشار مجموعهای از کتابها از جمله «بعد از چهل سال»، «ناخدای هرکولس» و «آذرخش و رقص فانتومها» انجامیده و همچنان ادامه دارد.او در گفتوگو با فارس درباره آغاز این مسیر گفت: سال ۱۴۰۰ کتابی درباره محمود اسکندری خوانده و پس از آن، سه نفر از دوستان اسکندری را برای برگزاری یک بزرگداشت دعوت کرده است. همان زمان متوجه شدم که این موضوع با یک جلسه و یک برنامه تمام نمیشود و همین اتفاق نقطه آغاز گفتوگوهای جدی من با خلبانان بوده است.او درباره شکلگیری یکی دیگر از کتابهایش نیز به دیداری با مرتضی سرهنگی اشاره کرد و گفت در آن گفتوگو، خاطرات حسینعلی ذوالفقاری، از همرزمان اسکندری، مطرح شده است.به گفته وی، یکی از مصاحبههای ذوالفقاری درباره دوران اسارتش بوده است؛ زمانی که پس از دستگیری، نیروهای عراقی به او گفته بودند برای بمباران نیروهای آنها آمده است. ذوالفقاری نیز با لحنی آرام و بیتکلف پاسخ داده بود که مأموریتش را انجام داده و حالا به آنجا آمده تا «شیرینی خامهای» بخورد.وفایی گفت: همین جمله توجه مرتضی سرهنگی را جلب کرده و او پیشنهاد داده است که زندگی ذوالفقاری را بهصورت مستقل دنبال کند. نتیجه این پیگیری، کتاب «آذرخش و رقص فانتومها» بوده است.
وفایی درباره دلیل انتخاب قالب گفتوگو برای این کتابها نیز توضیح داد: نمیخواستم مخاطب در جریان یک روایت یکدست و طولانی، ارتباط خود را با متن از دست بدهد. حضور همزمان صدای مصاحبهکننده و راوی، فضای زندهتری ایجاد میکند.وی گفت: من این دوصدایی را دوست دارم. هم صدای من در متن هست و هم صدای خلبان. من سؤال میپرسم و او جواب میدهد. مخاطبی که از بیرون نگاه میکند، گفتوگوی دو آدم را میبیند و صرفاً با قصهگویی مواجه نیست.او ادامه داد: برایم مهم است مخاطب بداند چرا راوی در هر لحظه درباره یک موضوع خاص صحبت میکند. پرسشی که پیش از یک خاطره مطرح شده، گاهی به اندازه خود آن خاطره اهمیت دارد و مخاطب باید بداند چه چیزی راوی را به سمت یک خاطره مشخص هدایت کرده است.وفایی درباره انتخاب سوژههایش نیز گفت که همیشه خودش انتخابکننده نبوده است. به گفته او، در برخی موارد اتفاقات به شکلی پیش آمدهاند که مسیر یک خلبان یا یک روایت به او معرفی شده است.این روزنامهنگار در ادامه درباره تفاوت گفتوگو با خلبانان جنگی با یک مصاحبه معمولی گفت: برای مخاطب، بخشهایی مانند هواپیما، بمباران، سرعت، سقوط و فرار از دشمن طبیعتاً جذاب و هیجانانگیز است، اما برای خودم اینها تنها بخش کوچکی از ماجراست.وفایی گفت: بخش مهمتر این روایتها برای من تجربه زیسته خلبانان و مواجهه آنها با مرگ است؛ بهخصوص خلبانانی که ممکن بود در صورت سقوط هواپیما، با چتر در سرزمین دشمن فرود بیایند و اسیر شوند.او درباره علاقه شخصی خود به دنیای خلبانان نیز گفت: این علاقه هیچگاه به معنای تمایل به خلبان شدن نبوده، بلکه از کودکی به فضای خلبانی و روایتهای مربوط به دفاع مقدس علاقه داشتهام.
وی افزود: بسیاری از فیلمهای مربوط به خلبانی را از کودکی دنبال کردم و حتی برخی دیالوگهای این فیلمها را حفظم.وفایی در بخش دیگری از صحبتهایش به تفاوت میان واقعیت جنگ و روایتهای سینمایی اشاره کرد و گفت: فیلم و سریال، فیلمنامه و درام هستند و طبیعی است که در برخی موارد با واقعیت فاصله داشته باشند.وی افزود که در جریان مصاحبه با خلبانان متوجه شده بعضی اتفاقهایی که در فیلمها به تصویر کشیده شدهاند، در واقعیت به آن شکل رخ ندادهاند و برای جذابتر شدن داستان تغییر کردهاند.به گفته او، در مقابل، اتفاقهایی هم در دوران جنگ رخ داده که هنوز امکان بازگو کردنشان وجود ندارد و بسیاری از واقعیتها همچنان ناگفته ماندهاند.#جنگ #دفاع_مقدس #خلبان #جنگنده #کتاب 08:39 - 3 مهر 1405