پارادوکس مقتدا صدر؛ استراتژی بقا بر لبه‌ی پوپولیسم خیابانی

نویسنده :جلیل آقامحمدی مقتدا صدر، در پی حملات اخیر به مقر نیروهای حشدالشعبی و مواکب زائران اربعین در عراق، بار دیگر با رویکردی انتقادی به میدان آمد؛ اما نکته تأمل‌برانگیز اینجاست که نوک پیکان حملات او نه به سمت مهاجمان، بلکه به سوی حافظان امنیت ایران و عراق چرخید.
او با "متجاوز خواندن جمهوری اسلامی ایران به بهانه عملیات‌های ضدتروریستی علیه گروه‌های تجزیه‌طلب در اربیل، مواضعی اتخاذ کرد که بسیاری آن را ناشی از فقدان تحلیل راهبردی و رویکرد پوپولیستی می‌دانند؛ رویکردی که در نهایت تنها به نفع جریان‌هایی تمام می‌شود که در پی ایجاد شکاف میان مردم ایران و عراق هستند. برای واکاوی این رفتارها، باید نگاهی دقیق‌تر به شخصیت و سوابق سیاسی او داشت.مقتدا صدر، فرزند آیت‌الله شهید سید محمد صدر و از نوادگان آیت‌الله سید محمدباقر صدر، یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین چهره‌های سیاسی-مذهبی در تاریخ معاصر عراق است. برای درک چرایی چرخش‌های مکرر مواضع او، باید سیر تحول وی را در بستری تاریخی بررسی کرد.پس از ترور پدرش در سال ۱۹۹۹، مقتدا در فضای اختناق رژیم بعث باقی ماند و پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳، با تکیه بر پایگاه اجتماعی قدرتمند پدرش در میان طبقات حاشیه‌نشین و فقیر شیعه (به‌ویژه در شهرک صدر بغداد)، جیش المهدی را تشکیل داد. او از همان ابتدا، خود را به‌عنوان صدای عدالت‌خواه علیه اشغالگری و فساد سیاسی معرفی کرد.سیر تحول کنشگری صدر را می‌توان در سه محور کلیدی بررسی کرد:۱. مبارزه مسلحانه: تقابل صریح با نیروهای آمریکایی در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸.۲. سیاست‌ورزی پارلمانی: ورود به فرآیند قدرت و تشکیل فراکسیون‌های بزرگی نظیر "سائرون.۳. چرخش‌های ایدئولوژیک: تغییر مواضع از نزدیکی استراتژیک به ایران تا سر دادن شعارهای ناسیونالیستی "عراق برای عراقی‌ها و کناره‌گیری‌ها یا بازگشت‌های ناگهانی به سیاست.سوالی که باید مورد واکاوی قرار گیرید این است که ؛چرا مواضع صدر این‌گونه متناقض است؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت ، تغییر مواضع او را نباید صرفاً بی‌ثباتی شخصی دانست؛ بلکه این رفتار ترکیبی از استراتژی بقا و پوپولیسم خیابانی است. قدرت اصلی صدر نه در پارلمان، بلکه در خیابان نهفته است. او برای حفظ رهبری خود، ناچار است نبض نارضایتی‌های معیشتی و سیاسی توده مردم را در دست بگیرد. وقتی دولت در گرداب ناکارآمدی گرفتار می‌شود، صدر با اتخاذ موضع اپوزیسیونی، خود را از مسئولیت تبرئه کرده و خشم عمومی را به سمت رقبا هدایت می‌کند. در فضای دوقطبی عراق میان تهران و غرب، او سیاست توازن‌گری را برگزیده تا با تغییر جهت‌های تاکتیکی، نه‌تنها از ساختار قدرت حذف نشود، بلکه استقلال سیاسی خود را نیز حفظ کند.در ساحت مذهبی نیز، او با بهره‌گیری از سرمایه معنوی خاندان صدر، قدرت مذهبی را با ابزارهای سیاسی پیوند زده است. این "قدرت منعطف" به وی اجازه می‌دهد هرگاه نفوذش را در خطر دید، با اعلام استعفا یا فراخوان برای اعتراض، قواعد بازی را برهم بزند. در واقع، این دوگانه‌گویی‌ها تاکتیک‌های بقاست.او با استفاده از تاکتیک بحران‌سازی: وخروج از ساختار و ایجاد بن‌بست سیاسی، دیگران را در موضع ضعف قرار می‌دهد تا در نهایت به‌عنوان تنها ناجی به میدان بازگردد.در تاکتیک بعدی که فرار از مسئولیت  است می‌خواهد در مناصب دولتی شریک باشد، اما بار ناکارآمدیِ سیستم را بر دوش نکشد؛ بنابراین همزمان هم «دولت‌ساز» است و هم «منتقد اصلی».اما نکته قابل تامل این است که عاقبت چنین افرادی به کجا ختم می شود. برای اینکه به پاسخ منطقی در این مورد برسیم بهترین راهکار نگاه عمیق در آینه تاریخ است.
تاریخ سیاسی خاورمیانه نشان می‌دهد رهبرانی که بر پایه هیجانات توده‌ای و مانورهای ناگهانی عمل می‌کنند، با چالش‌های ساختاری روبرو خواهند شد که به مواردی اشاره می شود:۱. فرسایش پایگاه اجتماعی: تکرار سناریوی استعفا و بازگشت، به‌مرور باعث خستگی و بی‌اعتمادی بدنه هواداران می‌شود.۲. انزوای ساختاری: اگر بازی‌های سیاسی او نظم حاکم را به سمت فروپاشی ببرد، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای جلوگیری از هرج‌ومرج، او را به حاشیه خواهند راند.۳. جایگزینی با نسل‌های جدید: جریان‌های پوپولیستی فاقد برنامه، پس از مدتی توسط نیروهای عمل‌گراتر یا نسل جدیدی از معترضان که به دنبال اصلاحات ریشه‌ای هستند، جایگزین خواهند شد.در نتیجه مقتدا صدر نماد یک سیاستمدار موج‌سوار است که بقای خود را در تغییر مداوم شکل و محتوای مواضعش می‌بیند. او نه به دنبال ثبات سیاسی در عراق، بلکه به دنبال حفظ جایگاه خود به عنوان تعیین‌کننده نهایی در معادلات قدرت است. عاقبت این‌گونه کنشگری معمولاً ناپایداری در قدرت و ناتوانی در نهادسازیِ دموکراتیک است، زیرا چنین رهبرانی ترجیح می‌دهند قدرتمند و معترض باشند تا مسئول و پاسخگو.#مقتداصدر #عراق#ایران
06:36 - 9 مرداد 1405

1 بازنشر2 واکنش
39٫3k بازدید



1 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محسن چاد‌
@user1751670376799 مرداد 1405
در پاسخ به و
تصویر نمایه‌ی ‌بورس ایران‌
بورس ایران

@Burse99  •  23 تیر 1405

اجباری شدن استفاده از عایق صوتی در ساخت آپارتمان ها .ملزم کردن سازندگان برای به کار بردن عایق های صوتی با کیفیت در کف،سقف،در و پنجره و دیوارها توسط،شهرداری ها.
مطالبه

شهرداری، سازندگان را به استفاده از عایق صوتی در ساختمان‌ها ملزم کند

بی کیفیت سازی ساختمان و آلودگی صوتی و استفاده از امکانات و مصالح بی کیفیت چند نمونه از معضلات ساختمان سازی حال حاضر است. حداقل استانداردهای ساختمان سازی در همه جای دنیا علاوه بر استفاده از نقشه درست و مصالح با کیفیت و کیفیت ساخت ،و استفاده از پنل های خورشیدی ، عایق سازی منازل چه صوتی چه گرمایشی در اولویت کارشان است. عایق سازی صوتی در کف ، دیوار و سقف ، در کنار پنل‌های خورشیدی و عایق های گرمایشی از ضروریات ساخت منازل است. آپارتمان نشینی از معضلات جامعه امروزی است و نه تنها فرهنگ آپارتمان نشینی، ارتقا نیافته بلکه روز به روز پسرفت کرده است. دویدن کودکان در منازل باعث ایجاد ناهنجاری و ایجاد صداهای ناهنجاری می‌شود که باعث سلب آسایش دیگر همسایگان می‌شود.و حتی باعث بروز درگیری می‌شود. از صدای دویدن گرفته تا حتی راه رفتن کف منزل بدون رو فرشی مناسب ،این صداها را غیر قابل تحمل تر می‌کند و علاوه بر آن با توجه به جنگ هایی که داشتیم ،دائم احساس بمباران در مردم تداعی می‌گردد. صدای ماشین و صداهای مراسم و رعد و برق و بمباران و صدها مورد دیگر ، از پنجره ها و درها عبور می‌کند که باید عایق ها و شیشه ها در درها و پنجره ها لحاظ شوند و شیشه های دوجداره با کیفیت باشند تا به درستی عمل کنند. اگر موتورخانه هست نباید ایجاد صدا و ارتعاش و لرزش کند. صدای صحبت و موسیقی و ده ها صدای دیگر از لابه لای دیوارها و سقف منازل آپارتمانی منتقل می‌شود و علاوه بر آن ارتعاشهای ناشی از باز و بستن در آپارتمان و پارکینگ و درهای ریموت و ایجاد اکو در صدا ها، روان ساکنین منازل را بهم میزند. از واژه، مسکن و منزل به معنی آرامش و منزلت تعبیر می‌شود که با نبود آرامش و صداهای زیاد به خصوص دویدن و راه رفتن دیگر محلی برای آرامش نخواهد بود. همسایه داری و همسایه مداری و فرهنگ و تعامل همسایگان و رعایت حال همسایگی تنها و تنها کافی نیست . حتی شکایت کردن نیز خود عامل درگیری بیشتر و ادامه تنش خواهد شد. رادیو و صدا سیما نیز باید در برنامه‌های خود به حفظ آرامش در آپارتمان ها تاکید کنند و برنامه بسازند تا شاید گوش شنوایی بشنود و از آن تمکین کند. حتی ایجاد فضاهایی برای کودکان نیز برای دویدن نیز بسیار موثر خواهد بود. راهنمایی و رانندگی ، فرهنگ سازان کشور ، رانندگان و وزیر راه و وزیر فرهنگ و دیگر مسئولان علاوه بر شهرداری ،نقش پر رنگی در حل این موضوع خواهند داشت. علاوه بر آن پوشیدن روفرشی های لاستیکی در کاهش صدا موثر خواهد بود. ولی حالا به اساسی ترین و موثرترین راه حل برای رفع این مشکل می‌پردازم. کار باید از اساس درست شود و فرهنگ سازی و روابط همسایگی و ایجاد محیط هایی برای بازی کودکان و جلسه با رئیس ساختمان و یا شکایت راهکارهایی هستند که رفع این معضل را همیشه با چالش و گرفتاری همراه می‌سازد. پس باید کار را از اساس درست کرد و بنای کار را درست پی ریزی کنیم. در واقع شهرداری باید تمام ساختمان سازان را ملزم به استفاده از مصالحی کند که باعث کاهش آلودگی صوتی شوند . علاوه بر آن ،تمام واحدها باید در سقف،کف و دیوار عایق صوتی با کیفیت و مرغوب داشته باشند. هر ساختمانی که باز سازی شد باید از عایق های،صوتی اجباری استفاده کند. بازرسان و مهندسان شهرداری باید بر کیفیت عایق ها و مصالح ساختمانی نظارت کامل داشته باشند . همه منازل باید شناسنامه تولید داشته باشند تا دقیقا نوع و کیفیت محصولات به کار رفته در آن ذکر شده باشد و تمام فروشندگان و خریداران مصالح در آن با ریز جزئیات مشخص شده باشند. به تمام مردم فراخوان داده شود که اگر از آلودگی صوتی ناشی از کیفیت پایین مصالح و یا عدم استفاده از عایق صوتی رنج می‌برند به شهرداری اعلام کنند ،تا شهرداری فروشندگان منازل را وادار کند تا یا خود منازل را عایق بندی کنند و یا هزینه آنرا به خریداران ساختمان دهند تا مشکل رفع گردد. هیچ سازنده ای نباید در مورد کیفیت عایق های صوتی و یا نوع و کیفیت مصالح ساختمانی بی کیفیت، احساس امنیت کند . اگر بازرسی و مهندسان ناظر نیز در این مورد تخطی کرده باشند باید با آنها برخورد شود و علاوه بر جریمه ، آنها را نیز وادار سازند تا قسمتی از هزینه تعویض و یا عایق بندی دیوارهای منازل را تقبل کنند. با این روش، دیگر ناظران حساب کار دستشان می آید. آرامش و امنیت منازل را به مردم برگردانید تا علاوه بر تضمین سلامت جانی ،سلامت روان آنها نیز تامین گردد.با خصوص در شرایط کنونی. اگر چنین نشود گناه اینهمه درگیری و چالش بین همسایگان و نیروهای خسته ای که بعد اینهمه سر و صدا راهی کار خود در ادارات می‌شوند و یا باعث دعوا یا حتی مرگ ناشی از صدا می‌شود، گردن شهرداری و تصمیم گیران صنعت ساختمان و ساختمان سازان خواهد بود. پس ریشه حل موضوع ، ایجاد قوانین توسط شهرداری و ناظر ساخت و شورای شهر خواهد بود.

شهرداران محترم کل کشور، شوراهای شهر و روستا، مجلس شورای اسلامی، مسئولان شهری، مردم ،مدیران ساختمان، رسانه ها،خبرگزاری ها ،صدا و سیما و برنامه های آموزشی، وزیر فرهنگ و ارشاد و دیگر فرهنگ سازان کشور، وزیر راه و شهر سازی، رئیس جمهور و مشاوران و معاونان، کلیه مسئولانی که می‌توانند جلدی ایجاد آلودگی صوتی را بگیرند

1000
پیگیری از مسئول مربوطه
10٬000
پیگیری از عالی ترین مسئول