رقص لیبرالیسم بر لبه پرتگاه
رقص بر لبه پرتگاه: واپسین روزهای نظم بینالملل شتابانتر از هر پیشنگری، نظم بینالملل فروپاشید، در حالی که هنوز یک سال از «ریاست نظام تباه ایالات متحده» نگذشته است. حالا، شش پیمان صلح عملاً نابود شدهاند: «پیمان پادموشک بالستیک» (Anti-Ballistic Missile Treaty)، «پیمان نیروهای متعارف» (Treaty on Conventional Armed Forces in Europe)، «پیمان آسمانهای باز» (Open Skies Treaty)، «پیمان نیروهای هستهای میانبرد» (Intermediate-Range Nuclear Forces Treaty) و «پیمان استارت نو» (New START Treaty). هر توافقنامهای که در این مسیر قربانی شد، «سنگری از بیمناکی» بود که پس از تجربه جنگهای جهانی اول و دوم و خاطره جنگ سرد تقلا میکرد تا از تکرار آنها جلوگیری کند، ولی، حالا سیاستمدارانی که آن خاطرات دهشتناک را در ذهن کمسنوسال خویش ندارند، یا زمینهای اجتماعی از «بوالهوسی» آنان را به اعمال ناگفتنی دعوت میکند، همه چیز را به «مهلکه هیجانات» سپردهاند. این «زوال بینالمللی» شتابان به سمت «رزم عالمگیر سوم»، در زمینه و متنی نشو و نما کرده است که در فاصله سالیان پس از ۱۹۶۸، پایههای تمدن با سرعتی خطیر رو به ویرانی نهاده و از سال ۲۰۱۶، همه چیز رو به وخامت حاد گذاشته است.
▌▌ فرود نظام لیبرال▬ نظام لیبرال، طی یک دهه اخیر از سال ۲۰۱۶ که ترامپ در دور اول رئیسجمهور شد، تا ۲۰۱۹ که «اپیدمی کووید۱۹» عبور از «اصول لیبرال» اجتماع و سیاست را الزام کرد، تا حال که به قدرت رسیدن رؤسای دولت راستگرا در سراسر جهان زنگ هشدار ضرورت بازگشت به اخلاق را به فریاد درآورده است، کار را به اینجا رسانده که فساد پایههای اخلاقی، نابودی سرشاخههای امنیت و اقتصاد و اجتماع را موجب شده است. این افول شتابان، ریشه در بحران معنایی عمیقتری دارد که برآمده از «تقدسزدایی» از مفاهیم اخلاقی و جایگزینی «ارزشهای مطلق» با «نسبیگرایی افراطی» است. جهانی که در آن «مرزهای اخلاقی» به نام «آزادی فردی» مخدوش شود، ناگزیر به ورطه هرج و مرج ارزشی سقوط خواهد کرد. کووید۱۹ به روشنی نشان داد که چگونه «اولویت یافتن منافع فردی» بر «مصالح جمعی» میتواند تاروپود اجتماع را از هم بگسلد و دولتها را در اجرای سیاستهای نجاتبخش با بنبست مواجه سازد. اپیدمی «بسیار خطرناکتر» از کووید۱۹، همین «ولنگاری اخلاقی» است که طی آن مفهوم «مسؤولیت فردی و اجتماعی» دود میشود و به دوزخ میرود.
▌▌ ضرورت تعادل اخلاقی▬ امروز به وضوح میبینیم که آنان که به رغم «آزادیهای منفی» بر «اصول اخلاقی» پای فشردند، در واقع، «عقلانی» و «آیندهنگر» میاندیشیدند. «دموکراسیهای لیبرال» به سمت «ولنگاری فردی و ساختاری» حرکت کرد، که در آن هر «خواسته» به عنوان «حقی مقدس» تلقی شد که در «اکثریت شبکهای» تأیید میشود، فارغ از «تأثیرات اجتماعی» آن. گویا «اکثریت اینستاگرامی» مبنای «حقوق اساسی جدیدی» شده است که تمام پایههای «علم دیرپای حقوق از امپراتوری روم تاکنون،» را انکار میکند. آنچه امروز در ایران در موضوعی مانند حجاب میگذرد، نمونهای نه چندان تعمیقیافته از آن کشمکش جهانشمول است؛ جایی که تقابل میان «آزادی و ولنگاری»، «عفاف و بیشرمی»، «نظارت استصوابی و «هر چه مردم خواستند»»، نشان از یک «کشمکش در دامنهای وسیعتر دارد. امروز آشکار شده است که مدافعان اخلاق و عقلانیت که هشدارهایشان در گذشته به نام «آزادی» و «توده» و «حق انتخاب» و... نادیده گرفته میشد، در واقع، «بینشی آیندهنگر» داشتند و هشدارهایشان بجا و عقلانی بود.
▌▌ تعادل سهگانه و نگاه معاد نگر برای آینده▬ در یک سو، طرفداران دموکراسی بدون قید و شرط و لیبرالیسم بیبند و بار قرار دارند که معتقدند هر گونه نظارتی بر روندهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، نفس اجتماع و اقتصاد و سیاست را خفه میکند، و در سوی دیگر، خردمندانی ایستادهاند که معتقدند «آزادی مطلق» به «ولنگاری اجتماعی» میانجامد و بنیانهای اخلاقی جامعه را ویران میسازد. اکنون، روشن شده که هشدارهای خردمندان درباره پیامدهای آزادیهای بیقید و بند کاملاً درست و عقلانی بوده است. از یک سو، جنبشهای اجتماعی خواهان آزادیهای بیشتر هستند و از سوی دیگر، خردمندانی هشدار میدهند که این آزادیها میتواند به «هرج و مرج اخلاقی» بینجامد. امروز شواهد استواری در دست است که نشان میدهد مدافعان اخلاق در تحلیلهای خود محق بودهاند. راه حل این دشواری جهانی، در یافتن تعادلی است که هم «آزادی فردی» را به رسمیت بشناسد، هم «مسؤولیت اجتماعی» را حفظ کند، و هم «معاد و آتیه امور» را تضمین نماید. این تعادل تنها در پرتو یک نگاه «معادنگر» دینی صادقانه و در عین حال، اکیداً «عالمانه» ممکن است؛ نگاهی که با ارائه چارچوبی متعالی برای اخلاق، نه آزادی را نفی میکند و نه آن را رها میسازد، بلکه آن را در مسیری هدایت مینماید که هم «کرامت انسانی» را حفظ کند، و هم «نظم اجتماعی» را تضمین نماید.
08:14 - 22 آبان 1404