ایران؛ استخوانی که در گلوی دنیا گیر کرد!
اگر میخواهید از «سلطه» حرف بزنید، اول بروید یک ذره تاریخ بخوانید. ما از ۲۷۰۰ سال پیش، حاکم مطلق خلیج فارس بودیم. وقتی هنوز هیچ دولتی در آن کرانههای جنوبی نبود، ما هر دو سوی این خلیج را زیر بیرق گرفته بودیم. از قشم و کیش تا خارک، همگی نامهای ایرانی بودند و دنیا را میلرزاندند. تنگه هرمز از دیرباز ملک ماست. ما همان ملتی هستیم که زمان داریوش، کانال سوئز را حفر کردیم و نام «خلیج فارس» را بر این دریا ثبت کردیم. ما کشتیهایی داشتیم که از بابالمندب رد میشدند و تا دور آفریقا میتافتند. ما منتظر اجازه کسی نبودیم؛ ما دریاها را فتح میکردیم!فکر کردید با چند کشتی جنگی میتوانید ما را تهدید کنید؟به تاریخ نگاه کنید؛ آن غاصبانی که در قرن شانزدهم سعی کردند هرمز و گمبرون را بگیرند، چه سرنوشتی داشتند؟ ما هرگز اجازه ندادیم خاکمان غصبشده بماند. آمدیم و پرتغالیها و اسپانیاییها را با ضربتی محکم از جنوب کشور بیرون ریختیم و نام «بندرعباس» را بر ویرانههای غرورشان نوشتیم. رسم ما این است؛ هر چه از ما بگیرند، با ضربتی هزار برابر پس میگیریم.بگویید ببینم، ترامپ اولین کسی است که خواب این رویاهای پوچ را میبیند؟ ۲۸۰۰ سال پیش، تیگلات-پالاسار، امپراتور آشور، با تکبر میگفت: «من ایران را چنان ویران میکنم که روییدنی نباشد، حالا بگویید ببینم، تیگلات-پالاسار کجاست؟ آشوربانیپال کجاست؟ همانهایی که صدام حسین سعی میکرد خودش را شبیه آنها میدانست، کجا رفتند؟ خاک شدند و نامشان مایه عبرت گشت! بعد از آنها، امپراتور کچلِ روم، کاروس آمد! میگفت ایران را مانند سرِ خودش میکند! اما بشنوید چه شد؛ وقتی فهمید در تیسفون هر کسی وارد شود کشته میشود، ترسید و بیرون از شهر زیر چادر خوابید.
اما تقدیر چه بود؟ شب آذرخش زد و همانجا سوزاندش! ایران برای متجاوزان، شوم و مرگبار است. به ترامپ و رفقایش بگویید: ایران برای شما یک «لقمه» به نظر میرسد؟ خبر بد دارم؛ ایران لقمهای است که در گلوی هر متکبر گیر میکند!سلاطین عثمانی آمدند؛ سلطان سلیم، سلیمان، مراد... همه خواستند ایران را ببلعند، اما گیر کرد در گلویشان! دولت روسیه تزاری آمد؛ گیر کرد در گلویشان! استالین آمد تا به خلیج فارس برسد؛ ایران فرو نرفت، چون ایران استخوان دارد و هر کسی بخواهد این لقمه را ببلعد، خفه میشود!حالا نگاه کنید به این «مترسکهای» منطقهای. این کشورهای عربی که گمان میکنند صاحب قدرت هستند! خندهآور است، چون اینها هرگز قدرت نداشتند. اینها کسانی هستند که امنیتشان را اجاره کردهاند! امنیتشان را خریدند و به دست غریبهها سپردند تا شبها راحت بخوابند. اما بشنوید! «جنگ رمضان» و اتفاقات اخیر، باید برای اینها درس عبرت باشد. دیدند چه شد؟ دیدند که آن پایگاههای گنده و تکبرآمیز آمریکا، یکباره زیر سایه موشکهای بالستیک و هایپرسونیک نیروهای مسلح ایران قرار گرفتند! دیدند که وقتی اراده شد، هیچ دیواری جلوی این سرعت و این قدرت نمیایستد. آن لحظه بود که «امنیت اجارهای» این کشورها به زیر سؤال رفت. فهمیدند که هر چقدر پول بدهند و به ترامپ فاسد و نتانیاهوی کودککش التماس کنند، وقتی ایران بخواهد ضربه بزند، نه آن پایگاهها نجاتشان میدهد و نه آن قراردادهای کاغذی!بچرخ تا بچرخیم! دوباره همان نوار قدیمی. دوباره همان ادعاهای خندهدارِ «باخاک یکسان کردن ایران» و «بمب اتمی».
ترامپ میگوید «پوک» جالب است! او میگوید لیندسی گراهام پوک شده، خودش گفته، ببینید کسی که میخواست ایران را «له» کند، حالا خودش درگیر «له شدههای» خودش است! اما این ادعاهای «له کردن» پشت چه جنایاتی پنهان شده؟ ما با هیولایی طرف هستیم که جنایاتش، حتی چهرهی هیتلر را سفید کرده است! ترامپ فاسد، کسی که از «صلح و مذاکره» حرف میزند، اما دستهایش به خون انسانها در مدارس و بیمارستانها آلوده است. بمباران مساجد، تخریب مراکز درمانی و زدن آمبولانسها، میراث اوست. بهخصوص آن مدرسه در میناب؛ خون هایی که از ۱۶۸ دانشآموز معصوم آنجا ریخته شد، زخمی است بر پیکر انسانیت و خونی است که هرگز خشک نخواهد شد!مثل خون پاک امام شهیدمان آقای شهید ایران خامنهای عزیز. بله امروز، ما دوباره کلید اقتصاد جهان را در دست داریم. تنگه هرمز برای ما یک «طناب» است که دور گردان متکبران پیچیدهایم. فکر کردید فقط بحث نفت است؟ نه! تمام احتیاجات جهان، از فسفات و آلومینیوم گرفته تا مواد اولیه صنعت، باید از زیر سایه ما رد شوند. ما امروز به جایی رسیدیم که هر چه بیشتر فشار میآورید، شرکتهای شما ورشکستهتر میشوند و قیمتهایتان میزند به آسمان. یک نگاه به ریاضیاتِ جمعیت بیندازید: زمان فتحعلی شاه، جمعیت ما چهار و نیم تا پنج میلیون بود؛ باز هم دنیا را لرزاندیم. حالا نزدیک صد میلیونیم! با این حجم از جمعیت و این ریشه، فکر کردهاید «یک مشت خائن» با «جنگ روانی» در اینترنشنال میتوانند ایران را بگیرند؟ خیالتان تخت!ما ملتی هستیم از کوروش و داریوش، از اردشیر بابکان و شاپور اول و دوم، از خسرو انوشیروان و رستم فرخزاد. ما سرداران عظیمی داشتیم؛ از یعقوب لیث و ابومسلم خراسانی تا طاهر ذوالیمینین.
ما نادر شاه داشتیم، شاه عباس داشتیم، سورنا داشتیم. ما آنهایی بودیم که حتی در زمانهای سخت، مردانی مثل مرداویج داشتیم که تا نزدیک بغداد پیش تاخت و بغداد را گرفت. یادتان هست احمد مائزالدوله دیلمی چه کرد؟ رفت بغداد، آنجا را گرفت و در روز تاسوعا و عاشورا، در شهر بغداد سینه زد! همان شهری که در آن «سبّ علی ابن ابیطالب» میکردند، در همانجا عید غدیر را جشن گرفتند!ما در تاریخ، شاید گاهی شکست خوردیم، اما هرگز نابود نشدیم. مغول آمد، ده میلیون نفر از ایرانیها را کشت، اما آخرش چه شد؟ یک نفر از مغولها نتوانست در ایران بماند!ببینید تضاد کجاست: آمریکا ۲۵۰ سال است که استقلال گرفته؛ در مقابل ما سال ۱۴۹۲ میلادی، در دوران صفویه، یکی از قویترین امپراتوریهای جهان را اداره میکردیم و ایران را واحد کرده بودیم. آمریکا وقتی کشف شد، ما داشتیم نقشه عظیم دو میلیون و ششصد هزار کیلومتر مربع خاکمان را مدیریت میکردیم.و بگذارید صادق باشم؛ ما در تاریخ خودمان هم با هر جور آدمی سر و کار داشتیم. از امیرکبیر محبوب و قائممقام فراهانی زیرک گرفته، تا حاکمانی مثل ناصرالدینشاه هوسران و شاهسلطان حسین. ما حتی حاکمانی داشتیم که به اندازه مشیرالدولة بیسواد بودند یا مثل حاج میرزا آقاسی ایران را به باد دادند.اما بشنوید! تضاد اصلی اینجاست: ما از یک سو حاکمانی داشتیم که در برابر متجاوزان تعظیم میکردند و در برابر سفیران غریبه التماس میکردند؛ اما امروز، در برابر تمام این تضادها، حکمرانی مقتدر و استوار امام شهید خامنهای کبیر ایستاده است!مقایسه کنید! تفاوتِ «حاج میرزا آقاسی» که ایران را به باد داد، با کسی که امروز در برابر ابرقدرتها سر خم نکرده، چیست؟
تفاوتِ «شاهسلطان حسین» که شهر را به دشمن سپرد، با امامی که امروز موشکهای هایپرسونیک را بر سر متکبران ریخت، چیست؟ این است تفاوتِ «سقوط» و «صعود»! این است تفاوتِ «بیسوادان تاریخ» با «حسین زمان» که امروز ایران را به اسطورهای در دنیا تبدیل کرده است. ما با هر کسی که بودیم، باز هم ماندیم و ایستادیم، اما امروز با این فرماندهی، دیگر فقط نمیایستیم؛ بلکه پیش میرویم! و امروز فتح و ظفر در سایهسار امام سید مجتبی خامنهای با جمهوری اسلامی ایران است انشاءالله. #هادی_ابراهیمی_کیاپی #حکمت_سیاسی 21:38 - 19 مرداد 1405