«شاخهی طوبی» سروده شاعر قرآنی
«#شاخهی_طوبی»۞او که با آمدنش، خنده بهدنیا آوردلرزه بر پیکرهی طاقتِ کسری آورد۞۞سالها بود کهصحبت، همه از مُردن بودبا خودش عالمی از روحِ مسیحا آورد۞۞دستهایش همه از جلوهی موسی میگفتساحلِ نیل و عصا، هم یدِ بیضا آورد۞۞کشتیِنوح که طوفان زدهبود ازهمهجابا سلام از طرفش، حضرتِ دریا آورد۞۞ساکن آینه شد، نور به چشمِ همه زدبا همین آینهاش شاخهی طوبی آورد۞۞خانهی دخترکانش همه تاریک و نموراو که آمد به جهان، دیدهی بینا آورد۞۞زندگی شبزده از جهل مرکب، امانفحاتش قلم و خط و الفبا آورد۞۞خواندنیشد غزلِعشق به دروازهی شهرصدغزل قافیه با جملهی خوانا آورد۞۞در شبِ شاد و پُر از هلهلهی چلچلههاشاهبیتی که پُر از لیلهی اَسری آورد۞۞جشنِ میلادِ تماشائی خورشید که شدیکنَفَس صوتِخوش از مسجدِاَقصی آورد۞۞میلاد پیامبر نور و رحمت حضرت محمد بن عبدالله(ص) و امام جعفرصادق(ع)مبارکباد۞ استاد و شاعر قرآنی #سیّدمحمد_جعفری #اصفهان شهریور ۱۴۰۵۞ 08:31 - 7 شهریور 1405