دیروز هزینه، امروز بهانه

دیروز «هزینه برای کشور» را بهای یک مطالبه سیاسی می‌دانستند؛ امروز همان هزینه، بهانه مخالفت با پاسخ به خون ایرانیان شده است.
این روزها مخالفان پاسخ ایران به ترور امام شهید و جان‌باختن شماری از شهروندان، یک حرف مشترک دارند: «پاسخ، کشور را وارد جنگ می‌کند و هزینه‌اش را مردم می‌پردازند.» حرفی که با تکرار فراوان، محتاطانه جلوه داده می‌شود؛ اما مرور مواضع همین جریان در سال‌های گذشته، تناقضی جدی را آشکار می‌کند.حافظه سیاسی جامعه هنوز سال ۱۳۸۸ را فراموش نکرده است؛ ماه‌ها اغتشاش، درگیری خیابانی، خسارت اقتصادی و اخلال در زندگی مردم، آن هم در شرایطی که دولت‌های خارجی آشکارا از ادامه ناآرامی‌ها تا تضعیف و حتی براندازی جمهوری اسلامی حمایت می‌کردند. فضایی که بهانه و زمینه تشدید فشارها و تحریم‌های مهم علیه ایران را نیز فراهم کرد. با این حال، آن روز کمتر کسی از همین طیف، از توقف اغتشاشات به دلیل «هزینه برای مردم و کشور» سخن می‌گفت.این الگو در سال ۱۴۰۱ و پس از مرگ مهسا امینی نیز تکرار شد؛ ناآرامی‌هایی که به‌تدریج از یک مطالبه داخلی عبور کرد و با حمایت رسانه‌ای و سیاسی دولت‌های خارجی، به بستری برای تشدید فشار بر ایران تبدیل شد. بخشی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای نه‌تنها بر ادامه اغتشاشات تأکید داشتند، بلکه آشکارا از تغییر ساختار سیاسی کشور سخن می‌گفتند؛ روندی که می‌توان آن را یکی از حلقه‌های زمینه‌ساز افزایش تهدید و تقابل خارجی علیه ایران دانست.
همین منطق در اغتشاشات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز دیده شد. اعتراض به گرانی، خیلی زود در مواضع برخی چهره‌ها و رسانه‌ها به درخواست مداخله خارجی رسید؛ تا جایی که پس از حوادث شب‌های هجدهم و نوزدهم دی، عده‌ای مستقیماً از ترامپ خواستند به ایران حمله کند و با ارسال پالس‌های مکرر، دشمن را به اقدام نظامی تشویق کردند. آنجا نیز «هزینه برای مردم» مسئله اصلی نبود؛ مهم، ضربه‌زدن به ساختار سیاسی کشور بود، حتی اگر بهایش جنگی باشد که نخستین قربانیانش خود مردم‌اند.اما امروز همان جریان، در برابر حمله‌ای که مستقیماً حاکمیت ملی و امنیت کشور را هدف قرار داده است، از ضرورت پرهیز از هرگونه پاسخ به دلیل «هزینه» سخن می‌گوید.همین‌جا تناقض آشکار می‌شود؛ اگر «هزینه برای کشور» یک اصل ثابت است، چرا در سال‌های ۱۳۸۸، ۱۴۰۱ و دی‌ماه ۱۴۰۴ به حاشیه رفت؟ اگر امنیت مردم خط قرمز است، چرا آن روزها ادامه اغتشاشات و افزایش فشارهای خارجی قابل پذیرش بود، اما امروز سخن از پاسخ بازدارنده، «هزینه‌تراشی» خوانده می‌شود؟واقعیت این است که پاسخ به حمله و ترور مقامات یا کشتار شهروندان یک کشور، صرفاً انتقام نیست؛ بخشی از منطق بازدارندگی و دفاع از حاکمیت ملی است. کشوری که هزینه تعرض به خود را افزایش ندهد، دشمن را به تکرار آن تشویق می‌کند.بنابراین، مسئله نه «انتقام»، بلکه دوگانگی در معیارهاست. اگر امنیت و منافع ملی اصل است، این اصل نباید با تغییر شرایط سیاسی، تغییر کند.
10:40 - 27 تیر 1405