کوچه‌های باران تا خط مقدم امنیت

روایت زندگی و شهادت حسن عشوری؛ مردی که بی‌صدا زیست و بی‌نام، امنیت را معنا کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، بعضی آدم‌ها آن‌قدر آرام زندگی می‌کنند که تا وقتی نیستند، کسی بزرگی سکوتشان را درک نمی‌کند. نه اهل هیاهویند، نه شیفته دیده‌شدن؛ رد پایشان را باید میان کارهای ناتمام، لبخندهای کوتاه و مسئولیت‌هایی جست‌وجو کرد که بی‌ادعا بر دوش کشیده‌اند. حسن عشوری از همان آدم‌ها بود؛ فرزند گیلان، بزرگ‌شده سرزمین باران و مردی که نامش سال‌ها پشت دیوار گمنامی ماند.صبح‌های ماچیان بوی خاک نم‌خورده و شالیزار می‌دهد. در همین فضای ساده و صمیمی، کودکی شکل گرفت که بعدها مسیر زندگی‌اش را بر پایه مسئولیت انتخاب کرد. خانواده و دوستانش از او جوانی مؤدب، کم‌حرف و متواضع به یاد دارند؛ کسی که بیشتر از آنکه سخن بگوید، عمل می‌کرد و ترجیح می‌داد موفقیت‌هایش در سکوت بماند.با ورود به عرصه خدمت در وزارت اطلاعات، فصل تازه‌ای از زندگی او آغاز شد؛ فصلی که حتی نزدیک‌ترین افراد خانواده نیز از جزئیاتش آگاهی چندانی نداشتند. مأموریت‌هایش را با خود به خانه نمی‌آورد و هر بار که برای روزها یا هفته‌ها دور می‌شد، تنها به گفتن این جمله بسنده می‌کرد که «برای انجام وظیفه می‌روم». گویی میان او و مسئولیتی که پذیرفته بود، عهدی نانوشته بسته شده بود؛ عهدی برای سکوت.همرزمانش بعدها از روحیه خستگی‌ناپذیر او سخن گفتند. می‌گفتند در سخت‌ترین شرایط نیز آرامش خود را حفظ می‌کرد و هیچ‌گاه دنبال مطرح شدن نبود. آنچه برایش اهمیت داشت، انجام درست مأموریت بود، نه اینکه کسی بداند چه کرده است.
سرانجام در خرداد ۱۳۹۶، مأموریتی دیگر او را به جنوب‌شرق کشور کشاند؛ جایی که مقابله با عناصر تروریستی داعش، بهای سنگینی می‌طلبید. در درگیری با اعضای این گروه تروریستی در منطقه چابهار، حسن عشوری به آرزویی رسید که سال‌ها برایش آماده شده بود؛ شهادت.خبر که منتشر شد، بسیاری تازه فهمیدند مرد آرام و کم‌حرف دیروز، سال‌ها در خط مقدم تأمین امنیت مردم ایستاده و بی‌آنکه نامی از خود بخواهد، از آرامش دیگران پاسداری کرده است.پیکرش به زادگاهش بازگشت؛ به همان دیاری که روزی در کوچه‌هایش قدم زده بود. مردم آمده بودند تا بدرقه‌اش کنند؛ مردی که زندگی‌اش را در گمنامی گذراند اما رفتنش، نام او را در حافظه سرزمینش ماندگار کرد.شاید راز ماندگاری حسن عشوری در همین باشد؛ اینکه قهرمان بودن را نه در دیده شدن، بلکه در انجام بی‌وقفه مسئولیت معنا کرد. او از میان شالیزارهای خیس گیلان برخاست، سال‌ها در سکوت خدمت کرد و سرانجام جان خود را در راه امنیت مردم نثار کرد؛ روایتی که نشان می‌دهد گاهی بلندترین فریادها، همان سکوت‌هایی هستند که با ایثار نوشته می‌شوند.
۳ MB
18:02 - 25 خرداد 1405
ویدئو
گیلان