اربعین امسال، برای من حالوهوای متفاوتی داشت. سالهای قبل که عازم پیادهروی اربعین میشدم، میخواستم به نیابت از رهبر عزیزمان قدم بردارم و کولهام را به تصویر ایشان مزین کنم؛ اما یک نگرانی داشتم که مبادا این کار، وحدتِ میان ملت ایران و عراق را خدشهدار کند و خداینکرده باعث رنجش برادران عراقیمان شود که با جان و دل میزبان زوار هستند.اما امسال... امسال حکایت دیگری بود. خدای من! قدمی نبود که بردارم و یادی از رهبر شهید و رهبر رشیدمان نبینم. از مسیر «طریقالفرات» رفتم؛ مسیری که میدانید اکثر موکبهایش متعلق به عشایر غیور عراقی است. هرگز گمان نمیکردم عشق به رهبر شهیدمان تا این حد در قلبهایشان ریشه دوانده باشد.دشمنِ زبون با خیال خامش میخواست نور خامنهای را خاموش کند، اما نمیدانست او همچون جدش حسین (ع)، نوری است که خاموششدنی نیست؛ نوری که جهانی را بیدار میکند تا آن را به دستان صاحب اصلیاش، مهدی موعود (عج) برساند. آری، او هنوز هم همان کسی است که مسیر را برای رسیدن به آن مقصد نهایی روشن نگه داشته است.امسال صدای «الموت لامریکا» و «الموت للاسرائیل» را در جایجای مسیر مشایه و عتبات میشنیدی. انگار پایان شیطان بزرگ نزدیک است، خیلی نزدیک...#اربعین_حسینی#طریق_الحسین#رهبر_شهید#رهبر_رشید#آمریکا#اسرائیل#کربلا