سیاستگذاری نابسامان اقتصادی/ از گرانی بنزین و برنج تا انقلاب نان در ایران!فشار فزاینده نابسامانی اقتصادی و ناتوانی دولت در اقناع شهروندان که مشروعیت دولت وفاق میان ایرانیان به‌ویژه طرفداران سیاسی دولت را کاهش داده، با سیاست‌های اقتصادی بسیار شگفت‌انگیز پاسخ داده شده که روند گرانی از بنزین به برنج، روغن و در نهایت به نان کشیده شده و می‌تواند انقلاب نان را در ایران شکل دهد.اسلام ذوالقدرپور با در کنکاش بحران اقتصادی ایران که رو به فاجعه اقتصادی و تهدید بقای ایران دارد، نابسامانی و ناتوانی دولت در سیاستگذاری و اقتدار حکمرانی را مؤلفه اصلی وضعیت کنونی دانسته، محورهای این نابسامانی حکمران چنین بررسی می‌کند: رهیافت حکمرانی مطلوب با مؤلفه‌های خود، تنها به عملکرد دولت بسنده نمی‌کند، حکمرانی که همسان با اداره امور عمومی و سیاستگذاری عمومی برشمرده می‌شود، دارای ماهیت چندجانبه و چند محوری است که فراتر از رهیافت و رویکردهای دولت را برمی‌سازد.حکمرانی در قرن آشوب‌زده کنونی، نه‌تنها روندهای اداره امور عمومی، بلکه پویایی و بقای سپهر سیاسی و اجتماعی یک کشور و برقراری نظم بنیادین را دربرمی‌گیرد.کشوری که نتواند حکمرانی مطلوب را برقرار سازد، دولت شکننده را شکل می‌دهد که از ماهیت اصلی که حکمرانی دور است، ماهیتی که چنین تعریف می‌شود:<< حکمرانی، یک واژه گسترده‌تر از حکومت است، زیرا نه‌تنها بر دولت و نهادهای آن، بلکه بر ایجاد قانون و نظم در فعالیت‌های اجتماعی متمرکز است.>>1 با توجه به این تعریف، ماهیت ایجاد و برقراری قانون و نظم در سپهر سیاسی و اجتماعی، وظیفه اصلی حکمرانی قلمداد می‌گردد. وظیفه‌ای که سبب سامانمندی جوامع و رهایی از دولت شکننده شده، می‌تواند جهان برآشفته کنونی را مدیریت کند.
حکمرانی ایرانی نیز می‌بایست بر زیربنای قانون و نظم در سپهر سیاسی و اجتماعی استوار باشد، اما در سال‌های اخیر به دلیل برخی رویکردهای جناحی و حزبی، نه‌تنها دولت ناکارآمد، بلکه حکمرانی نیز شکننده و نابسامان شده است.دولت شکننده و بدتر از آن حکمرانی شکننده ایران در یک سال اخیر به‌ویژه پساجنگ 12 روزه ایران و اسرائیل، چنان بدخیم شده که اصل بقای ایران را نیز تهدید می‌کند!دولت چهاردهم که با عنوان دولت وفاق شناخته می‌شود، در یک سال اخیر درگیر یک خودتخریبی فعال بوده که نه‌تنها مشروعیت دولت، بلکه بقای ایران را به خطر انداخته است. بخش مهمی از این نابسامانی و شکنندگی دولت چهاردهم به سرگردانی آن در سیاست خارجی و ناتوانی در پیشبرد دیپلماسی با رقیبان و دشمنان بزرگ مانند ایالات متحده امریکا بازمی‌گردد.سرگردانی و ناتوانی در برقراری دیپلماسی با رقیبان و دشمنان اصلی به‌خصوص امریکا، سبب افزایش فشار تحریم‌های اقتصادی و در نهایت فلج شدن اقتصاد و آشفتگی سپهر سیاسی و اجتماعی ایران شده است.دولت شکننده دکتر پزشکیان که تاکنون وزیر اقتصاد اول خود را استیضاح شده و نیمی دیگر از کابینه را در آستانه استیضاح می‌بیند، با شعار اصلاح و بهبود اقتصاد و معیشت شهروندان در انتخابات 1403 به پیروزی رسید، اما در یک‌سال گذشته تنها در قامت یک دولت ناتوان و ورشکسته اقتصادی ایفای نقش کرده که توان برسازی اقتدار حکمرانی در ایران و سپهر سیاسی و اجتماعی کشور را نداشته است!سرگردانی و نابسامانی ساختار و کارگزارن دولت چهاردهم به گونه‌ای است که برخی منتقدین و مخالفین سیاسی آن مدعی هستند که این دولت تلاش دارد نظام جمهوری اسلامی را فروپاشیده و طرح نو دراندازد!
مؤلفه‌های ناتوانی و سرگردانی دولت چهاردهم که بر سیاستگذاری اقتصادی نابسامان استوار شده را می‌توان چنین برشمرد:- ناترازی شدید انرژی همراه با خاموشی روزانه برق در تابستان 1404.- افزایش دو برابری قیمت نان در تابستان 1404.- افزایش قیمت تمام کالاها و خدمات به‌ویژه بخش خوراک در 8 ماه اول 1404.- افزایش قیمت بنزین و سرگردانی در چگونگی و زمان اجرای این سیاست.- حذف یارانه برخی دهک‌های اقتصادی و همزمان حذف یارانه اقلام مهم معیشتی مانند یارانه برنج!و...دولت دکتر پزشکیان در یک چهارم اول دوره قانونی خود، چنان سرگردان بوده که بیشتر درگیر ناسازی سیاست‌ها و تاکتیک‌های دولت با یکدیگر و ناتوانی از برقراری نظم و قانون در سپهر سیاسی و اجتماعی بوده است.فشار فزاینده نابسامانی اقتصادی و ناتوانی دولت در اقناع شهروندان که مشروعیت دولت وفاق میان ایرانیان به‌ویژه طرفداران سیاسی دولت را کاهش داده، با سیاست‌های اقتصادی بسیار شگفت‌انگیز پاسخ داده شده که روند گرانی از بنزین به برنج، روغن و در نهایت به نان کشیده شده و می‌تواند انقلاب نان را در ایران شکل دهد.روند حکمرانی نابسامان دولت در چند ماه گذشته و پیش‌بینی چالش‌های فزآینده در ماه‌های پیش‌رو، شهروندان را نگران و ناراضی نموده که اگر این ناخشنودی با گرانی دیگر کالاها و خدمات همراه گردد، به انقلاب نان ایران منجر خواهد شد.حکمرانی در بستر نابسامانی و رهاشدگی امور عمومی از سوی دولت، بسیار سخت شده است، زیرا دولت توان حکومت کردن نداشته و اراده‌ای برای برقراری نظم و قانون در سپهر سیاسی و اجتماعی نیز از خود نشان نمی دهد.
حکمرانی در بستر نابسامانی و رهاشدگی امور عمومی از سوی دولت، بسیار سخت شده است، زیرا دولت توان حکومت کردن نداشته و اراده‌ای برای برقراری نظم و قانون در سپهر سیاسی و اجتماعی نیز از خود نشان نمی دهد.بقای ایران در جهان برآشفته کنونی به توانمندی دولت در برسازی انسجام، برقراری نظم و قانون در سپهر سیاسی و اجتماعی کشور وابستگی دارد که این فرآیند نیازمند اقناع و رضایت شهروندان از حکمرانی ایرانی است، بنابراین ایران نیازمند طرحی نو در اداره امور عمومی از سوی دولت کنونی یا دگرگونی دولت می‌باشد.منابع:1-بیور، مارک. نظریه حکمرانی. ترجمه عماد رحمانپور. دانشگاه عالی دفاع ملی. تهران. 1404. چاپ اول، ص 17.
15:19 - 16 آذر 1404
جامعه
اقتصاد
دولت

25 نقل قول1 واکنش
51٫6k بازدید