این بار، تاریخ را مردم ثبت میکنند
میان تشییع تاریخی امام خمینی(ره) در سال ۱۳۶۸ و بدرقه رهبر شهید در سال جاری، فاصلهای به عمر دو عصر رسانهای است. ۳۷ سال پیش، تاریخ از پشت چند دوربین محدود دیده و روایت شد اما امروز، تاریخ از میان میلیونها نگاه ثبت و روایت خواهد شد.اگر در سال ۱۳۶۸ مردم، سازندگان تاریخ بودند و رسانهها آن را روایت میکردند، امروز مردم هم سازندگان تاریخ و هم نخستین راویان آن هستند. روایت دیگر تنها از رسانههای رسمی به جامعه نمیرسد بلکه از متن جامعه به سراسر جهان منتشر میشود.
این بار، جهان ایران را نه فقط از دریچه رسانههای رسمی، بلکه از چشم میلیونها ایرانی خواهد دید. هر تلفن همراه، یک دوربین خواهد بود و هر شهروند، یک راوی است و هر تصویر، قطعهای از حافظه تاریخی ملتی که در حال رقم زدن یکی از مهمترین لحظات معاصر خود است.آنچه بدرقه رهبر شهید را از تشییع امام خمینی(ره) متمایز میکند، مهمتر از پیشرفت فناوری یا فراگیری اینترنت، دگرگونی در مالکیت روایت است.به همین دلیل، مراسم پیشرو میتواند بزرگترین آرشیو مردمی تاریخ ایران باشد. آرشیوی زنده که در دستان میلیونها ایرانی شکل میگیرد و برای همیشه در حافظه جمعی ملت و افکار عمومی جهان ماندگار خواهد شد.
اگر خرداد ۱۳۶۸ عصر ثبت واقعه بود، امروز عصر تکثیر حافظه است.در تشییع پیکر مطهر امام خمینی(ره)، مردم تاریخ را رقم زدند، اما دیگران آن را روایت کردند اما حالا در بدرقه رهبر شهید، مردم هم تاریخ را میسازند و هم راوی آن خواهند بود.این تفاوت، شاید مهمترین شکاف میان دو مقطع تاریخی باشد بنابراین جهان دیگر تنها از پنجره شبکههای تلویزیونی به ایران نگاه نمیکند بلکه از میلیونها پنجرهای نگاه میکند که مردم ایران به روی افکار عمومی جهان خواهند گشود.سال ۱۳۶۸، اگر رسانهای تصمیم میگرفت بخشی از جمعیت را نشان ندهد، امکان چندانی برای راستیآزمایی وجود نداشت. امروز اما هر قاب، با هزاران قاب دیگر سنجیده میشود.حقیقت دیگر محصول یک زاویه دید دوربین نیست بلکه حاصل همنشینی هزاران زاویه دید است. تصویر یک ملت، از کنار هم قرار گرفتن میلیونها تصویر کوچک شکل میگیرد.به همین دلیل، تشییع پیشرو را باید بزرگترین میدان روایت مردمی تاریخ ایران دانست. رویدادی که در آن، فاصله میان شاهد و راوی تقریباً از بین رفته است.اما این فرصت، مسئولیتی بزرگ نیز به همراه دارد. در عصر تکثر روایت، هر تصویر میتواند سند بشود و هر اشتباه میتواند خوراک یک عملیات روانی باشد. اگر گذشته، دغدغه ما کمبود تصویر بود، امروز دغدغه اصلی، کیفیت روایت است. دیگر مسئله این نیست که جهان ایران را خواهد دید یا نه. مسئله این است که ایران، خود را چگونه به جهان نشان خواهد داد.
رفتار مردم، نظم صفوف، احترام به حقوق دیگران، همکاری با نیروهای امدادی، حفظ پاکیزگی محیط، کمک به سالمندان و کودکان، و حتی شیوه ثبت و انتشار تصاویر، همگی به بخشی از متن این روایت تبدیل خواهند شد. یادمان باشد که جهان تنها به جمعیت نگاه نمیکند بلکه به فرهنگ حضور نیز نگاه میکند.از همین رو، بدرقه رهبر شهید، آزمونی برای بلوغ اجتماعی و رسانهای یک ملت است.اگر تشییع امام خمینی، نماد انسجام یک انقلاب در پایان قرن بیستم بود، بدرقه رهبر شهید میتواند نماد بلوغ جامعهای باشد که در عصر ارتباطات، بدون واسطه با جهان سخن میگوید.شاید مهمترین تفاوت این دو واقعه تاریخی را بتوان در یک این جمله خلاصه کرد که در سال ۱۳۶۸، جهان ایران را از چشم رسانهها دید اما امروز، جهان ایران را از چشم مردم خواهد دید.و این، نشانه ورود تاریخ به عصری است که در آن، ملتها علاوه بر بازیگران صحنه، نویسندگان نخستین روایت آن نیز هستند.
20:03 - 12 تیر 1405