خیابان چگونه قدرت دیپلماسی را می‌سازد؟

در میدان سیاست، هر میز گفت‌وگو، امتداد موازنه‌ای است که پیش‌تر در صحنه واقعی قدرت شکل گرفته است. وقتی یک طرف مذاکره با پشتوانه اراده عمومی، انسجام ملی و حضور معنادار مردم وارد می‌شود، متن مذاکره صحنه تثبیت دست برتر است. امروز، خیابان‌های ایران بخشی از دیپلماسی است که می‌تواند معادله را از اساس تغییر دهد.
خیابان؛ فرمانده پنهان میز مذاکرهشاید این‌گونه به نظر برسد که مذاکره و خیابان دو مسیر جداگانه‌اند که یکی کار دیپلمات‌ها پشت درهای بسته و دیگری کنش مردم در میدان است اما واقعیت صحنه، به‌ویژه در تحولات اخیر مربوط به گفت‌وگوهای ایران و آمریکا در پاکستان، نشان می‌دهد که این دو مکمل و حتی تقویت‌کننده یکدیگرند. آنچه امروز در حال وقوع است، یک دیپلماسیِ پشتیبانی‌شده توسط مردم است. مدلی که فهم آن برای تحلیل درست صحنه، ضروری است.آمریکا در این دور از مذاکرات، همان الگوی تکراری درخواست امتیازاتی فراتر از چارچوب‌های متعارف، بدون ارائه تضمین‌های قابل اتکا را دنبال کرده است.این رفتار، نه جدید و نه غیرقابل پیش‌بینی است. تجربه‌های پیشین، به‌ویژه در پرونده‌های مشابه، نشان داده که واشنگتن از مذاکره به‌عنوان ابزاری برای تحمیل اراده خود استفاده می‌کند. به بیان دقیق‌تر، آنچه در میدان به دست نیاورده، تلاش می‌کند پشت میز مذاکره جبران کند.
در چنین شرایطی، طرف مقابل چگونه باید توازن قدرت را حفظ کند؟واقعیت میدان نشان داده که قدرت در متن مذاکرات و مهارت دیپلمات‌ها خلاصه نمی‌شود. قدرت واقعی در بیرون از اتاق مذاکره جایی که افکار عمومی، انسجام ملی و حضور مردم، به‌عنوان پشتوانه‌ای عینی، معادله را تغییر می‌دهند، شکل می‌گیرد. حضور مردم در خیابان، بخشی از معادله قدرت است. این حضور، چند کارکرد همزمان دارد، نخست، ارسال پیام صریح به طرف مقابل که تیم مذاکره‌کننده، نماینده ملتی ایستاده و مطالبه‌گر است.دوم، خنثی‌سازی جنگ روانی رسانه‌های معارض که تلاش می‌کنند شکاف میان مردم و حاکمیت را القا کنند و سوم، افزایش ضریب اطمینان تصمیم‌گیران داخلی برای ایستادگی بر خطوط قرمز را به همراه دارد.
واقعیت این است که در الگوی قدرت امروز، دیپلماسی بدون پشتوانه مردمی، به‌سرعت به میدان امتیازدهی تبدیل می‌شود و حضور مردمی بدون جهت‌گیری راهبردی، در بهترین حالت، به یک کنش مقطعی محدود می‌ماند.آنچه اهمیت دارد، پیوند این دو است. همان چیزی که در تحولات اخیر، به‌وضوح قابل مشاهده است.نکته قابل تأمل آن است که رسانه‌های غربی و برخی جریان‌های همسو، تلاش می‌کنند این پیوند را مخدوش نشان دهند. آن‌ها با برجسته‌سازی دوگانه کاذب مذاکره یا تقابل درصددند مخاطب را دچار خطای تحلیلی کنند. در حالی‌که تجربه‌های موفق در عرصه بین‌المللی نشان داده است که کشورها زمانی به توافق‌های متوازن دست یافته‌اند که از قدرت ترکیبی بهره برده‌اند. یعنی همزمان از ابزار دیپلماسی، قدرت میدانی و پشتوانه اجتماعی استفاده کرده‌اند.در این چارچوب، آنچه امروز در صحنه دیده می‌شود، یک طراحی هوشمندانه است. خیابان، پیام خود را می‌فرستد. میز مذاکره، آن را ترجمه می‌کند. مردم، اراده ملی را به نمایش می‌گذارند و دیپلمات‌ها، آن را به زبان حقوقی و سیاسی تبدیل می‌کنند. این همان حلقه‌ای است که اگر نادیده گرفته شود، تحلیل‌ها به بیراهه خواهد رفت.
در شرایط فعلی، فهم صحیح نسبت مردم و مذاکره ضرورت دارد. خیابان و دیپلماسی، دو روی سکه‌ قدرت ملی هستند.
20:27 - 23 فروردین 1405
حماسه و مقاومت
بین‌الملل
روایت روز

3 بازنشر8 واکنش
100٫9k بازدید