آنتاگونیست‌های سمپاتیک خطرناک شهاب‌پرور

*‏قباد و فریبرز؛ آنتاگونیست‌های سمپاتیک خطرناک شهاب‌پرور/«آبان»ِ تستوسترونی-استروژنی*‏۱- ایفای نقش فریبرز ثابت توسّط #شهاب_حسینی در سریال #آبان به‌وضوح از جنس نقش قباد دیوان‌سالار در سریال شهرزاد به شمار می‌رود؛‏یک نقش منفی که نویسنده، کارگردان و بازیگر سعی می‌کنند خاکستری نمایشش دهند و به ازای همین خاکستری‌نمایی و سفیدشویی شخصیّتی شرور، نسبی‌گرایی مفرط بر اخلاق‌مداری فائق می‌آید و بدین‌ترتیب، قبح الگوبرداری از نقش‌های منفی ریخته شده و مخاطب به خود حق می‌دهد تا تبعیّت کند از ثابت و قباد چون شرورهای موفّقی هستند که با هر وسیله، به هر قیمت و از هر راه ممکن، به هدف و مطلوبشان دست می‌یابند و معمولاً مسلّط و پیروز می‌شوند.‏۲- آن‌طور که شهاب حسینی، سبک زندگی مرفّه عیّاشانه، (مشروب‌نوشی،) سیگارکشی و تبهکاری را در شهرزاد و آبان، جذّاب و دوست‌داشتنی نشان داده و در ترویجش نقش داشته، به مراتب بیش از جواد عزّتی در زخم کاری بوده و بی‌شک کیفیّت اجرای نقش‌های شهاب حسینی، به‌ویژه در اثر ضعیف آبان، نه مرهون هدایت کارگردان است، نه ناشی از پرسوناژهای خلق‌نشده در فیلم‌نامه‌ی تخیّلی، کودکانه و آب‌کش (سراسر حفره) آبان؛‏ایضاً همین کژکارکرد در مورد به‌هیچ‌انگاشتن نظام ارزشی-هنجاری خانواده‌ی ایرانی، عادی‌سازی ناموس‌دزدی، ترویج انواع متنوّع خیانت‌های زناشویی، «بازیچه و قربانی»نمایی زنان و «خودخواه و ظالم»نمایی مردان ایرانی هم رخ داده و اصول مقدّس حریم خانواده‌ی ایرانی را می‌برند به مسلخ «درام‌سازی‌های شرورانه و خوراندن زهرهایی با طعم شهد به تماشاگر».‏۳- در آبان، آن‌قدر فیلم‌نامه‌نویسان و کارگردان، محو و مشغول وجوه اروتیک و کشش‌های جنسی آبان و وسوسه‌انگیزی ثابت شده‌اند که از فیلم‌نامه‌شان، منطق
۱۲ MB
رخت بربسته و جای خود را به جاذبه‌های تستوسترونی برای مردان و جاذبه‌های استروژنی برای زنان داده است؛‏مثلاً کودک نونهالی که چند هفته است از مادرش فاصله گرفته و در اوج دوران وابستگی حسّی و عاطفی به مادرش به‌سرمی‌برد، به راحتی بهار را جایگزین آبان کرده و از پدرش می‌خواهد تا بهار با آنان زندگی کند چون آن‌چه برای آبان‌سازان مبنا بوده، صرفاً روایت یک داستان **** بدآموز است.‏هم‌چنین زیر و زبر شدن مضحک حسّ آبان به ثابت، از نفرتی عمیق، به عشقی جانانه، تنها طی چند روز و باورناپذیر بودنش، خیلی نیازی به توضیح و موشکافی ندارد؛#سریال_آبان نه تنها هیچ ربطی به هوش مصنوعی ندارد بلکه هیچ‌گونه احترامی نه برای هوش طبیعی مردم قائل است، نه برای #حقوق_معنوی_مخاطب.‏۴- مسخ شدن نقش‌های سریال‌هایی نظیر آبان با نوستالژی ترانه‌های قبل انقلاب اسلامی، فارغ از این‌که بعضاً اصلاً با رده‌ی سنی بازیگران مربوطه تناسبی ندارد، از تکرارهای نخ‌نماشده‌ی بلاوجهی به شمار می‌رود که برای مخاطبین جذّابیّتی خاص نداشته ولی شاید ادای دینی باشد به دوران طاغوت و روزگار محبوب تهیه‌کنندگان، کارگردان‌ها و نویسندگان چنین محصولاتی از جمله امثال مجید مولایی، تهیه‌کننده‌ی سریال‌های رهایم کن و آبان.#شبکه_نمایش_خانگی #شیدا #محمد_امامی #نقد_سریال #نقد_سینما
03:20 - 22 فروردین 1404

3 بازنشر12 واکنش
43٫6k بازدید




4 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌کورش عروج‌
@Koorosh_Orooj22 فروردین 1404
در پاسخ به @EhsanRastgar
زباله سازان شیطانی

@user17092400709922 فروردین 1404
در پاسخ به @EhsanRastgar
فاجعه این سریال نیست، فاجعه روند و سیستمیه که به ملون هایی مثل تهیه کننده ی این سریال امکان ظهور و بروز میده، ابن الوقت های بلد کار که وقتی میصرفید با جمال شورجه کار میکردن و در گروه معارف شبکه یک مشغول بودن و حالا...

@Zibba22 فروردین 1404
در پاسخ به @EhsanRastgar
پشت پرده پول پاشی صهیونی برای خراب کردن جوانان، مردان و زنان ایران.

@Kaviani_140323 فروردین 1404
در پاسخ به @EhsanRastgar
من خودم با تولید صدا و سیما و محتوای بسیاری از برنامه‌ها به علت بی‌کیفیت بودن آن مشکل دارم و به شخصه اعتقادم بر این است که باید از سریال‌های تولیدی بخش خصوصی حمایت کرد ولی این سریال یک فاجعه محض است یک تابوی اخلاقی یک ابتذال فرهنگی است و به نیت تغییر خوراک فرهنگی مردم تهیه شده است من جمله در سناریو …نمایش بیشتر