تاسیان؛ سریال محبوب «فرح» و «ساواک»

‏۱- سریال‌های غیر قانونی و بی‌مجوّز «تاسیان» و «آبان»، هر یک از زاویه‌ای و هر کدام در گونه (ژانر) و سبکی، به‌وضوح در حال «براندازی نرم» هستند، آن هم «به‌سختی»، تهاجمی و رادیکال؛‏اوّلی دوران پهلوی دوم را آباد و شاد نشان می‌دهد، دومی جمهوری اسلامی ایران را فسادزده و مفلوک، یکی با ظاهر عاشقانه‌ای در بستر وقایع سیاسی و روایت تاریخی و دیگری عاشقانه‌ای در ایران امروز و پشت نقاب آسیب‌های اجتماعی و خانواده‌های بحران‌زده.‏۲- یکی از خرده‌پیرنگ‌هایی که در تاسیان با ظرافتی خاص روایت می‌شود «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» است که به دستور و با ریاست شخص #فرح_پهلوی تأسیس شد و «لیلی امیرارجمند (جهان‌آرا)» اوّلین مدیر عامل آن، به گفته‌ی خودش، بخشی از بودجه‌ی کانون را در مهمانی‌های سلطنتی فراهم می‌کرده؛‏کانون، مهم‌ترین فرزند معنوی فرح و فراگیرترین نهاد فرهنگی‌ای است که او توانست بسازد و در کنار آن، اهداف سیاسی فراکانونی و کادرسازی افرادی پهلوی‌دوست و سلطنت‌طلب را تا حدودی محقّق کند.‏در تاسیان، کانون با مدیران و گردانندگانی غیر سیاسی، مهربان، دغدغه‌مند، خدوم، دلسوز، فداکار، ایران‌دوست و به معنای متعارف، «حقیقتاً انسان» به تصویر کشیده شده، حال آن که در واقعیّت تاریخی، فرح، دوستش لیلی را همراه خود از پاریس به تهران آورد تا پس از تصدّی مناصب آموزشی و کمک به جریان‌سازی اندیشه‌ای-ارزشی-هنجاری در دانشگاه‌های تهران و کمک به راه‌اندازی دفتر فرح، هم‌زمان کانون پرورش فکری را نیز راه‌اندازی کند.‏۳- دیگر خرده‌پیرنگی که روی اغلب وجوه داستان، سایه انداخته، ساواک است؛‏حتّی در بسیاری صحنه‌هایی که اعضای ساواک حضور ندارند، روح ساواک، در لحظه حس می‌شود.‏سفیدشویی گل‌درشت این سازمان خوفیه، آن‌جا جلب
۱۲ MB
نظر می‌کند که یک مدیر رده‌بالای ساواک با بازی «مجید مظفری»، در مواجهه با خسرو، با بازی «هوتن شکیبا»، بعد از دستگیری و بازجویی‌اش، با متانت، محترمانه و هوشمندانه، سعی دارد در جذب خسرو؛‏در ادامه‌ی داستان، خسرو به درخواست خود، کارمند ساواک شده و گرچه در ابتدا مدّعی است «از خون می‌ترسد و نمی‌خواهد کسی را شکنجه کند» لکن در ادامه دچار استحاله‌ی شخصیّتی می‌شود اما هر که تاسیان را از قسمت اوّل تا شانزدهم تماشا کند، قطعاً ذهنیّتش حول یکی از وحشی‌ترین و بی‌قانون‌ترین سازمان‌های امنیّتی معاصر، تلطیف می‌یابد.‏بدیهی است که تطهیر ساواک، الزاماً نباید به نحوی غیر قابل باور و کاریکاتورگونه به صورت درام درآید و مثلاً ساواک، به عنوان یک بنگاه خیریه یا سازمان صلح و دوستی معرّفی شود چرا که هر کس حتی طی چند ساعت، به مستندهای ویدئویی، تاریخ شفاهی، کتب و گزارش‌های متنی سرکی بکشد، خواهد فهمید، انگاره‌ی منفی شکل‌گرفته درباره‌ی ساواک در افکار عمومی، بزرگ‌نمایی نیست بلکه تنها بخشی از بلاهایی است که ساواک طی همان بیست و دو سال عمرش، بر سر جامعه و کشور، آوار کرده؛‏فلذا وقتی از سفیدشویی یا تطهیر ساواک در تاسیان، سخن به میان می‌آید، یعنی ساواک، نسبت به آن ماهیّت و واقعیّت سیاهی که داشته، روشن‌تر و «خاکستری‌نمایی» می‌شود.‏سفیدشویی، امری نسبی است و به معنای سفید شدن یا سفید کردن نیست بلکه یعنی سفیدنمایی نسبی از شرّی مطلق مانند ساواک، به این ترتیب که اگر ساواک، سازمانی صد در صد «وحشی، جلّاد و ضدّ انسانی» بوده، تینا پاکروان، به نحوی باورپذیر، آن را پنجاه درصد واجد چنین صفاتی معرّفی کند و این پنجاه درصد را هم معلولی می‌داند ناشی از عللی نظیر ساز و کار (مکانیزم) تدافعی طبیعی پهلوی، جهت تقابل با «خراب‌کای‌ها
و مهار کردن تهدیدهای امنیّت داخلی»؛‏تاسیان نمی‌گوید ساواک شرور نبوده بلکه سوگیری موذیانه و پلیدش این است که ساواک، مثل هر سازمان استاندارد حافظ امنیّت و ضدّ خراب‌کاری، به‌مثال سازمان‌های امنیّتی آمریکایی، اروپایی و آسیایی، آن هم در شصت سال قبل، عمل می‌کرده و در آن شکنجه هم رخ می‌داده ولی صرفاً جهت تقابل با براندازان رژیم ستم‌شاهی پهلوی.‏۴- سبک زندگی مطلوب دربار فرح و محمّدرضا پهلوی، در دهه‌ی چهل و پنجاه، ترویج سبک زندگی فرانسوی بین جوانان بوده، نه فقط به وسیله‌ی کاباره‌ها بلکه با تأسیس و گسترش کاخ جوانان و کلوب‌های جوانان (باشگاه‌های خوش‌گذرانی جوانان) و برگزاری مجالس و رویدادهایی که رقص مختلط، مصرف مشروبات الکلی، مصرف دخانیات و گاه مخدّرها، از شئون و وجوه هویّتی این محافل به شمار می‌رفته.‏در تاسیان، «جمشید» با بازی «بابک حمیدیان»، دقیقاً نماد سبک زندگی معتدل مطلوب کارگردان و پدری است خانواده‌دوست، دختردوست، صادق، مسئولیّت‌پذیر، سالم، دردمند قشر مستضعف و مردم که به وقتش مست است، به هنگامش جدی؛‏با گریمی که برای جمشید تدارک دیده شده، گویی این نقش، نوعی ادای دین بوده و بناست در ناخودآگاه مخاطب، آن نسخه از «محمدرضا پهلوی» که پاکروان دوست دارد را به تماشاگر القاء کند، شبیه وضعیّتی که مثلاً محمدرضا پهلوی، نه شاه بلکه یکی از کارآفرینان می‌بود کما این‌که نسخه‌ی بازنمایی شده از ساواک نیز، به همین ترتیب، وارونه و قلب معنا شده.‏در تاسیان، عشق قربانی سیاسی‌بازی‌هایی می‌شود که انقلاب اسلامی، از همان مسیر، به پیروزی می‌رسد و عاشق‌ها و معشوق‌ها و خوشی‌ها و امیدها، این‌گونه زیر دست و پای انقلاب اسلامی له شده و «تاسیان» آن، در قلوب و اذهان همه، بر جای می‌ماند.‏پخش صدای ضدّ ایرانی‌ترین
و سلطنت‌طلب‌ترین خواننده، یعنی ابراهیم حامدی (ابی) -که حتّی حقّانیت «خلیج فارس» را بر زبان و در عمل، منکر شد- توسّط قانون‌ستیزان و مجوّزگریزان فیلیمو و فیلم‌نت (در #پوست_شیر)، دیگر عادی شده و آن‌قدر که ابی و دیگر خواننده‌های در شرف فراموشی، در شبکه‌ی نمایش خانگی احیاء و یادآوری می‌شوند، در کنسرت‌هایشان ضریب نمی‌گیرند.‏۵- قطع به یقین، تاکنون، هیچ سریالی تا این حد، باب طبع نبوده برای فرح و خانواده‌ی پهلوی، لیلی امیرارجمند، شبه‌روشنفکران غرب‌زده، بهرام بیضایی و بهائیان، سلطنت‌طلب‌ها و منوتو؛‏علاوه بر سفیدشویی پهلوی، ساواک و تبلیغ کردن (رپورتاژ رفتن) برای فرح، گرفتار بودن بین «مرگ بر و زنده باد» که تحت عنوان «ویروس خاورمیانه»، از زبان تیمسار در سریال مطرح می‌شود، دیگر پیام حامل همان نگاه ایران‌هراسانه‌ای است که امروز، آمریکا و متّحدان اروپایی‌اش، اصرار دارند درباره‌ی ایران اسلامی و ایرانیان، به دنیا بخورانند.‏۶- رویکرد «باج‌دهی فرهنگی به ازای اعمال اختناق سیاسی»، از نقدهایی است که راقم این سطور، از سال ۸۸، متوجّه اسفندیار رحیم‌مشایی و دولت دهم می‌کرد؛‏به نظر می‌رسد مخالفین تحقّق #حکمرانی_یکپارچه_فرهنگی و شبکه‌ی نفوذ، قصد دارند با عادی‌سازی مصرف مشروبات الکلی، رقص‌های مختلط و بی‌حجابی در شبکه‌ی نمایش خانگی، با توجیه خطرناک و احمقانه‌ی «فاسدسازی مدیریت‌شده‌ی فضاهای اجتماعی و فرهنگی جهت جلب رضایت همه و تبدیل تهدیدهای امنیّتی به تهدیدهای فرهنگی»، عملاً نظام را دچار استحاله کنند، چون گمانشان این است که جبهه‌ی انقلاب، غافل است و نمی‌داند که با تهی کردن نظام از فلسفه‌ی تأسیسی و وجودی‌اش، دیگر «براندازی نرم»، از درون حادث شده و دیگر دشمنان و جبهه‌ی صهیون، نیازی ندارند به براندازی
سخت یا حمله‌ی نظامی.‏اوّلین توطئه‌ی شبکه‌ی نفوذ، آن است که وقتی توطئه‌شان لو رفت، آن را «توهّم توطئه» بنامند، همانند بازی مافیا، که اعضای تیم مافیا، تا شب آخر و لحظه‌ی پیروزی، شهروندان را فریب می‌دهند و وقتی کار از کار می‌گذرد، مشخّص می‌شود شبکه‌ی مافیا، دقیقاً کدام افراد بوده‌اند.‏۷- تبلیغ ملّی-مذهبی‌ها و نگاه سیاسی مشروطه‌خواهان امثال مهدی بازرگان و سه‌تن (کریم سنجابی، شاپور بختیار و داریوش فروهر) -که به شرطها و شروطها، با اساس شاهنشاهی مخالف نبودند- از جنس مصدّق‌بازی‌های «سریال شهرزاد» است؛‏البتّه تعلّق خاطر تؤامان پاکروان به پهلوی و ملّی-مذهبی‌ها در تاسیان، نشان‌دهنده‌ی جهت‌گیری نویسنده و کارگردان، با ژست حفظ پهلوی و اصلاح ساختاری رژیم ستم‌شاهی است که عملاً در همان زمان هم، احمقانه و محال بوده و حامیان امروز این نگاه را می‌توان «سلطنت‌طلب‌های خجالتی» نام نهاد که دیگران را ابله می‌پندارند، حال آن‌که دم خروس شاه‌دوستیشان، به‌ویژه از ۱۴۰۱، بس‌آشکار شده.#سریال_تاسیان #سریال_آبان #شبکه_نمایش_خانگی #نقد_سینما #نقد_سریال #حکمرانی_یکپارچه_فرهنگی
23:29 - 26 بهمن 1403

2 بازنشر6 واکنش
101٫8k بازدید



5 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌محمد‌
@mohi36027 بهمن 1403
در پاسخ به
لعنت بر مسولین منافق و خائن!

تصویر نمایه‌ی ‌کورش عروج‌
@Koorosh_Orooj27 بهمن 1403
در پاسخ به
زباله های شیطانی

تصویر نمایه‌ی ‌9**7039‌
@Niki_4727 بهمن 1403
در پاسخ به
فقط یک سوال از شما دارم جناب رستگار....خواهش میکنم لحظه ای به آن فکر کرده ودر صورت امکان پاسخ دهید...چهل و شش ساله که سیاست کل نظام و دستگاه عریض و طویل تبلیغاتی با پول‌های هنگفت این است تا سیاه نمایی کامل بدون کوچکترین نقطه مثبت از دوران پهلوی اول و دوم نشان دهد...چقدر موفق بوده است...به نظر شما…نمایش بیشتر

تصویر نمایه‌ی ‌منتظر۲۲‌
@Montazer2230 بهمن 1403
در پاسخ به
یکبار خانم پاکروان و عوامل فیلم رو موزه عبرت ببرید تا با حقیقت ساواک آشنا شن