انفعال تجویز تداوم جنگ
تحولاتی پر شتاب در جریان است، نه قصد داریم مواضعی بگیریم که در این شرایط سخت، همسو با معدودی از ماهیگیران سیاسی از وضع گلآلود جنگی، کار را برای تصمیمگیران سخت کنیم و نه میتوانیم بر اساس شناختی که نسبت به میدانداران داشتهایم آنها را در میان این همه شیطان خارجی و این همه فشار داخلی بدون پشتوانه رها کنیم؛ بااینحال معتقدیم عبور ایران از توطئههای چندلایه شیاطین آمریکائی -صهیونیستی جز با اتخاذ سیاست هجومی و پرهیز شدید از سیاست انفعالی میسر نیست. در این زمینه به چند نکته اشاره میکنیم: ۱-جنگ آمریکا ورژیم صهیونیستی علیه ایران یک جنگ وجودی و ادامهدار است.اتخاذ سیاست انفعالی در ایران و پرهیز از درگیری با دشمن بهویژه پس از شهادت حاجقاسم سلیمانی،رژیم صهیونی را به این ارزیابی رسانده است که با پشتیبانی آمریکا، امکان ادامه جنگ تا رسیدن به هدف برای آنها میسر خواهد بود. آنها فقط در صورتی از ایران دست میکشند که اراده مستحکم مسئولان ایرانی در بهکارگیری قدرت نظامی و ضربه بیمحابا و دیوانهوار به منافع حیاتی آنها را بهخوبی درک کنند. هر نوع مماشات و سستی در آشکارکردن و اعمال این اراده، راه را برای ادامه جنگ هموارتر خواهد کرد.
۲- بزرگترین اهرم ایران برای پایاندادن به جنگ و جلوگیری از حمله مجدد دشمن، محافظت جدی از اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد و حرکت روبهجلو در این حوزه است. اگر با رقیقشدن اردهها تن به رقیق کردن وبی خاصیت کردن و خدای نکرده واگذارکردن آن داده شود، جنگ با حملات وحشیانه و خطرناک این شیاطین که هیچ خط قرمزی برای جنایت وبی رحمی نمیشناسند، تا فروپاشی نظام و تجزیه ایران ادامه خواهد داشت.برای درک این حقیقت هوش بالائی لازم نیست.کافی است به اصرار دشمن برای به چنگ آوردن یا نابودکردن این مواد از طریق حملات هوایی در جنگ ۱۲ روزه و هلیبرن در جنگ ۴۰ روزه و مذاکره اخیر! کمی توجه کنند.۳-قویبودن ارادهها و سیاست هجومی در جنگ یعنی اینکه اجازه ندهیم آمریکا همان تجربه اسرائیل در نقض آتشبس در لبنان و فلسطین را در مورد ایران به کار گیرد. پاسخندادن به حملات دشمن و بهاصطلاح عربها سوف سوف کردن برای پاسخ، چیزی جز جسارت بیشتر دشمن و حملات سهمگینتر و ناامنی دائمی را به دنبال ندارد. یک حمله آنها باید کافی باشد تا هر چه در اختیار داریم بهصورت غافلگیرانه بر سر آنها وهم پیمانان آنها خالی کنیم. تا زمانی که موشکهایمان به آمریکا نرسد نباید برای نایس جلوهکردن در بین همسایگان از زدن پایگاهها و منافع آمریکا و منافع رژیمهای جدا نشده و برائت نجسته از دشمن تردید داشته باشیم.
۴-پس از این همه فراز و نشیب و پرداخت این اندازه از هزینه مادی و معنوی، کوتاهآمدن از اعمال حاکمیت بلامنازع در تنگه هرمز و گفتگو در این مورد با دشمن، همان سیاست انفعالی است که چیزی جز امیدوار کردن دشمن و ناامید کردن مردم بهپاخاسته به دنبال نخواهد داشت.
۵-ما باید برای هر تحرک دشمن معادلهای تعیین کنیم؛ زدن برخی کشورک های پررو و منافق در برابر زدن لبنان -حمله به مقامات هم پیمان با آمریکا و اسرائیل و منهدم کردن کاخهای آنها در برابر ترور مقامات ایرانی و لبنانی - زدن فرماندهان کشورهایی که نوکری اسرائیل را با عادیسازی روابط پذیرفتهاند در برابر ترور فرماندهان فلسطینی و هجوم دیوانهوار به زیرساختهای منطقه در برابر تعرض به زیرساختها، میتواند بخشی از این معادله باشد.مسئولان و فرماندهان ایرانی اگر چنین معادلهای تعریف نکرده و قاطعانه به آن عمل نکنند، بساط جنایت دشمن در ترور فرماندهان و مسئولان جبهه مقاومت جمع نخواهد شد و دیری نخواهد پایید که دشمن به سراغ تصمیمگیرندگان فعلی هم خواهد آمد.۶-شاید سیاست محدودکردن برد موشکها درگذشته از توجیهی برخوردار بوده باشد اما امروز توقف بر آن سیاست نهتنها فاقد توجیه بلکه بهمثابه باز گذاشتن سگ و بستن سنگ است.تولید موشکهای قارهپیما و حداقل تهیه آنها از برخی کشورها از مهمترین اقدامات ضروری نیروهای مسلح است. ۷-با وجود صداقت شخص رئیسجمهور و ایستادگی ایشان در برابر دشمن، اخباری از بیارادگی برخی َمسئولان دولتی و ناامیدی آنها از توان و ظرفیت کشور برای عبور از این وضعیت حکایت دارد. اگر برخی دستگاهها خواسته یا ناخواسته مشکلات اقتصادی کشور را بهگونهای اغراقآمیز گزارش کنند که گویی راهی جز تسلیم در برابر دشمن باقی نمانده است، آنها با شکستن مقاومت مسئولان، عملا کشور را به سمت جنگ بیپایان و ایجاد دریای خون و تجزیه ایران هدایت میکنند و چه بدانند یا ندانند از عناصر نفوذی دشمن و افراد خائن به وطن به شمار میآیند.
۸-کسی نمیتواند منکر تنگناهای معیشتی و مشکلات اقتصادی باشد اما اولاً بخش اعظم این مشکلات ربطی به جنگ ندارد و ثانیاً مشکلی که در اثر محاصره دریایی برای صادرات نفت بر کشور تحمیل شده است، با توجه به اعلام رسمی رئیسجمهور چین مبنی بر تداوم خرید نفت از ایران و از طریق ناوگان کشتیرانی چینی و البته با دیپلماسی فعال مقامات ایرانی با مسئولان چینی قابلرفع است و ثالثاً واردات کالاهای اساسی و نهادههای دامی و مواد اولیه و سایر نیازهای کشور از طریق بنادر شمالی و ظرفیت ریلی و جادهای شرقی و غربی کشور بدون نیاز به استفاده از بنادر جنوبی قابلانجام است رابعاً تحمل برخی سختیها بهمراتب بهتر از قرارگرفتن عزت و عظمت ملت ایران زیر چکمه سرباران آمریکایی-صهیونیستی وداعشی خواهد بود.در خصوص ظرفیت بنادر شمالی و ظرفیتهای ریلی و جادهای و امکان تأمین همه نیازهای کشور بدون استفاده از بنادر جنوبی نظرات تخصصی و کارشناسی دقیقی وجود دارد که توسط کارشناسان به مسئولان ذیربط اعلام شده است. #محمد_دهقان 08:14 - 7 خرداد 1405