کدام رشد، ثروت میسازد؟
بزرگترشدن اعداد همیشه به معنای بزرگترشدن اقتصاد نیست. در محیطی که تورم، نوسانات ارزی و تغییرات قیمت مواد اولیه میتوانند صورتهای مالی بنگاهها را دگرگون کنند، افزایش درآمد الزاماً نشانه افزایش قدرت تولید، بهرهوری یا ثروتآفرینی نیست.
یکی از مهمترین پرسشهای مغفول در اقتصاد صنعتی ایران این است که چه میزان از آنچه رشد مینامیم، حاصل خلق ارزش واقعی است و چه میزان صرفاً بازتاب تغییر قیمتها و شرایط پولی اقتصاد؟وقتی درآمد بزرگ میشوددر ادبیات مدیریت بنگاه، درآمد و سود شاخصهای مهمی هستند، اما تفسیر آنها بدون شناخت منشأ تغییرات میتواند گمراهکننده باشد.افزایش درآمد ممکن است حاصل رشد مقدار فروش، بهبود ترکیب محصولات، ارتقای کیفیت، افزایش قیمتهای جهانی یا تغییر نرخ ارز باشد. این عوامل از منظر اقتصادی آثار یکسانی ندارند.رشد ناشی از افزایش بهرهوری یا بهبود قدرت رقابت، میتواند ظرفیت سودآوری آینده را تقویت کند؛ اما رشد ناشی از افزایش سطح عمومی قیمتها، لزوماً به معنای ارتقای عملکرد واقعی نیست.به همین دلیل، تحلیل اقتصادی بنگاه باید از مشاهده نتیجه به شناسایی سازوکار خلق آن حرکت کند.
سود حسابداری، ارزش اقتصادی نیستیکی از تمایزهای بنیادین اقتصاد بنگاه، تفاوت میان سود حسابداری و سود اقتصادی است.صورتهای مالی، درآمدها و هزینههای شناساییشده را منعکس میکنند، اما تصمیم سرمایهگذاری نیازمند توجه به هزینه فرصت منابع نیز هست.ممکن است بنگاهی سود حسابداری مثبت داشته باشد، اما بازده سرمایه بهکارگرفتهشده آن از هزینه تأمین سرمایه کمتر باشد. در چنین وضعیتی، بنگاه از منظر اقتصادی لزوماً در حال خلق ارزش برای صاحبان سرمایه نیست.از اینرو، بازده سرمایه بهکارگرفتهشده، هزینه سرمایه و جریان نقد آزاد باید در کنار شاخصهای متعارف سودآوری بررسی شوند.البته این شاخصها نیز بدون لحاظ ریسک، چرخه صنعت و نیازهای سرمایهگذاری آینده، تصویر کاملی ارائه نمیکنند.کیفیت سود از مقدار آن مهمتر استدر صنایع سرمایهبر نظیر پتروشیمی، کیفیت سود اهمیت ویژهای دارد زیرا استمرار تولید مستلزم نگهداشت تجهیزات، تأمین سرمایه در گردش، نوسازی فناوری و مدیریت ریسک عملیاتی است.سودی که عمدتاً از آثار تسعیر ارز، تغییر ارزش موجودیها یا شرایط مقطعی بازار ناشی شود، از حیث پایداری با سود حاصل از بهبود بهرهوری و کاهش هزینه واقعی تولید تفاوت دارد.همچنین سودی که به جریان نقد عملیاتی تبدیل نشود، ممکن است توان بنگاه برای ایفای تعهدات و سرمایهگذاری مجدد را محدود کند.بنابراین، پرسش مدیر اقتصادی نباید صرفاً این باشد که سود چقدر افزایش یافته است؛ بلکه باید پرسید این سود چگونه ایجاد شده، تا چه اندازه قابل تکرار است و چه سهمی از آن به نقدینگی قابل استفاده تبدیل میشود.
رشد بدون سرمایهگذاری پایدار نیستتوسعه صنعتی زمانی معنادار است که رشد امروز، ظرفیت خلق ارزش فردا را تضعیف نکند.به تعویق انداختن تعمیرات ضروری، کاهش هزینههای توسعه فناوری یا محدودکردن سرمایهگذاری نگهداشت ممکن است در کوتاهمدت بعضی شاخصهای مالی را بهبود دهد، اما در افق بلندمدت به استهلاک اقتصادی داراییها و افزایش ریسک تولید منجر شود.در مقابل، هر هزینه سرمایهای نیز الزاماً ارزشآفرین نیست. سرمایهگذاری باید بر مبنای بازده مورد انتظار، هزینه فرصت و قابلیت رقابت در بازار ارزیابی شود.هنر مدیریت اقتصادی، برقراری تعادل میان کارایی امروز و پایداری فرداست.از بزرگشدن تا ارزشآفرینیاقتصاد صنعتی ایران نیازمند بازنگری در زبان ارزیابی عملکرد است.عبور از شاخصهای صرفاً اسمی به سمت سنجش بهرهوری، بازده سرمایه، کیفیت جریان نقد و قدرت رقابتپذیری، میتواند تصمیمگیری مدیریتی و سیاستگذاری صنعتی را واقعبینانهتر کند.در این رویکرد، موفقیت بنگاه نه با بزرگی ظاهری صورتهای مالی، بلکه با توان آن در تولید ارزش اقتصادی پایدار سنجیده میشود.اقتصاد مولد با بزرگشدن اعداد ساخته نمیشود بلکه با افزایش ارزشی ساخته میشود که پس از کسر همه هزینهها، از جمله هزینه فرصت سرمایه، برای اقتصاد باقی میماند.
16:20 - 16 آبان 1405