در این مقاله، عبارات اشتباه بسیاری آورده شده است که بخشی از آن بهدلیل جهل و نادانی دقیق از نیازمندی کاربران، بخش دیگری بهدلیل تصمیمات احمقانه و بخش آخر احتمالاً به دلیل احساس مالکیت بر زندگی شخصی و خصوصی و کسب و کار دیجیتال کاربران نوشته شده است.در ادامۀ به بررسی گفتههای نادرست و یا بیجا میپردازیم و نمونههای واقعگرایانه از مشکلاتی که در این مقاله نوشته شدهاست را بررسی میکنیم.برای مشاهده کلیک نمایید.
اینترنت تخصصی آری، اینترنت پرو هرگز!
در شرایط جنگی، «اینترنت تخصصی» راهکاری ضروری برای تداوم فعالیتهای حیاتی است، اما اجرای نادرست «اینترنت پرو» آن را به مسیری ناعادلانه و دور از هدف اصلی کشانده است.
نمایش گزارش
۱. «به عنوان یک کارشناس»: شما کارشناس نیستید که مطالبۀ کاربران را بهدرستی درک نمیکنید.۲. «تکلیف کسبوکارها و مشاغل چه میشود؟»: شما بیجا میکنید که نیاز سایرین را در نظر نمیگیرید و فقط به کسب و کارها توجه کنید.۳. «مسئولین که نباید برای توییت زدن فیلترشکن نصب کند؟»: اگر آن مسئولین را کاربران عادی #اینترنت انتخاب میکنند، اینطور نیست زیرا در فارسنیوز مطالبهای ثبت گردیده که درخواست استفاده مسئولین از پلتفرمهای داخلی بهجای جهانی را دارد.۴. «افرادی که اختلال جدی برایشان به وجود میآید دسترسی داشته باشند»: حتی همین دسترسی پس از گذشت ۶۰ روز قطعی تحمیلی بیدلیل هنوز برقرار نشده و نشان از بیعدالتی است، با اینحال توجیهی برای #اینترنت_طبقاتی نباید باشد.۵. «تجار برای تعامل با طرف خارجی به واتساپ و ایمیل نیاز دارند»: خیر، فقط ایندو نیست (واتساپ خودش اپ مزخرفی است) بهطور نمونه در صنعت الکترونیک نیازمند WeChat و QQ و Alibaba و TaoBao و بسیاری از سایتهایی هست که ایران را تحریم کرده است.۶. «در شرایط بحرانی به یوتیوب نیازی ندارند»: شمای بهاصطلاح «کارشناس» بیجا میکنید که تصمیم بگیرید مردم عادی در شرایط بحرانی به چه چیزی «نیاز» ندارند، زیرا یک بحران واقعی را دستاویز یک بحران ساختگی کردید. تماشای کانالهای Veritasium و Get Smarter Everyday و Kurzgesast و بسیاری از دیگر هیچ منافاتی با شرایط فعلی ندارد و تحمیل قطعی زوری آن بهجز تشدید بحران روانی دستاوردی ندارد.۷. «نیاز «ضروری» به اینستاگرام ندارند»: یک شخص ثالث بیجا میکند که بر روی ضروری بودن نیاز دیجیتال کاربران تصمیمگیری و دخالت نماید. ۸. «شرکتها به بهروزرسانی محصولاتشان نیاز دارند»: فقط قشر خاصی از شرکتها اینطور نیست،بلکه تمامی کاربران، برنامهنویسان و مهندسان الکترونیک نیازمند دسترسی و بهروزرسانی پکیجها، لایبرری، فریمورک، مخازن توزیعهای لینوکس و غیره هستند.جلوگیری از دسترسی به این منابع فنّی با توجیه احمقانه محدودیت بر اساس نیاز غیر قابل پذیرش است زیرا این زیرساختها منافاتی با شرایط بحرانی فعلی برای هیچ قشری ندارند.۹. «خبرنگاران باید سایتهای خبری را ببینند»: این تصمیم را کدام بخش از مردم گرفتهاند؟ همان کاربران نیز اعتقاد دارند که گیمرها هم بایستی گیم خود را بازی کنند، برنامهنویسان بایستی به منابع کدنویسی خود مانند StackOverflow بدون مشکل دسترسی داشته باشند و مهندسان الکترونیک و بازار بتوانند دیتاشیت PDF قطعات و ماژولهای الکترونیکی را دریافت کنند، اما در عمل اینگونه نیست و تبعیض و ناعدالتی برقرار است.۱۰. «توسعهدهندگان به گیتهاب و گیتلب نیاز دارند»: این گزاره در کمال صحت و درستی بههیچعنوان بهطور عادلانه اجرا نشده است زیرا مسئولین تنها دسترسی ناقص گیتهاب را باز کردهاند که در شرایط تحریم IP های ایرانی کاربردی هم ندارد. همچنین در شرایطی که مسئولین تصمیم ناآگاهانه و نابخردانهای نیز بگیرند هیچ گونه مکانیزمی جهت ابلاغ ایرادات و نیازمندیها نیست.بهعنوان مثال همچنان GitLab و سایر هاستهای Git در دسترس نیست؛ در صورتی که پروژههای Private شرکتهای نرمافزاری بر روی همان نگهداری میشود؛ نیز در شرایطی که بر روی هاست دیگری نگهداشته شده باشد، امکانی برای اعلام ایراد و رفع آن در شرایط فعلی در نظر گرفته نشده است.
۱۱. «بهترین کار، سپردن تشخیص نیاز به اتحادیهها و صنوف است که خود بهتر نیاز همصنفیهای خود را تشخیص میدهند»: یکی از کوتهفکرانهترین گزارههای این مقاله است؛ به دو دلیل:اول آنکه هر اتحادیهای الزاماً مهارت و دانش فنّی بهروز و کافی برای تمامی نیازها را ندارد، ناقص دارد یا بهروزرسانی طی نیم دهۀ اخیر نداشته است.دوم آنکه بسیاری از اقشار مانند فریلنسر (آزادکار ها) یا کاربرانی که بهطور داوطلبانه در کامیونیتیهایی مانند اُپن سورس فعالیت دارند تمایلی به عضویت در این اتحادیههای قدیمی و صرفاً بیزنس محور ندارند.بهعنوان مثال، فعالی که با زبان برنامهنویسی Rust یا Go یا Node.js پروژههای Open-source که زیرساخت فنی بسیاری از CMS های ملّی را تشکیل میدهد تنها با یک پروفایل GitHub اقدام به توسعه و نگهداری پروژۀ شخصی خود نموده در حالیکه احتمالاً در نزدیکترین اتحادیۀ مربوط به این فعالیت، یک مهندس یا کارشناس پیدا نمیشود که این طرز فکر را داشته باشد.هر چیزی در دنیا پول و تولید درآمد نیست، گاهی اوقات اعتبار و رتبۀ یک توسعهدهنده اُپنسورس با اهمیتتر است؛ چیزی که این مسئولان از روی جهالت درک نمیکنند.۱۲. «اتحادیه و صنوف با مسئولان در این رابطه مذاکره میکنند»: این حق طبیعی یک مهندس است که مطالبه کند عضوی از اتحادیهای نباشد و در اینصورت بایستی امکان مذاکرۀ و توضیح مستقیم به همان مسئولین را داشته باشد بهنوعی که در اسرع وقت (یعنی نه ۶۰ روز) پاسخ معقول دریافت نماید.خطاب کردن این کاربران بهعنوان واژۀ سخیف و مضحک «سایرین» امری توهینآمیز و نشانگر کوتاهی درک اطلاق کننده میباشد.
۱۳. «کسی که دارد به مردم خدمت ارائه میدهد دچار اختلال نشود»: در سه بخش نیز این سرویسدهی نباید با اختلال مواجهه میشد، که اینطور شده:- سرویسدهیهای اُپنسورس که توسط داوطلبان اجرا شده (و الزاماً بر بستر مالی نیست) مانند لایبرریهای یک فریمورک خاص- سرویسدهی به ذینفع: بهطور نمونه، اگر کسی برای مصرف شخصی خودش VOD و صادرات و واردات و ایمیل سرور و پروژۀ شخصی و غیره اجرا کرده باشد، در صورتی که این سرویس برای وی قطع دسترسی گردد از مضامین بارز «تبعیض» و احمقانه قلمداد میگردد.- سرویسهای جهانی و بینالمللی: بهعنوان مثال در صورتی که کاربری اشتراک سرویسهایی مانند Suno و ChatGPT و Claude و Copilot Coding Agent را جهت اهداف برنامهنویسی و طراحی خریداری و تهیه کرده باشد، قطع تحمیلی و زوری دسترسی به سرویسهای مذکور اقدامی احمقانه و رنجآور میباشد که لازم است این کارشناس به اهمیت این سه موضوع پی ببرد.
۱۴. «برخی خدمات مشابه داخلی قابل قبول (نه لزوماً با کیفیت عالی) دارند، مردم میتوانند نیازمندیهایشان را با آنها برطرف کنند»: خیر، این جمله تحقیر آمیز و توهین آمیز است. انسان نان بازوی خود را میخورد تا سرویس با کیفیتی دریافت نماید، بهعنوان مثال برای آموزش زبانهای برنامهنویسی بهطور رایگان به Reference Manual خود آن مراجعه میکند که بهطور تکمیل، بهروز، با کیفیت و قابل فهم امکان درک و آموزش آن را داشته باشد.و یا با استفاده از تنظیمات تخصصی افزونههای ضد تبلیغات uBlock Origin مانع نمایش تبلیغات خستهکننده و مزخرف در وب شود؛ در صورتی که گاهی اوقات پلتفرمهای ملّی متأسفانه احساس مالکیت بر محتوا دارند و الزاماً ارزشی برای کیفیت بالای محصول قائل نمیشوند و صرفاً همهچیز را برخی بهعنوان «پول در آوردن» میبینند. نتیجه این است که شما محتوای بیکیفیتتری را با تبلیغات بسیار بیشتری و بهطور ناقص و غیر بهروز مشاهده میکنید که مورد پذیرش نیست.
۱۵. «اما یک مشکل اساسی باقی مانده، خود اینستاگرام است»: بهنظر میرسد که دنیای این «کاشناس» اهمیت کمتری به پلتفرمهای مهمتر از این شبکۀ اجتماعی مربوط به اشتراکگذاری تصویر میدهد و آنلاینشاپ ها برای وی اهمیت بالاتری از پلتفرمها و منابع برنامهنویسی و مهندسی میباشد، نیز امر دخالت در زندگی شخصی و محتوای مصرفی کاربران را در دستور کار خود میبیند.«دولت هم برای جبران بخشی از خسارت باید دست به کار شود»: بار دیگر تبعیضی مشاهده میگردد که جبرات خسارات برای آنلاینشاپها بر طبق نظر ایشان انتظار میرود در صورتی که کوچکترین اشارهای به برآوردهسازی خسارات قشر مهندس و برنامهنویس نشده است، درصورتی که قطع دسترسی به ابزارهایی با اشتراک خریداری شده و قطع ارتباط با مشتریان جهانی باعث بدبخت و بیچاره شدن آن برنامهنویس و یا مهندس گشته شده است.
۱۶. «ارائه اینترنت تخصصی (حتی اگر منافع مردم را کامل تأمین نکند) از یک منطق معقولانه تبعیت میکند»: این منطق معقولانهای تفسیر نمیشود و دلیل واقعی آن فقط یک Damage Control جهت جلوگیری از خشم قشر خاصی از مردم یا بهعبارت دیگر همان #طبقاتی شدن #اینترنت تفسیر میگردد، امری که این تصمیم احمقانه متوجه مطالبه و درخواست کاربران بخش عمومی نیست و از قصد نیازمندیهایی مانند پینترست، اسپاتیفای، استیم، دوالینگو و بسیاری از موارد دیگر را نادیده میگیرد؛ با امید آنکه کاربران عمومی نیازمندیهای خود را بهدست فراموشی بسپارند و اعتراضی نکنند، غافل از آنکه برای هیچکدام از موارد ذکر شده جایگزین مناسب ملّی جهت برآوردهسازی نیازمندیهای کاربران وجود خارجی ندارد.۱۷. «تلاش دارد تا کسبوکارهای حضوری و فیزیکی وابسته به اینترنت بینالملل که با بحران و تلاطم مواجهاند را پایدار نگه دارد»: این طرح غیر معقول و غیر منطقی است زیرا بخش اعظمی از کاربران که مانند کسب و کارها در شرایط فعلی با بحران و تلاطم مواجه هستند را بهطور کامل نادیده میگیرد.۱۸. «در عمل، این طرح حتی به اتحادیه کفش و سازمان عشایر نیز رسید»: چیزی که این کارشناس نادان بایستی در نظر بگیرد این است که برقراری ارتباط و نیاز برای همین اتحادیه هم چیز تأسفباری نیست و تأسف در این است که کارشناس درک نمیکند که کاربران همین صنوف هم بهدلیل نیازمندی برای ارتباط با #اینترنت_آزاد و #اینترنت_بین_الملل مجبور به تهیهی این طرح گزاف شدهاند، در حالیکه چنانچه صنف یا اتحادیهای نیاز مبرم به دسترسی نداشته باشند برای تهیۀ این طرح اقدامی نمیکنند. ۱۹. «باید گفت هر طرح خوبی»: بر اساس مشکلات مطرح شده در بالا و نیز نظرات مکرر کاربران در هر خبر منتشر شده توسط @atefegharibi میتوان به وضوح استدلال کرد که بر خلاف باورهای غلط «محمدحسین سیاح طاهری»، این طرح «خوب» تلقی نمیشود، بلکه ناقص، ناکارآمد، نابخردانه و تبعیضآمیز محسوب میگرد.۲۰. «بر اساس ارزیابیها بیش از 90 درصد مردم در پیامرسانهای داخلی حضور دارند»: نه تنها این یک ارزیابی تعجب آور و معیوبی بهنظر میرسد، حتی با فرض درست بودن آن هیچ دلیلی نمیشود که درصد سایرین سر تعظیم فرو آورند و از اکثریت پیروی نمایند، موضوعی که این کارشناس احمق بایستی درک نماید این است که یک #اینترنت_آزاد به کاربران اجازۀ انتخاب و تصمیمگیری از میان جایگزینهای نامحدود یک سرویس و کالا که رقابت سالمی را دارند میدهد. از زبانهای برنامهنویسی گرفته تا فریمورک و پکیج و لایبرری؛ هیچ برنامهنویسی و یا مهندسی نمیپذیرد که چون اکثریت ایرانیها با زبان .NET و C# برنامهنویسی میکنند ما نیز بهجای Dart و Flutter بیاییم و از آن استفاده کنیم.پس دلیلی ندارد که بهعنوان مثال بهجای یک پلتفرم جهانی که سازندۀ آن بهدلیل Transparency نسخۀ کلاینت آن را در گیتهاب بهطور رایگان و اُپنسورس منتشر کرده است، از نسخۀ کپیشده ملی که بهطور غیر مجاز با کپی برداری از آن و اتصال به سرورهای خودشان تقلب کردهاند استفاده کرد؛ بهخصوص زمانی که مخاطبین آن پلتفرم دوباره ایرانی هستند و کاربر تمایلی به تعامل با کاربران ایرانی دیگر ندارد.این موضوع در همکاری و مشارکت در پروژههای جهانی مانند توزیعهای لینوکس بیشتر احساس میشود زیرا هیچ توسعهدهندۀ بینالمللی دلیلی برای مشارکت در یک پیامرسان داخلی ندارد. 03:35 - 16 اردیبهشت 1405