روایت میدان حجاب، روایت شکست یا پیروزی (بخش اول)

می‌توان بی‌حجابی را مسئله‌ای جدی دانست، از مسئولان تصمیم خواست و با طراحی دشمن مقابله کرد، بی‌آنکه جامعه را شکست‌خورده و دشمن را فاتح نشان داد. اتفاقاً اگر مسئله را جدی می‌دانیم، باید آن را دقیق‌تر صورت‌بندی کنیم؛ چون تصمیم درست از دل تصویر نادرست بیرون نمی‌آید. ما با جامعه‌ای روبه‌رو نیستیم که همه‌ی پیوندهای هویتی خود را از دست داده باشد. با زن مسلمانی روبه‌رو نیستیم که میدان را واگذار کرده باشد. زن ایرانی در دفاع مقدس سوم قدرت خود را نشان داده، میدان تازه‌ای خلق کرده و معنای سیاسی زن مسلمان را توسعه داده است. حالا دشمن می‌کوشد با رادیکال‌سازی بی‌حجابی، این پیروزی را بپوشاند و در دل جبهه‌ی انقلاب احساس شکست بسازد. به نظر کارشناسان خبره، ما نباید با روایت خودمان، عملیات او را تکمیل کنیم. اگر صحنه را درست ببینیم، نه خطر را انکار می‌کنیم و نه قدرت خودمان را فراموش خواهیم کرد. آن‌وقت می‌توانیم از موضع پیروزی تصمیم بگیریم؛ نه از موضع ترس، خشم و سرخوردگی. اما راه حل و تصمیم درست چیست؟ چگونه می توان طرح های دشمن در زمینه بی حجابی را افشا کرد، بانوی مسلمان را به خودآگاهی رساند و راه تفهیم و توسعه‌ی حجاب را از موضع قدرت گشود؟
در منظومه فکری رهبر شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، حجاب یک «فریضه الهی» و «ضرورت اجتماعی» بود، اما هرگز به عنوان یک مسئله‌ی صرفاً امنیتی یا پلیسی تعریف نمی‌شد. رهبر شهید بر چند اصل اساسی تأکید داشتند. نخست اینکه حجاب، یک ارزش فرهنگی و هویتی و نه یک تابوی امنیتی است. ایشان همواره بر این نکته تأکید داشتند که ترویج حجاب باید از طریق «فرهنگ‌سازی»، «اقناع» و «ارائه‌ی الگوی عملی» و نه صرفاً با «برخورد فیزیکی» یا «تهدید» صورت بگیرد. دوم اینکه ابزار حکمرانی دینی، متنوع است و دارای ابزارهای متعددی (فرهنگی، تبلیغی، آموزشی، قانونی و در نهایت قضایی) است و برخورد قهری، آخرین و نه اولین گزینه است. سوم اینکه میان «گسترش اجتماعی بی‌حجابی» و «تشدید نمودهای رادیکال آن» تفاوت وجود دارد. از نظر رهبر حاضر انقلاب نیز می‌توان اصول زیر را به عنوان منظومه فکری ایشان استنباط کرد.1. تداوم خط امام و رهبر شهید: ایشان به عنوان یک فقیه و رهبر، در اصول کلان نظام، از جمله نگاه به حجاب به عنوان یک ارزش اسلامی و ضرورت اجتماعی، بر مسیر رهبر شهید استوار هستند. 2. نگاه راهبردی و فراتر از مسئله‌ی صرفاً اخلاقی: با توجه به تأکیداتشان بر «حفظ دستاوردهای میدان»، «شکست‌ناپذیری ملت» و «غیرقابل معامله بودن امنیت و مدیریت تنگه هرمز»، به نظر می‌رسد نگاه ایشان به حجاب، مشابه نگاه رهبر شهید، نگاهی «راهبردی و تمدنی» است.
بر اساس این تحلیل و بنابر مشاهدات میدانی، خواسته‌های مردمی در این مورد عبارتند از:1. تدوین و اجرای یک «برنامه‌ی جامع فرهنگی و اجتماعی» برای ترویج حجاب که صرفاً پلیسی و امنیتی نباشد. این برنامه باید بر «اقناع»، «آگاهی‌بخشی»، «نمایش الگوهای موفق زن محجبه» و «تقویت زیرساخت‌های فرهنگی» (مانند فیلم، سریال، گفتمان رسانه‌ای) متمرکز شود.2. صورت‌بندی دقیق و علمی مسئله: مسئولان باید مشخص کنند که آیا با «گسترش اجتماعی بی‌حجابی» مواجهیم یا «تشدید نمودهای رادیکال آن» و هر کدام نیازمند چه راهکار متفاوتی است؟3. افشای جنگ شناختی دشمن: رسانه‌های رسمی و مسئولان موظف‌اند با مستندات معتبر، نشان دهند که هدف دشمن از رادیکال‌سازی این مسئله، چیست و چگونه در تلاش است تا از آن به عنوان ابزاری برای «شکست‌نمایی» و «تضعیف اعتماد عمومی» استفاده کند.4. تکریم و توانمندسازی زن مسلمان: دولت باید بسترهای لازم برای حضور فعال‌تر و مؤثرتر زنان محجبه را در عرصه‌های مدیریتی، اقتصادی، علمی و فرهنگی فراهم کند تا «قدرت زن مسلمان» به‌عنوان یک واقعیت عینی و ملموس به نمایش درآید.
بر اساس برخی مطالعات جامعه شناسی و نظرخواهی های معتبر انجام شده و مشاهدات میدانی، در جامعه‌ی ایران در این موضوع طیف متنوعی از دیدگاه های متفاوت وجود دارد که می‌توان آن را به چند دسته کلی تقسیم کرد:دسته اول معتقدان به ارزش و حکمرانی قوی که حجاب را یک واجب شرعی می دانند. با حکمرانی هوشمندانه مخالف نیستند اما نگران «یله‌گی» هستند. این دسته تا حدی نسبت به جنگ شناختی دشمن آگاه هستند اما نیاز به روایت قدرتمندتر دارند. انتظارات این دسته از مسئولان اجرای برنامه‌های فرهنگی و قانونی است و در صورت ارائه‌ی تصویر پیروزی پتانسیل بالایی برای تبدیل موضوع به یک «گفتمان غالب» دارند.دسته دوم معتقدان ارزشی اما عمل‌گرا هستند که به حجاب معتقدند اما حل مسائل معیشتی و امنیتی را در اولویت می‌دانند. این دسته تحت تأثیر فضای یأس‌آفرین قرار دارند و ممکن است مسئله را به حاشیه ببرند و در مقابل آن منفعل شده و عقب‌نشینی کنند. برای توجیه این دسته نیاز به پیوند دادن حل مسئله حجاب با بهبود معیشت (مثلاً تولید ملی و مصرف داخلی) است.دسته سوم گروه‌های بی‌تفاوت یا مخالف با حجاب هستند که حجاب را یک مسئله‌ی شخصی یا تحمیلی می‌دانند. این دسته به شدت تحت تأثیر روایت‌های رسانه‌های معاند قرار دارند و تصویر «شکست» در زمینه مبارزه با بی حجابی را باور کرده‌اند. این گروه بیشترین هدف دشمن برای بزرگ‌نمایی اختلافات و ایجاد ناامیدی هستند و خطر تبدیل شدن به طعمه‌ی جنگ روانی دشمن را دارند.دسته چهارم دوقطبی‌سازان افراطی هستند که یا خواهان برخورد فیزیکی صرف‌ و یا به دنبال حذف کامل ارزش حجاب در جامعه هستند. این دو گروه، آگاهانه یا ناآگاهانه، در حال «تکمیل عملیات دشمن» و بزرگ‌ترین خطر برای آرامش، ثبات و امنیت ملی هستند.
شناخت این گروه‌ها، امکان «جهاد تبیین» هدفمند را فراهم می‌کند. مثلاً برای گروه ۲ باید نشان داد که «اقتصاد مقاومتی» و «حجاب» هر دو درختِ «عزت ملی» هستند و برای گروه ۳ باید تصویر ملموس و جذابی از «زن قدرتمند محجبه» ارائه داد.بررسی جنگ شناختی دشمن در تضعیف خواسته های مردم بسیار مهم است. بنا بر نظر برخی کارشناسان، دشمن در این مسئله از سه راهبرد بزرگ نمایی و دوقطبی سازی (با بزرگ نمایی رفتارهای رادیکال از دو طرف)، القای ناامیدی و شکست (با پوشش گسترده ناهنجاریها)، تغییر دستور کار (به برخورد یا عدم برخورد) خواسته‌ی عمومی برای حل جدی و هوشمندانه مسئله را تضعیف می‌کند.شناسایی جنگ شناختی عوامل داخلی که نمی‌خواهند مردم این خواسته را داشته باشند نیز بسیار مهم است. کارشناسان معتقدند که عوامل داخلی در این مسئله از دو راهبرد دوقطبی سازان تندرو (تبدیل مسئله به تنگنا) و تکذیب کنندگان (دستاوردهای زنان محجبه) خواسته های مردم را تضعیف می کنند و امید در این زمینه را از جامعه می گیرند.
بنابراین نظر می رسد چالش اصلی جامعه ما نه «بی‌حجابی» بلکه «روایت شکست» از طریق آن است. دشمن می‌خواهد با رادیکال‌سازی این مسئله، «زن قدرتمند مسلمان» را به «قربانیِ منفعل» تبدیل کرده و «عزت ملی» را به «شکست اخلاقی» بدل کند. در مقابل ما برای مقابله، نیازمند «تصمیمی درست» از دل «تصویری درست» هستیم. تصویری که در آن، جامعه‌ای با پیوندهای هویتی مستحکم، و زنی مسلمان، قدرتمند و میدان‌دار را به تصویر بکشد. مسئولان باید با تدوین برنامه‌های جامع فرهنگی و اقتصادی، و رسانه‌ها با روایت «قدرت‌نمایی»، راهی برای توسعه‌ی حجاب از موضع «پیروزی» بگشایند، نه از موضع «ترس و سرخوردگی». پیروزی نهایی از آنِ ملتی است که با حفظ انسجام و هوشمندی، از هر دوگانه‌ی کاذب عبور کند و اراده‌ی خود را برای ساختن یک تمدن قوی اسلامی به نمایش بگذارد. در بخش دوم این مطلب در بیان چه باید کرد به تکالیف تفصیلی هر یک از گروه‌های چهارگانه (مردم، مسئولان، رسانه‌ها، نخبگان)با ذکر نمونه پرداخته خواهد شد.
19:27 - 11 شهریور 1405