۵۰۰ تانک در کمین خط حاجقاسم
در روز سوم عملیات کربلای ۵، عراق برای پسگرفتن مواضع تازهتصرفشده، با حدود ۵۰۰ تانک، صدها قبضه توپ و دهها کاتیوشا به غرب کانال ماهی یورش آورد؛ آن سوی میدان اما بنا به گفتهٔ حاج قاسم، نیروهای ایرانی فقط دو تانک و کمتر از ۲۰ قبضه توپ در اختیار داشتند، آن هم با کمبود شدید مهمات. با این حال، پاتک سنگین عراق نتوانست خط ایران را بشکند و نیروهای ایرانی در ادامه عملیات، تا حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری بصره پیش رفتند.
به گزارش خبرگزاری فارس ـ کرمان: کربلای ۵ از ۱۹ دی ۱۳۶۵ در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شده بود؛ عملیاتی که نیروهای ایرانی در روزهای نخست آن توانسته بودند از موانع و خطوط دفاعی عراق عبور کنند و خود را به کانال ماهی برسانند. محور کانال ماهی از مهمترین محورهای عملیات بود و لشکر ۴۱ ثارالله مسئولیت عبور از آن را بر عهده داشت.پیشروی نیروهای ایرانی، عراق را با خطری جدی روبهرو کرده بود؛ اگر این سرپل حفظ میشد، مسیر نیروهای ایرانی به سمت بصره همچنان باز میماند. بنابراین، پاسخ عراق فقط یک ضدحمله معمولی نبود؛ ماشین جنگی عراق برای درهمکوبیدن این خط و بازپسگیری مواضع وارد میدان شد.و آن روز، غرب کانال ماهی به یکی از نفسگیرترین صحنههای کربلای ۵ تبدیل شد.
ناگهان افق پر از تانک شد
صبح که شد، آسمان هنوز کاملاً روشن نشده بود که صدای بالگردها در منطقه پیچید.بعد توپخانه به غرش درآمد. آتش سنگین از زمین و هوا بر سر مواضع ایرانی فرود آمد و تانکها یکی پس از دیگری به میدان آمدند.سردار حاجقاسم سلیمانی، فرمانده لشکر ۴۱ ثارالله، بعدها از آن روز روایت کرد که در غرب کانال ماهی، ۵۰۰ تانک مقابل نیروهای ایرانی قرار گرفته بود؛ در حالی که نیروهای خودی فقط دو تانک داشتند و مجموع توپهای آنان و نیروهای آقامرتضی قربانی به ۲۰ قبضه هم نمیرسید؛ آن هم بدون مهمات کافی. در برابر این حجم از زره و آتش، تنها مقدار محدودی مهمات آرپیجی در اختیار رزمندگان بود.حاجقاسم از بیش از ۳۰۰ تا ۴۰۰ قبضه توپ و دهها قبضه کاتیوشای عراق نیز روایت کرده بود؛ آتشی که فقط از روبهرو نمیآمد و بالگردهای عراقی نیز مواضع و عقبه نیروهای ایرانی را هدف قرار میدادند.این دیگر یک پاتک معمولی نبود؛ عراق با تمام توان آمده بود تا آنچه را در روزهای نخست از دست داده بود، پس بگیرد.
پل ماهی زیر آتش دفن شد
حالا مسئله فقط تانکها نبودند. پل، راه عبور نیرو و مجروحان بود و زیر آتش سنگین دشمن قرار داشت. در روایت حاجقاسم از آن روز، حتی از تمرکز آتش بیش از ۱۰۰ قبضه توپ روی محدوده پل سخن گفته شده بود. خودروهای امدادی و نیروهایی که برای انتقال مجروحان تلاش میکردند نیز از آتش دشمن در امان نمانده بودند.هر لحظه امکان داشت یک گلوله روی پل فرود بیاید. اما پل باید باز میماند.نیرو باید عبور میکرد. مجروح باید برمیگشت و خط باید حفظ میشد.کانال ماهی نیز فقط یک عارضه طبیعی نبود؛ این کانال با عرض و عمق قابلتوجه و دژهای پیرامونی، یکی از موانع مهم منطقه بود و عراق از آن بهعنوان بخشی از سامانه دفاعی خود استفاده میکرد.
وقتی عقبنشینی هم راه نجات نبود
فشار عراق لحظهبهلحظه بیشتر میشد. تانکها جلو میآمدند، توپخانه بیوقفه میکوبید و آتش دشمن حتی راههای پشتیبانی را هم ناامن کرده بود.در چنین شرایطی، عقبنشینی فقط به معنای چند متر عقب رفتن نبود؛ با حضور یگانهای زرهی عراق در مسیر، هر عقبنشینی میتوانست به فروپاشی خط منجر شود.بخشی از نیروهای ایرانی درگیر نبردی نزدیک و فرسایشی شده بودند؛ نبردی که فاصله تانک و رزمنده در آن گاهی به چند قدم میرسید. اما خط هنوز باید میایستاد.
۵۰۰ تانک جلو آمدند؛ مردان خط نرفتند
در دل همین آتش، صحنههایی رقم خورد که بعدها در روایت حاجقاسم ماندگار شد.حدود ۵۰ تا ۶۰ نیروی تخریب، یک آرایش زرهی عراق شامل تانکها و نفربرها را تعقیب کردند؛ نیروهایی که نه پشت یک لشکر زرهی بزرگ، بلکه با همان امکانات محدود خودشان جلو میرفتند.در سوی دیگر میدان، شهید علیاکبر طیاری، با وجود مجروحیت، در منطقه پل ماهی حضور داشت و برای حفظ و پیشروی خط تلاش میکرد. روایتهای منتشرشده از آن نبرد، از عبور نیروها و مقاومت در برابر آتش سنگین دشمن حکایت دارد.جنگ در آن نقطه دیگر از فاصله دور نبود. تانکها نزدیک بودند. آتش نزدیک بود. مرگ نزدیک بود. اما نیروها هم نزدیک خط مانده بودند.
خبری که باورش سخت بود
در اوج همان نبرد، خبر رسید که نیروها توانستهاند در محدوده کانال ماهی پیشروی و خط را حفظ کنند؛ خبری که با توجه به حجم آتش دشمن، برای فرماندهان باورکردنی به نظر نمیرسید.اما کانال ماهی سقوط نکرد. پاتک عراق نتوانست تمام مواضع تازهتصرفشده را پس بگیرد و عملیات ایران ادامه یافت.این همان نقطهای بود که عددها، با همه بزرگیشان، تمام حقیقت میدان را روایت نمیکردند؛ ۵۰۰ تانک در برابر ۲ تانک، صدها قبضه توپ در برابر کمتر از ۲۰ قبضه توپ و آتشی که میتوانست هر خطی را در هم بشکند؛ اما خط ماند.
خط ماند؛ بصره نزدیکتر شد
کربلای ۵ با همان سه روز تمام نشد. عملیات تا دوم اسفند ۱۳۶۵ ادامه یافت و نیروهای ایرانی در جریان آن توانستند بخشهایی از منطقه شرق بصره را تصرف و تثبیت کنند، از کانال ماهی و نهرهای دوعیجی و جاسم عبور کنند و تا محدوده حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری بصره پیش بروند.بصره فتح نشد؛ اما هدف پاتک سنگین عراق نیز محقق نشد.ماشین جنگی عراق آمده بود تا سرپل ایران را درهم بشکند و مواضع تازهتصرفشده را پس بگیرد؛ اما نیروهای ایرانی خط خود را حفظ کردند و عملیات ادامه یافت.
حرف آخر ...
آن روز، غرب کانال ماهی شاهد معادلهای بود که روی کاغذ، پایانش از پیش معلوم به نظر میرسید؛ ۵۰۰ تانک در برابر ۲ تانک، صدها قبضه توپ در برابر اندک ادوات آتش.اما در میانه این نابرابری، حاجقاسم ایستاده بود؛ فرماندهی که میدانست اگر خط کانال ماهی بشکند، راه برای بازپسگیری همه آنچه نیروهای ایرانی به دست آورده بودند، باز میشود.عراق با تمام آهن و آتش خود آمده بود تا خط را درهم بکوبد؛ حاجقاسم اما خط را نگه داشت.کربلای ۵ به فتح بصره نرسید، اما نیروهای ایرانی را تا حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلومتری این شهر پیش برد و در آن روز سخت، غرب کانال ماهی نشان داد که فرماندهی فقط دستور دادن در پشت خط نیست؛ گاهی باید میان آتش بایستی و نگذاری خطی که مردانت با خون ساختهاند، فروبریزد.۵۰۰ تانک آمدند تا همهچیز را پس بگیرند؛ اما حاجقاسم و مردانش نگذاشتند.آن روز، میدان فقط با تعداد تانکها سنجیده نشد؛ با فرماندهی مردی سنجیده شد که زیر سنگینترین آتش، ایستاد تا خط بماند.
16:38 - 25 شهریور 1405