ابهام در حوزه نبرد؛ بایستهها و راهکارها
همیشه ابهام مشکلساز است؛ به ویژه وقتی در مسائل راهبردی و مهم اجتماعی باشد.توجه به چند سؤال در پیشبرد تبیین این مسئله، ضروری است؛ مانند: ۱. آیا هر مطالبهای از سوی مردم، باید پاسخی فوری و چندجانبه در پی داشته باشد؟۲. زمینه مطالبات مردم چیست؟۳. حدودوثغور مطالبه چیست؟ و آیا همه مطالبات مردمی حق است؟۴. آیا اصرار مردم در مطالبات پسندیده است؟۵. دولت و مسئولان در برابر مطالبات و اصرار مردم بر آنها، چه باید کنند؟
✔️ پاسخ سؤال ۱: طبیعتا پاسخ منفی است؛ زیرا هر مطالبهای اقتضائات مختلفی دارد و نمیتوان همه جنبههای آن را بیان کرد؛ نه از آن جهت که مردم شایسته مخاطبقرارگرفتن نیستند بلکه گوشهای دشمنان باز است.✔️ پاسخ سؤال ۲: مطالبات مردم، غالبا نیازپایه است؛ لذا هرگاه عموم مردم نسبت به چیزی احساس کمبود کنند، نسبت به آن موضع میگیرند و به این موضعگیری برای رفع آن نیاز مطالبه گفته میشود. اما نکته مهم این است که گاه نیازهای کاذب در افراد ایجاد میشود که در ادامه مثالی خواهیم زد.✔️ پاسخ سؤال ۳: حدودوثغور هر چیزی را لااقل دوچیز تعیین میکند: ۱) ذات مسئله و۲) میزان ارتباط آن با نیازهای مطالبهانگیز مردم. بنابراین مطالبات مردمی گاه حق است و گاه باطل. اما اصل در مطالبات مردمی حقبودن آن است مگر در مواردی که به دلایلی خلاف آن ثابت شود؛ که در این موارد یا اصل مطالبه نادرست است یا به دلایلی مانند کمبودن حامیان آن مطالبه، مورد توجه یا در اولویت قرار نمیگیرد. مانند مسئله مطالباتی که در حوزه حجاب و عفاف مخالف قانون و شرع است.✔️ پاسخ سؤال ۴: اصل اصرار پسندیده است؛ زیرا هیچگاه فرد نباید نسبت به آنچه نیاز خود تشخيص داده است، احساس بیتوجهی داشته باشد و به خمودگی برسد. اما نکته مهم این است: نباید اصرار بر یک مطالبه احساسات منفی و نادرستی را ایجاد کند؛ مانند:۱) ایجاد احساس حقبودن مطالبه، در تمام جهات آن، حتی جهات زمانی و مکانی. مثلا اگر مردم مطالبه A را دارند، با اصرار احساس کنند آن مطالبه در زمان و مکان مناسب صورت گرفته است؛ ۲) احساس برحقبودن مطالبه و اینکه چون مسئولین به مطالبه آنان توجه ندارند، یعنی دنبال منافع شخصی و حزبی خودشان هستند؛ و مردم را درک نمیکنند.
✔️ پاسخ ۵: مسئولان با توجه به آنچه در پاسخهای کوتاه قبل بهویژه در ۳ بیان شد، باید با توجه به هویت یک مطالبه، که ممکن است اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و غیره باشد، و با توجه به میزان تاثیر آن در رفع نیاز مردم در جنبههای مختلف آن، به رفع مطالبه در مراتب مختلف اقدام کنند. این مراتب از تبیین و رفع ابهام، تا اقدامی عملی در رفع و برآوردهکردن یک مطالبه را شامل میشود.اما در مواردی که آن مطالبه در عین اکثریبودن آن امکان اجراییشدن و پیگیری و یا حتی اعلام وجود ندارد، باید به تناسب موضوع رفع ابهام شود، حتی اگر به صورت کلی باشد. مثلا گاه به صورت جزئی وارد مسئله شدن، مخالف امنیت و یا آبروی یک فرد است، و طبیعتا رفع ابهام از آن به صورت جزئی ممکن نیست اما به صورت کلی و بیاناتی کلی اما ناظر به آن مسئله باید افکار عمومی را اقناع کرد.با توجه به آنچه بیان شد، مسئله مذاکره به عنوان یک مطالبه مهم مردمی بررسی میشود:درباره مذاکره دو سؤال کلی به عنوان مطالبه مردمی مطرح است؛ که دومی مهمترین مطالبه است: ۱) چرا مذاکره صورت گرفت با توجه به خیانتهای قبلی ایالات متحده؟ و ۲) مفاد مذاکرات چیست و چرا بر خلاف غرب که گاه جزئیاتی به عنوان مفاد مذاکرات بیان میشود، از سوی مقامات ایرانی بیان نمیشود؟✔️ در پاسخ به مطالبه اول: بیان شد که این مذاکره به دلایل مختلفی با مذاکرات پیشین متفاوت است: یک. به دلیل ضربات ایران به پیکر استکبار و دو. به دلیل شروط رهبری. پس بنا بر این دو دلیل ایران از موضع ضعف وارد مذاکره نشده است. این توجیهات درباره مذاکرات برای اقناع بسیاری از مردم کافی بود و به نظر نیز درست است.
✔️ در پاسخ به مطالبه دوم: بر اساس آنچه در مقدمات بیان شد، اصرار بر این مطالبه اولاً نباید به احساسات منفی بیانجامد. دو مثال: ۱) نباید اصرار بر مطالبه به این بیانجامد که زدوبندهایی علیه منافع کشور صورت گرفته است؛ ۲) و یا آنکه چون دیگرانی مانند رئیس جمهور آمریکا زیاد توئیت میزند و در فضای مجازی سخن میگوید؛ پس مسئولین ما هم باید اینگونه عمل کنند. طبیعتا این توقعات از سوی مردم و تریبوندارها به دو دلیل صحیح نیست: الف. اصل اولی اعتماد به مسئولان عالی است؛ و ب. امور مهمی که به صلح و جنگ و منافع کلی و اصول راهبردی بر میگردد حتما با رهبری هماهنگ است.نکته مهم:در این موارد اگر مسئولان نمیتوانند وارد جزئیات به هر دلیلی شوند باید لااقل به نحو کلی، افکار عمومی را اقناع کنند، چون حس عدم پاسخگویی با عزت نفس ملی منافات دارد و ممکن است به نتایج منفی بیانجامد.
12:33 - 4 خرداد 1405