خدا قوت سرداران و سپاهیان جنگ سوم!

در عرصه سه جنگ و سه جبهه ای که در حال نبرد در آن هستیم، قرارگرفتن در حباب رسانه‌ای، و حمله به رسانه ملی، تیراندازی به کدام سو است؟

سه جنگ و سه جبهه

ما درگیر سه جنگ بزرگیم. یکی از یکی بزرگتر. فکر می‌کنم جنگهای دیگرمان را می‌توانیم در این سه جنگ خلاصه کرده و فاکتور بگیریم. هر کدام از این سه جنگ هم در سه جبهه در حال وقوع است. یک جبهه متعلق به ملت ایران، و جبهه دوم و سوم، روبروی ملت ایران، و متعلق به دشمن، یکی از بیرون، و یکی از درون.

جنگ نظامی و جبهه‌های آن

جنگ اول نظامی است؛ آنچنان که می‌بینیم. جبهه ملت ایران هم روشن است، که سعی می‌کند از کشور و هویت ایران دفاع کند؛ و جبهه دشمن هم روشن است، که به ما هجوم آورده، تا بتواند کشور ما را پاره پاره و متلاشی کند. برخی تا یک سال پیش انکار می‌کردند که ما دشمن داریم، و نام بردن از دشمن را تخیل ما می‌دانستند. اما امروز دشمن، دشمنی خودش را بصورت علنی نشان داد. در این میان جبهه سومی هم وجود دارد که سعی می‌کند یک حباب ایجاد کرده، که با هویت ظاهری ایرانی، به جنگ با جبهه ملت ایران بپردازد. در این جبهه، سربازان به ظاهر ایرانی را با قومیتهای محلی، یا اغتشاشات مسلحانه و کودتا، به جنگ جبهه ملت می‌فرستند، بلکه بتوانند شکاف و انشقاقی ایجاد کنند. همان حبابی که در سوریه، موفق به ایجاد آن شدند، و به ظاهر از درون، با مسلحین داخلی و داعش، اما در باطن به سازماندهی و اجیرکردن دشمن اصلی یعنی اسرائیل و آمریکا، کشور را دچار جنگ داخلی و فروپاشی کردند. الحمد لله در یک سال اخیر نشان دادیم که هم در جبهه دوم با دشمن علنی‌مان، اسرائیل و آمریکا و پشتیبانی اروپا و کشورک‌های وابسته به آنها، و هم در جبهه سوم با گروهکها و کودتاچیان، غلبه جبهه حق آشکار شده است. و اگر در دو جنگ دیگر دچار مشکل نشویم، خیلی نگران این جنگ نیستیم.

جنگ اقتصادی

جنگ دوم اما جنگ اقتصادی است. آنچنان که مردم ما، این سالها و بخصوص امروز، در زندگی خودشان احساس می‌کنند. جنگی بزرگتر و خطرناک‌تر از جنگ نظامی. جبهه اول، جبهه ملت ایران و کشور، جبهه مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی است. جبهه دوم که مقابل ما است، جبهه اقتصادی دشمن ما یعنی آمریکا است. دو سلاح علنی مهم او هم در این جنگ، تحریم و محاصره! فعلا در این یادداشت، به جهت اختصار از سلاح‌های غیر علنی او در این جنگ بگذریم. اما جبهه سوم، در این جنگ اقتصادی هم وجود دارد. جبهه سوم، عوامل داخلی است که از یک طرف مشغول بزرگتر کردن کیسه خودشان، و کوچکتر کردن جیب مردم هستند. و از طرف دیگر با تلاش به رساندن مردم به نقطه جوش، مشغول هل دادن جامعه به سمت آشوبند. بلکه بتوانند از این آشوب هم ماهی خودشان را بگیرند.امروز دیگر روشن شده است که بالارفتن نرخ ارز و قیمتها و ... به تحریم و محاصره و جنگ نظامی و نظایر اینها ربط چندانی ندارد. آنها فقط بهانه است. نرخ ارز و قیمتها را این جبهه سوم، از درون کشور بالا می‌برد. جبهه سوم، در عین اینکه از بالابردن نرخ ارز و قیمتها، درآمدهای خود را چند برابر و کیسه‌های خود را پر می‌کند، تلاش می‌کند حبابی را ایجاد کند، که جامعه، تصور کند که این تسلیم نشدن در مقابل دشمن نظامی و اقتصادی در جبهه دوم (آمریکا) است، که باعث این وضع اقتصادی شده است؛ بلکه بتواند کشور را به سمت آشوب و مجبور کردن به تسلیم در مقابل آمریکا (جبهه دوم)، هل دهد.در جنگ اقتصادی، بدون جبهه سوم (بازی گردانان اقتصادی داخلی، و تعیین کنندگان اصلی نرخ ارز و قیمتها در پشت پرده) ، جبهه دوم(آمریکا)، کاری از پیش نمی‌برد و تحریم و محاصره و نظایر آن، به جای نخواهد رسید.

جنگ سوم؛ جنگ رسانه‌ای

اما جنگ سوم، بزرگتر و خطرناک‌تر از دو جنگ دیگر، جنگ رسانه‌ای و شناختی است. جنگی که دو جنگ اول و دوم، به این جنگ وابسته است. جنگ رسانه‌ای و شناختی، هم برای جنگ اقتصادی، و هم برای جنگ نظامی، تعیین کننده و پاشنه آشیل پیروزی هر یک از جبهه‌ها در آن جنگ‌ها است. اگر جبهه ملت ایران در جنگ رسانه شکست بخورد، در جنگ اقتصادی و نظامی هم پیروزی‌هایش به شکست تبدیل می‌شود. و اگر در این جنگ پیروز شود، می‌تواند در آن جنگها استوار بماند.در این جنگ هم جبهه ما، جبهه اول، رسانه ملت و هویت ایرانی است. در مقابل، جبهه دوم، رسانه‌های دشمن است، که قصد از بین بردن هویت، اعتماد به نفس و عزت ایران و ایرانیان را دارد. چه رسانه‌های به زبانهای خودشان، چه رسانه‌هائی که به زبان فارسی، برای ما ساخته و مشغول کار شبانه روزی‌اند. رسانه‌های جبهه دوم، رسانه‌های صهیونیستی، تمام دنیا را پر کرده، و تقریبا جای خالی در رسانه‌های بین المللی باقی نگذاشته، و همگی در خدمت جبهه استعمار آمریکا و اسرائیل هستند.

جبهه سوم در جنگ رسانه‌ای

اما در این جنگ هم جبهه سوم وجود دارد. رسانه‌های جبهه دوم، علیرغم گستردگی و قدرت و فراگیری‌شان، بدون جبهه سوم، در درون کشور ما، نمی‌توانند هویت ملت ایران را در هم بشکنند. اینجا است که اهمیت جبهه سوم در جنگ سوم، آشکار می‌شود. جبهه سوم، رسانه‌هائی هستند که کار جبهه دوم را از درون، و با زبان فارسی و از بین نویسندگان ساکن در همین دیار، و حتی با گرفتن منابع و یارانه از خود دولت (مطابق یارانه‌های دولتی به همه رسانه‌های کشور)، انجام می‌دهند. رسانه‌هائی داخلی، که با ساختن یک حباب ذهنی در جامعه، در حال تزریق چیزی هستند، که دشمن در جبهه دوم، با رسانه‌های بین المللی، نمی‌تواند به خورد ملت ایران بدهد؛ از سیاه نمایاندن وضعیت کشور گرفته، تا ترساندن و بزرگ نشان دادن هیبت دشمن، و از ناامیدی از مقاومت و روی پای خود ایستادن، تا لزوم تسلیم در مقابل دشمن.تا جبهه سوم این تزریق داروی تسهیل کننده نفوذ و غلبه دشمن را انجام ندهد، و حبابی را ایجاد نکند که در آن وضعیت کشور سیاه، و تسلیم ضروری باشد، نه دشمن با رسانه‌های خارج از کشور، می‌تواند این حباب را ایجاد کند، و نه در جنگ اقتصادی و نظامی موفق می‌شود.

در پرانتز

در پرانتز بگوئیم و بگذریم که جالب است که رسانه‌های جبهه سوم، از نظر اقتصادی به شدت به منابع جبهه سوم جنگ اقتصادی که به آن اشاره کردیم، وابسته‌اند. همان کسانی که بالا رفتن نرخ‌ارز و قیمتها را مدیریت می‌کنند، و از آن سود می‌برند، رسانه‌هائی را استخدام می‌کنند که از سیاستها و عملکردهای مورد نظرشان هم دفاع کنند.

جبهه سوم در هجوم به رسانه ملی

حالا در این میان، بدیهی است که رسانه‌های جبهه اول جنگ رسانه‌ای، رسانه‌های مدافع ملیت و هویت ایران، مورد تهاجم محوری جبهه سوم قرار گیرد. از جمله می‌توان به رسانه ملی، که محور جبهه اول ما است اشاره کرد. جبهه سوم، با ایجاد یک حباب، این تصویر را ایجاد می‌کند که رسانه ملی ما را سیاه نشان داده، و هر آنچه که در این رسانه منتشر می‌شود را مخدوش نشان دهد. کسانی که در این حباب قرار می‌گیرند، به تمام گفته‌های رسانه‌های ملی بی‌اعتماد می‌شوند و نگاه کاملا منفی به آن پیدا می‌کنند.فرق است بین نقد داشتن به بخشی از برنامه‌های رسانه ملی، و سیاه انگاشتن کل رسانه ملی. رسانه ملی، آنقدر بزرگ و آنقدر وسیع است، و آنقدر تنوع برنامه‌ها در آن وجود دارد، که تا جائی که اطلاع دارم، حتی برخی از مسئولین داخلی خودش هم به برخی از برنامه‌های خودشان اعتراض و انتقاداتی دارند. این پدیده‌ای طبیعی، ضروری و منطقی است. اما ترسیم یک نگاه سیاه انگارانه از رسانه ملی، بجز قرارگرفتن در حبابی که جبهه سوم خلق کرده، و افتادن در دامی که پیش پای مردم ما در این حباب قرار داده، چیز دیگری نیست. و تعجب ‌می‌کنیم از برخی از مسئولین رسمی کشور، که در دام این حباب افتاده‌اند. حبابی که در خدمت جبهه دوم، در هر سه جنگ مذکور است. و اگر انتقاد رسانه ملی از برخی از عملکردهای آن مسئولین، باعث افتادن در دام این حباب شده است، باید گفت: ”آینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن آینه شکستن خطا است“.
و رئیس رسانه ملی، در این صحبت، چقدر خوب این جایگاه را نشان دادند (اینجا را ببینید). کسانی که بنده را می‌شناسند، می‌دانند که من هیچ ارتباط، تعلق و آشنائی با ایشان ندارم، و اصولا اهل تمجید از مسئولین اجرائی نیستم و حتی حتی‌الامکان از هم صحبتی با انواع آنها هم پرهیز می‌کنم (اگر جسارت به کسی نباشد: صحبت حکام، ظلمت شب یلداست...). اما در این مورد، و در این شرایط، مشخصا دفاع از رسانه ملی را وظیفه ملی خود در جبهه اول می‌دانم.به ایشان به عنوان یکی از سرداران جبهه ما در جنگ رسانه‌ای، و به همه سرداران و سپاهیان این جبهه در جنگ رسانه‌ای، می‌گوئیم: خدا قوت!

سر لوله اسلحه خودتان را برگردانید

ضمنا بد نیست منتقدانی که ما به فحش خوردن از آنها عادت کرده‌ایم، و می‌دانیم که در جبهه دشمن نیستند، اول نگاه کنند که در کدام جبهه و در کدام جنگ قرار دارند. شاید متوجه شوند که فقط خط جبهه‌شان را اشتباه گرفته‌اند، و به جبهه خودی تیراندازی می‌کنند. در جبهه وقتی متوجه این اشتباه جهت می‌شویم، باید لوله‌های اسلحه‌های خودمان را برگردانیم و به پشت خود، به جبهه دشمن واقعی، تیراندازی کنیم.
الحمد لله رب العالمین. #رسانه_ملی، #جنگ_رسانه‌ای، #حباب_ذهنی.
00:01 - 14 شهریور 1405

1 بازنشر1 واکنش
15٫3k بازدید



1 پاسخ

@user1708147843781 ساعت پیش
در پاسخ به
s
s h

@user170814784378  •  4 شهریور 1405

مطالبه

حمایت از مواضع دبیر شورای عالی امنیت ملی

با توجه به مواضع نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی و دبیر این شورا، سردار رضایی، در پاسخ به اظهارات ترامپ و همچنین حملات برخی جریان‌های غرب‌گرا در داخل، از ملت غیور و میدان‌دار ایران اسلامی دعوت می‌کنیم با حمایت از مواضع دبیر شورای عالی امنیت ملی، همراهی خود را در این پویش اعلام کنند تا این حمایت میلیونی، پاسخی قاطع به دشمنان داخلی و خارجی این مرز و بوم باشد.

100
گزارش از مطالبه
1000
پیگیری از مسئول مربوطه