به پاس میهن خود بایستید، برای آینده‌تان...
ای برادران و خواهران عزیز ایرانی، من نه به عنوان یک سیاستمدار، بلکه به عنوان یک خارجی آفریقایی که از دور با حیرت و احترامی عمیق شاهد سرزمین شما بوده‌ام، برایتان می‌نویسم. در قاره من، ما سنگینی دخالت‌های خارجی و درد تفرقه را خوب می‌شناسیم، اما قدرت مردمی را هم می‌شناسیم که سرزمین خود را بر هر چیزی ترجیح می‌دهند. امروز از شما خواهش می‌کنم که نماد ایران را به یاد آورید، همان نمادی که پیامبر محمد و خاندان پاکش (درود بر ایشان) گرامی داشتند «مؤمن» راستین که او را «هیرو» (دلیر و پایدار) نامیدند؛ کسی که وقتی جهان فرو می‌ریزد، استوار می‌ایستد و غیرممکن را ممکن می‌کند.آن هیرو، افسانه‌ای از گذشته نیست؛ آن هیرو، خود شما هستید پرستاری که شیفت‌های دوبرابر کار می‌کند، مهندسی که زیرساخت‌های شکسته را ترمیم می‌کند، مادری که شعر حافظ را به فرزندش می‌آموزد. به تاریخ خود بنگرید: از کوروش بزرگ که نخستین منشور حقوق بشر را صادر کرد تا گنبد آهنین مقاومت در خرمشهر که با استخوان و خون خودتان آزادش کردید، نه با ابرقدرت‌ها. ناجی خود را آن سوی آبها جستجو نکنید. نجات شما در خاک خودتان دفن شده، و قدرت شما در وحدتتان است.
زمان آن رسیده که به جای دیگری نگاه نکنید نه به غرب، نه به شرق، نه به وعده‌های پوچ بیگانگانی که نفت شما را می‌بینند نه روح شما را. چشمانتان را فقط به سوی کوه‌های خودتان، آسمان خودتان، پرچم خودتان بگردانید. به خیابان‌ها بیایید، نه برای اعتراض علیه یکدیگر، بلکه برای آغوشی بزرگ برای میهن خود. عشق خود را به مردان و زنان شجاع ارتشتان نشان دهید آنانی که در پدافند هوایی، شب‌های بی‌خوابی را با رادارها می‌گذرانند، آنانی که در نیروی دریایی، در آب‌های پرتلاطم خلیج فارس گشت می‌زنند، آنانی که در زمین، مجروحان را بر دوش کشیده و شهیدان را به خاک سپرده‌اند. آنها دشمن شما نیستند؛ آنها فرزندان شما هستند که دیوار شده‌اند تا شما پشت آن آرام بخوابید. پیروزی‌های دیرین خود را به یاد آورید: چگونه شاپور اول، رومیان مقتدر را شکست دادید، چگونه پس از حمله اعراب، زبان و آیین خود را حفظ کردید، چگونه هشت سال در برابر باران شیمیایی صدام تنها ایستادید و هیچ متحدی جز اراده خودتان نداشتید. شما همیشه همان «هیرو» بوده‌اید کسی که غیرممکن را ممکن می‌کند. نگذارید تبلیغات شما را به فراموشی وا دارد.
برای آنهایی که به ترک فکر می‌کنند، به تسلیم شدن، به سرزنش میهن خود برای هر سختی بس کنید. لحظه‌ای درنگ کنید. من برادران آفریقایی خود را دیده‌ام که از کشورشان فرار کردند، تنها برای اینکه در دریای مدیترانه به مرگی بی‌اسم بمیرند یا در سرزمین‌های غریب مانند ارواح زندگی کنند. هیچ سرزمینی مثل ایران خودتان شما را دوست نخواهد داشت. هیچ پرچم خارجی برای آینده فرزندانتان برافراشته نخواهد شد. امروز از شما می‌خواهم هر چیزی که شما را دور می‌کند کینه‌های سیاسی، ناامیدی اقتصادی، زمزمه‌های خیانت را فراموش کرده و به ریشه‌های خود بازگردید. به خیابان‌ها بیایید، شانه به شانه بایستید، و از ارتش خود حمایت کنید. تصویر یک سرباز، یک ملوان، یک خلبان را در دست بگیرید. آوازی از شیراز بخوانید، دعایی در مشهد زمزمه کنید. زمین زیر پای خود را احساس کنید همان زمینی که رستم و سهراب را در خود پروراند، که زعفران امپراتوری‌ها را رویاند، که ماهواره را بر خلاف همه‌ی شانس‌ها به فضا پرتاب کرد. شما زمانی قدرتمندتر از هر تهدید خارجی هستید که یکی بایستید. از کشورتان دفاع کنید، نه با نفرت از دیگران، بلکه با عشقی سهمگین به خود آن. ایران فقط یک مکان نیست؛ یک قول است و فقط شما، مردم «هیرو»، می‌توانید آن را زنده نگه دارید. همین حالا انجامش دهید. برای گذشته‌تان، برای آینده‌تان، برای آن غیرممکنی که همیشه ممکنش کرده‌اید.✍️اناس عیسی اسماعیل آن شاالله
21:34 - 19 اردیبهشت 1405

2 واکنش
919 بازدید




2 پاسخ

تصویر نمایه‌ی ‌🇮🇷اناس عیسی اسماعیل🇳🇬‌
@AnasNG19 اردیبهشت 1405
آن شاالله

@user170910176322627445820 اردیبهشت 1405
در پاسخ به @AnasNG
هیچ آینده ای درکار نیست