واکاوی هویت و تمدن ایرانی؛ از ریشه‌های تاریخی تا چشم‌انداز تمدن نوین اسلامی

مسئله هویت، چیستیِ تمدن ایرانی و جایگاه انسان ایرانی در جهان پرشتاب معاصر، از دیرباز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اندیشمندان، جامعه‌شناسان و پژوهشگران علوم انسانی بوده است. در همین راستا، نشست تخصصی و تحلیلی با محوریت بررسی «هویت و تمدن ایرانی» در محل «خانه اندیشه‌ورزان» برگزار شد. در این نشست که با هدف واکاوی ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی ایران معاصر شکل گرفت، دکتر علیرضا زهیری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و پژوهشگر نام‌آشنای عرصه مطالعات هویتی، به تبیین ابعاد گوناگون و پیچیده‌ی هویت و تمدن ایرانی پرداخت.
ریشه‌های هویتی، مفهوم‌شناسی تمدن و بنیان‌های معنایی دکتر علیرضا زهیری در ابتدای این نشست ، با اشاره به پیشینه مطالعاتی و دغدغه‌های شخصی خود در این حوزه بیان کرد: «در دهه هفتاد و در دوران تحصیل کارشناسی ارشد، من متوجه هم‌زمانی مباحث نظریه‌های نوسازی و بحران هویت با وضعیت داخلی ایران (به‌ویژه در دوران سازندگی و طرح مسائلی نظیر تهاجم فرهنگی) شدم. همین درک و احساس نیاز باعث شد تا رساله خود را با موضوع “دولت، نوسازی و هویت ایرانی” به رشته تحریر درآورم.» وی در ادامه افزود که پس از آن، با تمرکز بر تاریخ ایران و چالش‌های هویتی به‌عنوان یکی از عوامل زمینه‌ساز بروز انقلاب، این پژوهش‌ها را تکمیل کرده و آثاری چون «انقلاب اسلامی و هویت ملی» را منتشر نموده است. با ورود به دهه هشتاد و مطرح شدن مباحث کلان مهندسی فرهنگی، ظهور نسل سوم و ورود فناوری‌های جدید ارتباطی که چالش‌های هویتی تازه‌ای را به همراه داشت، مسیر مطالعاتی وی به سمت آسیب‌شناسی هویت در دوران پس از انقلاب و بررسی گفتمان‌های سیاسی تأثیرگذار بر این عرصه سوق یافت. وی در ادامه سخنان خود به درگیر شدن جدی با پژوهش‌های هویتی و ارتباط با نهادهای مطالعات اجتماعی و تمدنی اشاره کرد و گفت: «از اواسط دهه نود به مباحث کلان تمدنی علاقه‌مند شدم. در این مسیر، پروژه‌های پژوهشی مختلفی از جمله “هویت اسلامی ـ انقلابی” و “جامعه اسلامی؛ گام چهارم در انقلاب اسلامی” را پیش بردم.» به گفته دکتر زهیری، هویت مفهومی پیچیده است که بر اساس دیالکتیک درون و بیرون شکل می‌گیرد؛ به این معنا که ترکیبی از خودانگاره فردی و قضاوت دیگران درباره اوست.
این مفهوم سطوح مختلفی از نظم فردی، تعاملی و نهادی را در بر می‌گیرد و در دوران مدرن، به پدیده‌ای سیال تبدیل شده است که حتی در فضاهای مجازی نیز بسط می‌یابد و در نهایت به اراده جمعی افراد برای «باهم‌زیستن» منجر می‌شود.این پژوهشگر حوزه هویت، تمدن را به معنای عبور جامعه از خشونت، بدویت و جهل به سوی معرفت، اخلاق، ظرافت و آگاهی تعریف کرد. وی تأکید نمود که هر تمدنی برای شکل‌گیری به دو مؤلفه اساسیِ «نظام معنایی» و «نظام نهادی» نیاز دارد. نظام معنایی شامل ارزش‌ها و دانش است و نظام نهادی به ساختارهای اجتماعی و اجرایی اشاره دارد. تمدن شرق اسلامی دارای نگاهی دوساحتی به زندگی (پیوند دنیا و آخرت) است، در حالی که نظام معنایی غرب بر نگاهی تک‌ساحتی و عقلانیت محاسبه‌گرانه مادی استوار است؛ تفاوتی که به تمایزات بنیادین در نهادسازی و زیست اجتماعی منجر می‌شود.‌تقابل سنت و مدرنیته؛ ریشه‌شناسی بحران‌های هویتی در ایران دکتر زهیری در بخش دیگری از نشست، با رد نگاه‌های گسست‌محور به تاریخ ایران تصریح کرد: «هویت و تمدن ایرانی از پیوستگی و استمرار تاریخی بی‌نظیری برخوردار است که حتی در برابر هجوم بیگانگانی چون مغولان و یونانیان دچار گسست نشده است.» ویژگی بارز این هویت، پویایی و قدرت هضم آن است که توانسته عناصر فرهنگ‌های دیگر را جذب کرده، اما جوهره اصلی خود از جمله یکتاپرستی را حفظ کند. این هویت در مواجهه با اسلام و قرائت شیعی نیز به یک همگرایی و همزیستی عمیق دست یافت. در تاریخ فرهنگی ایران، مفهوم رواداری به معنای وادادگی در برابر بیگانگان نبوده، بلکه نوعی تعامل و پویایی فعال بوده است.
وی در ادامه، ریشه بحران‌های کنونی را نه در گذشته‌های دور، بلکه در مواجهه با مدرنیته دانست و توضیح داد: «تا پیش از ورود مدرنیته در اواخر دوره قاجار، هیچ‌گونه تعارض بنیادینی میان هویت ملی و مذهبی وجود نداشت و این دو مؤلفه، در ساختارهایی نظیر دولت صفوی، در هماهنگی کامل عمل می‌کردند.» بحران و گسست در هویت ایرانی، پیامد مستقیم ورود مفاهیم مدرن بود. هرچند در دوره پهلوی اول جامعه تا حدودی پیوستگی خود را حفظ کرد، اما تبدیل شدن این اختلالات به یک بحران عمیق، از دهه چهل خورشیدی و در پی گسترش ساختارهای غربی رقم خورد.این عضو هیئت علمی پژوهشگاه تأکید کرد که برجسته‌سازی افراطی هویت ایران باستان در دوران پیش از انقلاب، با هدف ایجاد تقابل مصنوعی میان هویت ملی و مذهبی انجام شد. این سیاست، زمینه‌ساز خیزش جریان‌های مذهبی و ظهور قدرتمند «اسلام سیاسی» گردید. انقلاب اسلامی، در واقع واکنشی تمدنی به این گسست تحمیلی بود که تلاش کرد با تکیه بر الهیات شیعی و ترمیم پیوند هویتی، نظم اجتماعی نوینی را پایه‌گذاری کند. وی همچنین نظریاتی را که مبتنی بر «زوال» در اندیشه سیاسی ایران هستند، نقد کرد و آن‌ها را غالباً محصول منازعات فکری دوران مدرن و دگرگونی‌های ایدئولوژیک دهه‌های اخیر دانست تا بازتاب‌دهنده واقعیت عینی تاریخ.تحولات گفتمانی، گسست نسلی و معمای رسانه‌های نوین دکتر زهیری با ورود به مباحث دوران پس از انقلاب بیان داشت: «انقلاب اسلامی خوانش جدیدی از تمدن برای تحقق جامعه اسلامی ارائه کرد، اما تحولات سیاسی دهه‌های پس از آن منجر به تغییرات عمیق گفتمانی شد.» جابه‌جایی در موقعیت قدرت و حاشیه‌نشینی برخی جریان‌های روشنفکر، مفاهیم بنیادین قدرت و هویت را دستخوش بازتعریف کرد.
این تعارضات و شکل‌گیری مسیرهای گفتمانی مستقل از درون گفتمان انقلاب، زمینه‌ساز بروز اختلالات هویتی و تقابل نظام‌های معنایی در جامعه گردید.وی در ادامه با اشاره به آسیب‌شناسی وضعیت کنونی افزود: «تشدید اختلالات هویتی در دهه‌های اخیر به بروز گسست نسلی عمیقی منجر شده است.» فناوری‌های ارتباطی نوین و پدیده جهانی‌شدن با خارج کردن انحصار ارتباطات از دست دولت‌ها، این فاصله را به شدت تعمیق بخشیده‌اند. در نتیجه، درک متقابل میان نسل‌های اولیه انقلاب و نسل‌های جدیدتر کاهش یافته و انتقال ارزش‌ها با کژکارکردی روبه‌رو شده است. نادیده گرفتن قدرت رسانه‌های جدید به‌جای مدیریت هوشمندانه آن‌ها، تنها بر دامنه این چالش‌ها افزوده است.این پژوهشگر حوزه هویت همچنین به ناتوانی در ایجاد ترکیب مناسب میان هویت ایرانی، اسلامی و مدرنیته اشاره کرد. به عقیده وی، تقابل‌سازی‌های گذشته میان ارزش‌های ملی و مذهبی، زمینه‌ساز فاصله گرفتن برخی جریان‌ها و گرایش آن‌ها به الگوهای غربی شد. برای جلوگیری از تعمیق این گسست، جامعه نیازمند بازآفرینی تعاریف و عبور از نگاه «غیریت به معنای ضدیت مطلق» به سوی «به‌رسمیت‌شناختن تفاوت‌ها» و یافتن نقطه تلاقی منطقی میان ایران، اسلام و غرب است.مزیت‌های راهبردی و چشم‌انداز آینده تمدن نوین اسلامی دکتر علیرضا زهیری در بخش پایانی نشست، به تبیین لایه‌های فرآیند تمدن‌سازی پرداخت و گفت: «فرآیندهای تمدنی دارای دو لایه متمایز زیرین و فرازین هستند. در لایه اجرایی، ساختارهای حکمرانی با اختلالات و فشارهای بیرونی مواجه‌اند، اما در لایه فرازین و سوگیری‌های کلان، حرکت به سمت آرمان‌شهر اسلامی تداوم دارد.»
وی خاطرنشان کرد که تجربیات میدانی نشان می‌دهد مزیت‌ها و ظرفیت‌های پنهان و قدرتمندی در این ساختار وجود دارد که تاب‌آوری خود را حتی در برابر قدرت‌های بزرگ جهانی به اثبات رسانده است.وی در ادامه با اشاره به آسیب‌شناسی وضعیت کنونی افزود: «تشدید اختلالات هویتی در دهه‌های اخیر به بروز گسست نسلی عمیقی منجر شده است.» فناوری‌های ارتباطی نوین و پدیده جهانی‌شدن با خارج کردن انحصار ارتباطات از دست دولت‌ها، این فاصله را به شدت تعمیق بخشیده‌اند. در نتیجه، درک متقابل میان نسل‌های اولیه انقلاب و نسل‌های جدیدتر کاهش یافته و انتقال ارزش‌ها با کژکارکردی روبه‌رو شده است. نادیده گرفتن قدرت رسانه‌های جدید به‌جای مدیریت هوشمندانه آن‌ها، تنها بر دامنه این چالش‌ها افزوده است.این پژوهشگر حوزه هویت همچنین به ناتوانی در ایجاد ترکیب مناسب میان هویت ایرانی، اسلامی و مدرنیته اشاره کرد. به عقیده وی، تقابل‌سازی‌های گذشته میان ارزش‌های ملی و مذهبی، زمینه‌ساز فاصله گرفتن برخی جریان‌ها و گرایش آن‌ها به الگوهای غربی شد. برای جلوگیری از تعمیق این گسست، جامعه نیازمند بازآفرینی تعاریف و عبور از نگاه «غیریت به معنای ضدیت مطلق» به سوی «به‌رسمیت‌شناختن تفاوت‌ها» و یافتن نقطه تلاقی منطقی میان ایران، اسلام و غرب است.مزیت‌های راهبردی و چشم‌انداز آینده تمدن نوین اسلامی دکتر علیرضا زهیری در بخش پایانی نشست، به تبیین لایه‌های فرآیند تمدن‌سازی پرداخت و گفت:
فرآیندهای تمدنی دارای دو لایه متمایز زیرین و فرازین هستند. در لایه اجرایی، ساختارهای حکمرانی با اختلالات و فشارهای بیرونی مواجه‌اند، اما در لایه فرازین و سوگیری‌های کلان، حرکت به سمت آرمان‌شهر اسلامی تداوم دارد.» وی خاطرنشان کرد که تجربیات میدانی نشان می‌دهد مزیت‌ها و ظرفیت‌های پنهان و قدرتمندی در این ساختار وجود دارد که تاب‌آوری خود را حتی در برابر قدرت‌های بزرگ جهانی به اثبات رسانده است.وی در ادامه تصریح کرد: «استقلال، عدالت و کرامت انسانی از مزیت‌های بنیادین هویت ایرانی در دوران پس از انقلاب است.» پافشاری بر استقلال و پیگیری یک ایدئولوژی رهایی‌بخش، به‌طور طبیعی ایران را با نظم حاکم جهانی دچار اصطکاک می‌کند. با این حال، همین استقلال‌طلبی، یک مزیت راهبردی است که جذابیت‌های فراوانی در سطح منطقه ایجاد کرده و به انسجام ملی در شرایط سخت کمک شایانی کرده است.دکتر زهیری در پایان تأکید کرد که فرایند تمدن‌سازی یک مسیر خطی نیست، بلکه مراحلی چون ملت‌سازی، دولت‌سازی، جامعه‌سازی و تمدن‌سازی به‌صورت هم‌زمان و تکاملی پیش می‌روند. شکل‌گیری تمدن نوین، یک پروژه دستوری نیست بلکه فرآیندی در بستر تحولات جهانی است. حرکت تمدنی ایران به‌عنوان یک واقعیت عینی توسط نظام جهانی درک شده است؛ اما شرط اساسی برای تبدیل شدن به یک کانون الهام‌بخش بلامنازع، ساماندهی منازعات داخلی، ارتقای نظام معنایی و اصلاح و کارآمدسازی سامانه‌های حکمرانی در درون کشور است.
20:01 - 30 جولای 2026
فرهنگ
اندیشه

1 بازنشر
18٫5k بازدید