"عبور از جبر تاریخی در نبرد چهلروزه" ؛ چگونه «تابآوری ایرانیان» ماشین جنگی دشمن را زمینگیر کرد؟
• زهرا معصومی(پژوهشگر مسائل سیاسی)مقدمه ؛تاریخ معاصر ایران همواره عرصه آزمونهای سخت و تقابل با فشارهای همهجانبه بوده است، اما آنچه در نبرد اخیر موسوم به «جنگ رمضان» در برابر متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی رقم خورد، نقطه عطفی در تاریخ پایداری این سرزمین به شمار میرود. در این رویارویی چهلروزه که بخشی از زیرساختهای حیاتی کشور هدف حملات و فشارهای پیچیده قرار گرفت، جامعه ایرانی نه تنها دچار فروپاشی نشد، بلکه با تکیه بر مفهوم عمیقی به نام «تابآوری اجتماعی»، معادلات کلاسیک ناظران جهانی را بر هم زد. این پایداری، ترکیبی از دفاع از کشور در میدان و پاسداری از حیثیت ملی در درون جامعه بود که نشان داد اراده جمعی یک ملت میتواند از دل سهمگینترین طوفانها، حیات و امیدی تازه بیافریند.
عبور از جبر تاریخی؛ تبلور همبستگی ملی در برابر ماشین جنگیبرای نزدیک به سه قرن متوالی، ورقهای تاریخ این سرزمین غالباً با جوهر تلخکامی، فقدان و ازهمگسیختگی نگاشته شد. از سقوط اصفهان تا اشغالهای پیاپی، این حوادث دستاوردی جز مخدوش شدن استقلال تصمیمگیری و رسوب حس ناتوانی و خودتحقیری در روان جمعی ایرانیان نداشت. این سایه سنگین، همواره هراسی عمیق از ناامنی سرزمینی را زنده نگه میداشت. با این حال، تحولات مقطع چهلروزه جنگ اخیر، خط بطلانی بر این جبر تاریخی کشید و نشان داد که ایران تنها یک مرز جغرافیایی نیست، بلکه ایده و هویتی تمدنی است.بسیاری از تحلیلگران خارجی منتظر بودند تا با آغاز به کار ماشین جنگی و اطلاعاتی پیچیده دشمن که شامل هدف قرار دادن رهبری شهید نظام و تنی چند از فرماندهان و اعضای شورای دفاع بود، ترس بخشی از جامعه ایرانی را فرا بگیرد و جامعه از هم بپاشد و شاهد شکل گیری دوقطبی و جنگ شهری باشیم . دشمنان با هدف القای هراس، تعمیق شکافهای داخلی و فلج کردن ارکان سیاست پا به میدان گذاشته بودند، اما در عمل با سدی از انسجام و تابآوری روبهرو شدند. حضور مقتدرانه قوای مسلح در میدان، پایداری ساختار اجرایی کشور و از همه مهمتر، همگرایی مردمی و حضور خیابانی آنها در میادین مهم شهرها مانع از تحقق اهداف دشمن در فعال سازی هسته های تروریستی در شهرها شد و نکته قابل توجه این بود که ترکیب جمعیتی حاضر در تجمعات هر چه ازجنگ می گذشت و تهدیدات رئیس جمهور کم خرد آمریکا افزایش می یافت، متنوع تر شده و طیف بیشتری از مردم را در بر می گرفت .
این تابآوری، صرفاً به معنای تحمل اجباری سختیها یا بقایی منفعلانه نبود. مردم ایران به واسطه گذر از روزهای سخت گذشته، حافظه جمعی مقاوم و آبدیدهای یافتهاند که در دل بحرانها بیدار میشود. آنها ثابت کردند که در برابر جنگ رفتاری فعال و منطقی دارند؛ از مدیریت منابع درون خانوادهها گرفته تا شکل دادن به شبکههای حمایتی، تلاش کردند تا با شرایط سازگار شوند و روایتی زنده از دفاعی آگاهانه را به نمایش بگذارند.کالبدشکافی تابآوری شناختی و اجتماعی در جنگ رمضانابعاد این ایستادگی شگرف، در دادههای آماری و پیمایشهای علمی نیز به وضوح قابل مشاهده است. بر اساس نتایج پیمایش ملی که با مشارکت بیش از سی و شش هزار نفر در ایام «جنگ رمضان هزار و چهارصد و چهار» انجام شد، مستحکمترین هسته این ایستادگی به بُعد «تابآوری شناختی و خودکارآمدی» با میانگین هشتاد و هفت ممیز نود و دو صدم درصد اختصاص دارد. دادهها نشان میدهد که نود و سه درصد از مردم معتقدند با حداقل امکانات قادر به یافتن راهحل برای مشکلات هستند و بیش از نود و یک درصد نیز تداوم مقاومت را در برابر دشمن صهیونی آمریکایی ترجیح می دهند.در کنار این استحکام ذهنی، «تابآوری جمعی و اجتماعی» ایرانیان نیز با ثبت میانگین هشتاد و شش ممیز هفتاد و دو صدم درصد، نمایانگر سرمایه اجتماعی فوقالعاده در دوران جنگ است. این کنشگری و مشارکت فعال باعث شد تا پیوندهای اجتماعی محکمتر شود. این همبستگی عملی بهگونهای بود که بیش از نود و دو درصد از مردم برای حفظ کشور آماده هرگونه فداکاری بوده و نود درصد برای همکاری میدانی با نیروهای تأمینکننده امنیت اعلام آمادگی کردند.
این سطح خیرهکننده از تابآوری حول یک هدف راهبردی شکل گرفت؛ زیرا حدود نود و چهار درصد از جامعه بر این باور بودند که تنها خروج آمریکا از منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی میتواند جبرانکننده فداکاریهای ملت ایران باشد.این میزان از ایستادگی جمعی آنقدر چشمگیر بود که حتی دشمنان نیز نتوانستند آن را نادیده بگیرند و در شرایطی که جبهه مقابل خود متحمل ضربات ویرانگر نظامی شده بود، نتوانست به اهداف خود در این نبرد دست یابد.دستاوردهای راهبردی و الزام به حفظ حضور میدانیدستاوردهای این پایداری شگرف، مسیر آینده را در دو سطح کلان روشن میسازد. در ساحت حکمرانی، تثبیت این شرایط میتواند پرونده هراس تاریخی از ناامنی سرزمینی را بسته و فرصتی طلایی برای تمرکز بر توسعه همهجانبه فراهم آورد. در ساحت اجتماعی نیز، این تجربه عینی، پادزهری بر خودتحقیری نهادینهای است که قرنها گریبانگیر جامعه بود و اکنون به بازیابی اعتماد به نفس ملی منجر شده است. با این حال، نباید فراموش کرد که این سرمایه بزرگ، خودکار نیست و باید با رویکردی مبتنی بر خرد، مدارا، ترمیم شکافهای اجتماعی و حمایت نهادها، آن را برای روزهای آینده زنده نگه داشت.این مقطع چهلروزه، میراث ماندگار نسلی است که با تحمل هزینهها ایستاد تا تاریخ را دگرگون سازد. اما پاسداشت حقیقی این آورده عظیم، توقف در نقطه پیروزی نیست و الزامات پس از این نبرد خطیر ایجاب میکند که انسجام شکلگرفته همچنان در بالاترین سطح خود حفظ شود.
در انتها ؛ جنگ رمضان نمادی از بلوغ اجتماعی و راهبردی ملت ایران در برابر متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی بود؛ جنگی که نشان داد اراده و تابآوری یک ملت، قدرتمندتر از هر سلاح پیشرفتهای است. اکنون که با مقاومت سرسختانه مردم و نیروهای مسلح در شرایط آتشبس قرار گرفتهایم، نبرد در ابعاد دیگر آن همچنان در جریان است. با توجه به پیام و تأکید رهبر معظم انقلاب در این برهه حساس، کماکان میبایست مردم با بصیرت و هوشیاری در صحنه بمانند. حفظ حضور خیابانی و میدانداری مردم، ضامن تثبیت دستاوردهای این مقاومت تاریخی، جلوگیری از فریبکاری دشمن در دوران آتشبس و پشتوانهای مستحکم برای حرکت به سوی توسعه، آرامش و بالندگی ایران اسلامی خواهد بود.#جنگ_رمضان #سیاسی#ایران 02:20 - 23 فروردین 1405