دیپلماسی گلوگاه‌ها....

در هفته‌هایی که تنش میان ایران و آمریکا دوباره به سطحی حساس و پرابهام رسیده، هر تحرک دیپلماتیک در منطقه دیگر صرفاً یک خبر معمولی نیست، بلکه بخشی از یک پازل بزرگ‌ترِ بازدارندگی و مدیریت بحران به شمار می‌آید. در چنین فضایی، دیدار علی لاریجانی با محمد عبدالسلام، سخنگوی انصارالله یمن، را باید در چارچوب بازتعریف موازنه فشار و پیام‌های غیرمستقیم به بازیگران اصلی صحنه منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای تحلیل کرد؛ دیداری که زمان و مکان آن، به‌اندازه خودِ محتوا، معنا و پیام در دل دارد.
دیدار علی لاریجانی با محمد عبدالسلام، سخنگوی انصارالله یمن، را باید فراتر از یک ملاقات تشریفاتی یا پیام سیاسی کوتاه‌مدت دید. این گفت‌وگو در زمانی انجام شده که منطقه در وضعیت «تعلیق راهبردی» به سر می‌برد؛ نه جنگ تمام‌عیار قطعی است و نه تنش‌ها فروکش کرده. در چنین فضایی، هر حرکت دیپلماتیک که به تقویت اهرم‌های بازدارندگی و افزایش قدرت چانه‌زنی منجر شود، اهمیتی مضاعف پیدا می‌کند.یمن امروز صرفاً یک پرونده انسانی یا یک بحران فرسایشی نیست؛ یمن به‌واسطه‌ی موقعیت ژئوپلیتیکی خود و تسلط بر باب‌المندب، به یکی از گلوگاه‌های حیاتی تجارت جهانی تبدیل شده است. تجربه ماه‌های گذشته نشان داد که انصارالله قادر است هزینه‌های واقعی و ملموس بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند؛ از اختلال در کشتیرانی گرفته تا افزایش فشار اقتصادی و امنیتی بر غرب. همین واقعیت بود که در نهایت واشنگتن را به سمت پذیرش نوعی مهار درگیری و عقب‌نشینی تاکتیکی سوق داد.اهمیت اصلی این دیدار در اینجاست که پیام آن، نه صرفاً به یمن، بلکه به کل معادله منطقه‌ای ارسال می‌شود: ایران در حال فعال نگه‌داشتن کانال‌های هماهنگی با بازیگران مؤثر میدانی است و می‌داند که بازدارندگی مدرن، فقط با موشک و نیروی نظامی ساخته نمی‌شود، بلکه با شبکه‌ای از اهرم‌های سیاسی، ژئوپلیتیکی و میدانی تکمیل می‌شود. باب‌المندب در کنار هرمز، می‌تواند معادله فشار بر غرب را از یک تهدید موضعی به یک چالش ساختاری برای اقتصاد جهانی تبدیل کند.
از این زاویه، این گفت‌وگو بیش از آنکه «پیام تنش» باشد، پیام کنترل هوشمند تنش است. یعنی داشتن ابزار فشار مؤثر، بدون سوزاندن زودهنگام آن. هماهنگی سیاسی با انصارالله به معنای این است که اگر روزی سطح تقابل بالا برود، طرف مقابل با یک جبهه پراکنده و غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو خواهد بود، نه با یک نقطه فشار محدود و قابل مهار.نکته مهم‌تر این است که تجربه عملی نشان داده یمن دیگر یک بازیگر حاشیه‌ای نیست. توانایی اثرگذاری بر امنیت دریانوردی جهانی، این بازیگر را به بخشی از معادله بازدارندگی منطقه‌ای تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، گفت‌وگو و هماهنگی سیاسی، یعنی تبدیل «توان میدانی» به «سرمایه راهبردی»؛ چیزی که در محاسبات قدرت‌های بزرگ، بسیار جدی‌تر از بیانیه‌ها و مواضع رسانه‌ای دیده می‌شود.البته از بُعد منفی، همیشه این خطر وجود دارد که برجسته‌شدن چنین اهرم‌هایی بهانه‌ای برای ائتلاف‌سازی بیشتر علیه ایران یا گسترش دامنه تنش‌ها شود؛ اما این واقعیت، چیزی از ارزش اصل ماجرا کم نمی‌کند.در نهایت، نقطه قوت این دیدار در این است که نشان می‌دهد ایران به‌جای واکنش‌های هیجانی، به‌دنبال مدیریت هوشمند قدرت و نگه‌داشتن اهرم‌های فشار در وضعیت آماده‌به‌کار است؛ «رویکردی که هم هزینه تهدید را برای طرف مقابل بالا می‌برد و هم دست دیپلماسی را در لحظه‌های حساس پُرتر می‌کند. این یعنی بازدارندگی فعال، نه صرفاً دفاع منفعل»#بین‌الملل#محور_مقاومت #غرب_آسیا#یمن#ایران
04:21 - 22 بهمن 1404




1 پاسخ

@user17486595458523 بهمن 1404
در پاسخ به
یکی از انتخاب های به جا و تغییر به موقع آمدن آقای لاریجانی در این سمت بود‌