وداعی که کربلا را شکست
عاشورا به آخرین برگ خود رسیده بود؛ حسین (ع) مانده بود و رسالتی که باید با خون به پایان میرسید. پیش از حرکت به سوی میدان، او به خیمهها آمد تا با زینب (س) وداع کند؛ وداعی که هنوز پس از قرنها، دلها را میلرزاند و اشکها را جاری میکند.
کربلا در سکوتی سنگین فرو رفته بود...دیگر از صدای علیاکبر (ع)، عباس (ع)، قاسم (ع) و یاران حسین (ع) خبری نبود. خیمهها بوی غربت میدادند و دشت، آماده بزرگترین مصیبت تاریخ بود.امام حسین (ع) به سوی خیمهها آمد...آمد تا با خواهرش زینب (س) وداع کند.چه کسی میتواند سنگینی آن لحظه را روایت کند؟ لحظهای که برادری، آخرین نگاه را به خواهر انداخت... و خواهری، قامت برادری را میدید که دیگر بازگشتی برایش نوشته نشده بود.زینب (س) میدانست که این وداع، وداعی معمولی نیست... این آخرین دیدار با برادری است که همه هستیاش بود.حسین (ع)، زینب را به صبر دعوت کرد، او را به خدا سپرد، و رسالتی را بر دوش خواهر گذاشت که ادامه عاشورا را رقم میزد.پس از آن وداع جانسوز، امام بر اسب خویش سوار شد...نگاهی به خیمهها انداخت، نگاهی به کودکان تشنه، و نگاهی به آسمان...سپس به سوی میدان رفت؛ تنها، اما استوار...تا آخرین برگ حماسه عاشورا را با خون خویش بنویسد. السلام علیک یا اباعبدالله الحسین السلام علیک یا زینب الکبریبعضی وداعها پایان یک دیدار نیست؛ آغاز رسالتی است که قرنها در تاریخ ادامه پیدا میکند.#عاشورا #عزاداری #روز_دهم#یا_لثارات_الحسین#ایلام#دشت_کربلا#مکتب_عاشورا #محرم۱۴۴۸ اخبار دست اول استان ایلام را اینجا بخوانید 10:09 - 4 تیر 1405