وقتی بیمه فقط روی فیش حقوقی دیده می‌شود

چند شب پیش با صدای گریه پسر چهار ساله‌ام از خواب پریدم. نفس‌هایش سنگین شده بود و از درد گلو بی‌قراری می‌کرد. هنوز خواب از سرم نپریده بود که لباس پوشیدم و راهی درمانگاه شدم؛ غافل از اینکه آن شب قرار است بیش از بیماری فرزندم، درباره کارآمدی نظام بیمه‌ای کشور فکر کنم.
خبرگزاری فارس-کرمان، ساعت از دو نیمه‌شب گذشته بود که به درمانگاه رسیدیم. چند خانواده دیگر هم با چهره‌های خسته و نگران روی صندلی‌های انتظار نشسته بودند. پس از دقایقی که به اندازه چند ساعت گذشت، نوبت ویزیت رسید. مبلغ ویزیت را که شنیدم، ناخودآگاه به سال‌هایی فکر کردم که هر ماه سهم بیمه از حقوقم کسر شده است؛ سهمی که قرار بود روز مبادا بخشی از نگرانی‌ها را کم کند.پزشک پس از معاینه، چند قلم دارو برای فرزندم تجویز کرد. نسخه را گرفتم و به داروخانه رفتم. اما آنجا تازه با واقعیت دیگری روبه‌رو شدم. مسؤول داروخانه یکی‌یکی نام داروها را در سامانه وارد کرد و در نهایت گفت: «بیشتر این اقلام تحت پوشش بیمه نیستند یا سهم بیمه برایشان بسیار ناچیز است.»هزینه داروها را پرداخت کردم، اما پرسشی که در ذهنم شکل گرفته بود، از داروها سنگین‌تر بود؛ اگر داروهای ساده‌ای که هر خانواده‌ای ممکن است در طول سال چند بار به آنها نیاز پیدا کند، مشمول حمایت مؤثر بیمه نیستند، پس فلسفه پرداخت حق بیمه‌های ماهانه چیست؟
اما ماجرا به داروخانه ختم نشد. در روزهای بعد، برای پیگیری درمان به چند مطب و مرکز درمانی دیگر نیز مراجعه کردم. در یکی از مطب‌ها، منشی بدون آنکه حتی دفترچه بیمه را نگاه کند، گفت: «بیمه قبول نمی‌کنیم.» در مرکز دیگری، پاسخ متفاوت اما نتیجه یکسان بود؛ «سیستم بیمه قطع است، فعلاً باید هزینه ویزیت و دارو را آزاد پرداخت کنید.» این عبارت را آن‌قدر از بیماران دیگر هم شنیدم که دیگر برایم یک اتفاق استثنایی نبود. بسیاری از مراجعه‌کنندگان می‌گفتند تعدادی از پزشکان و حتی برخی درمانگاه‌ها و بیمارستان‌ها، یا قرارداد خود را با بیمه‌ها تمدید نکرده‌اند یا به دلایل مختلف، از جمله اختلال در سامانه‌های بیمه‌ای، خدمات را به‌صورت آزاد محاسبه می‌کنند و بیماران ناچارند تمام هزینه را از جیب خود بپردازند.
چند روز بعد برای پیگیری وضعیت یکی از بستگانم به یک بیمارستان دولتی مراجعه کردم. در راهروها، بیماران و همراهانشان از تأخیر در انجام برخی خدمات درمانی گلایه داشتند. یکی از آنها از کمبود برخی تجهیزات مصرفی سخن می‌گفت و دیگری از طولانی شدن روند انجام آزمایش‌ها و اقدامات تشخیصی.در گفت‌وگو با برخی کارکنان بیمارستان، پاسخ مشترکی شنیده می‌شد؛ کمبود منابع مالی. آنها می‌گفتند بخش قابل توجهی از مطالبات بیمارستان‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی از سوی بیمه‌ها هنوز پرداخت نشده و همین موضوع قدرت خرید تجهیزات، تأمین برخی ملزومات و مدیریت هزینه‌های جاری را کاهش داده است.اینجاست که حلقه‌های این زنجیره به هم متصل می‌شوند؛ از کارگری که هر ماه حق بیمه بیشتری پرداخت می‌کند تا بیماری که برای تهیه داروی ساده مجبور به پرداخت آزاد است و بیمارستانی که برای تأمین برخی نیازهای درمانی با محدودیت مالی دست و پنجه نرم می‌کند. در یک سوی ماجرا منابع از جیب مردم خارج می‌شود و در سوی دیگر، مراکز درمانی از کمبود اعتبار سخن می‌گویند.آن شب وقتی نسخه دارویی فرزندم را در دست داشتم، تصور نمی‌کردم یک سرماخوردگی ساده مرا به چنین پرسشی برساند؛ پرسشی که این روزها شاید میلیون‌ها بیمه‌شده دیگر نیز آن را تکرار می‌کنند: وقتی حق بیمه‌ها هر سال بیشتر می‌شود، چرا اثر آن در داروخانه‌ها و بیمارستان‌ها کمتر دیده می‌شود؟برای بسیاری از کارگران، تأمین اجتماعی دیگر تنها یک سازمان بیمه‌گر نیست؛ بلکه نهادی است که هر ماه بخشی از درآمدشان را دریافت می‌کند و در مقابل، انتظارات بزرگی را نیز شکل می‌دهد. اما آنچه این روزها در صف‌های داروخانه‌ها، مراکز درمانی و بیمارستان‌ها شنیده می‌شود، بیشتر شبیه روایت نارضایتی است تا رضایت.
منتقدان می‌گویند تناقض اصلی اینجاست؛ از یک سو حق بیمه‌ها افزایش می‌یابد و فشار بیشتری بر دوش حقوق‌بگیران قرار می‌گیرد و از سوی دیگر، بیمه‌شدگان همچنان با هزینه‌های سنگین درمان، کمبود پوشش دارویی و مشکلات دسترسی به خدمات مواجه هستند. پرسشی که این روزها بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود این است که سرنوشت منابعی که هر ماه از جیب میلیون‌ها کارگر و کارمند کسر می‌شود، دقیقاً به کجا می‌رسد؟شاید بزرگ‌ترین چالش تأمین اجتماعی نه کمبود منابع، بلکه بحران اعتماد باشد؛ اعتمادی که زمانی بازسازی خواهد شد که بیمه‌شده در روز بیماری، اثر واقعی حق بیمه‌ای را که سال‌ها پرداخت کرده، بر نسخه دارویی، تخت بیمارستان و هزینه درمان خود ببیند.
11:46 - 6 تیر 1405




2 پاسخ

@user172909018456 تیر 1405
در پاسخ به
دقیقاً حرف دل همه بیمه شده ها. ما اسفند و فروردین به علت جنگ تعطیل بودیم و قرار بود بیمه بیکاری بگیریم ولی بیمه قبول نکرد با اینکه بیش از هجده سال سابقه بیمه درم. خلاصه در یک کلام دزد هستند دزد واقعی

@Hossein_Asadi6 تیر 1405
در پاسخ به
تو این شرایط ایران همزمان در دو جبهه در حال جنگ هست. احتمالا سوء مدیریت دولت. اما واقعیت از دو جبهه دشمن خارجی و دشمن داخلی از قبیل خائنین، سازشکاران و منافقینی که در دولت های چپ نفوذ داشته اند. راه چپ همیش بن بست محضه ولا غیر.