پازل بعدی: جنگ زمینی|از عملیات ایضایی در شمال غرب تا نقطه ثقل جنوب|آمریکا میان باتلاق و عقبنشینی
۱. تغییر پارادایم از تقابل هوایی به تهدید زمینیبا توجه به تحلیل ۱۰ روز حیاتی گذشته و وقایع میدانی، نشاندهنده گذار از فاز تهدید هوایی به مرحله جدیدی از معادله نظامی-راهبردی است. نشانههای موجود حاکی از آن است که پنتاگون سناریوهای عملیات زمینی (با حضور نیروهای آمریکایی و متحدان منطقهای) را به کاخ سفید ارائه کرده است.
دولت ترامپ در آستانه تصمیمگیری برای تشدید تنش از طریق انتخاب یکی از این گزینهها قرار دارد. آنچه این مرحله را از فازهای پیشین متمایز میکند، حرکت از «جنگ نیابتی و هوایی» به سمت «ریسک درگیری مستقیم و سرزمینی» است.۲. انگیزههای راهبردی آمریکا و متحدان: فرار از شکست یا دستاوردسازی؟الف) ناکامی در دستیابی به اهداف اولیهتحلیلها نشان میدهد که عملیات موسوم به «فشار حداکثری» و حملات محدود، نه تنها به اهداف تعیینشده (که بهزعم بسیاری از کارشناسان، فاقد یک «پلن A» منسجم بود) دست نیافته، بلکه در عمل منجر به از دست رفتن اهرمهای کلیدی مانند کنترل کامل بر تنگه هرمز شده است. تنگه هرمز امروز به عنوان یک «کارت استراتژیک» در دست ایران، نه تنها منبع درآمدی بالقوه ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلاری است، بلکه خنثیکننده تمامی تحریمهای اعمالشده محسوب میشود.ب) فشار متحدان منطقهای (کشورهای شورای همکاری)بر اساس گزارشهای معتبر (از جمله آسوشیتدپرس)، ائتلافی به رهبری عربستان و امارات با لابیگری گسترده، خواستار ادامه جنگ و ورود زمینی آمریکا هستند. این کشورها با آگاهی از معادلات پساجنگ، نگران ایجاد «هژمونی پایدار ایران» بر آبراههای حیاتی و تأثیر آن بر معادلات انرژی و امنیت خود هستند. از منظر تحلیل، حضور نظامی عمان و قطر در مقابل و تمایل آنها به راهحل دیپلماتیک، نشاندهنده شکاف درونی در شورای همکاری و درک متفاوت از هزینههای جنگ است.۳. تحلیل عملیاتی: طراحی تهاجم زمینی و چالشهای پیش روالف) نقطه ثقل و محورهای عملیاتبا توجه به الگوی استقرار و اخبار مرتبط با استقرار جنگندههای A-10 تاندربولت (پشتیبانی نزدیک هوایی) و سامانههای پدافندی بریتانیا (اسکای سیبر) در عربستان و بحرین، به نظر میرسد
«جنوب کشور و جزایر» به عنوان نقطه ثقل آفند اصلی تعریف شده است. این انتخاب نشاندهنده تمرکز بر تغییر توازن در خلیج فارس و بازپسگیری کنترل تنگه هرمز از طریق عملیات دوگانه «آبی-خاکی» است.ب) تاکتیک «عملیات ایضایی» برای فروپاشی تمرکزپنتاگون به نظر میرسد با الهام از آموزههای جنگهای نیابتی، به دنبال اجرای عملیاتهای همزمان در جبهههای دور (مانند شمال غرب با محوریت گروهکهای مسلح کرد نظیر پژاک) و یا هلیبورن در مراکز هستهای (با اولویت تاسیسات سطحی به جای فردو به دلیل موانع ژئوتکنیکی) است. هدف این تاکتیک، فرسایش توان مانور نیروهای ویژه ایران و ایجاد «شکاف در تمرکز فرماندهی» است.۴. ژئوپلیتیک جنگ: نقش یمن و معادلات بازدارندهورود یمن به نبرد را باید فراتر از یک جبهه نیابتی ارزیابی کرد. اقدام یمن، به تعبیر تحلیل، معادل «گذاشتن چاقو روی گلوی کشورهای شیخنشین» است. اگرچه دقت اصابت برخی پرتابهها به سمت سرزمینهای اشغالی محدود است، اما در منطقه کشورهای جنوب خلیج فارس، هرگونه شلیک از یمن به دلیل تراکم زیرساختهای نفتی و تأسیسات حیاتی، میتواند «اصابت دقیق» و پرهزینه ایجاد کند. این عامل، یکی از موانع اصلی گسترش جنگ زمینی و افزایش هزینههای اقتصادی برای حامیان عرب آمریکاست.۵. جنگ نرم در بستر جنگ سخت: آزمون تاریخیرهبر شهید انقلاب در سخنرانی های اخر به نکته کلیدی اشاره کردند: حضرت علی (ع) در جنگ سخت شکستناپذیر بودند، اما جنگ نرم در پشت جبههها هزینهساز شد. این گزاره، هسته مرکزی تهدید پیشِ رو را مشخص میکند.
همزمان با عملیات نظامی، عملیات روانی گسترده با هدف «ناامیدی شیعه» و سست کردن اراده جامعه در دستور کار دشمن است. آنچه در گزارشهای رسانهای اسرائیل (مانند هاآرتص) و حتی اظهارات نتانیاهو در سرکوب فضای رسانهای مشاهده میشود، نشاندهنده تلاش برای مدیریت افکار عمومی داخلی و خارجی در شرایط «فلج راهبردی» و تردید در گزینههای پیش روست.۶. تحلیل دادههای جدید: تغییر محاسبات و نشانههای تصمیمگیریالف) خروج از فلج راهبردی یا تداوم بلاتکلیفی؟گزارشهای وال استریت ژورنال از آمادگی ترامپ برای پایان جنگ بدون بازگشایی تنگه هرمز و همچنین گزارش هاآرتص از «فلج راهبردی» در ائتلاف آمریکا و اسرائیل، دو قرائت متفاوت را ارائه میدهند:· قرائت اول: پذیرش واقعیتهای میدانی و محدودیت زمانی (۴ تا ۶ هفته) برای درگیری.· قرائت دوم: تلاش برای طراحی عملیات زمینی محدود برای تغییر معادلات بدون گرفتار شدن در باتلاق فرسایشی.ب) تحلیل کارت «تنگه هرمز» در بازی جنگهشدار مطرحشده درباره «سوختن کارت تنگه هرمز» یک هشدار راهبردی مهم است. اگر ایران صرفاً به مدیریت فعلی بسنده کند و زیرساختهای جایگزین دشمن (خط لوله شرق-غرب عربستان و حبشان-فجیره امارات) را منهدم نسازد، پس از جنگ، سرمایهگذاری گسترده برای دور زدن تنگه، ارزش این اهرم فشار را کاهش خواهد داد. بنابراین، هرگونه معادله نظامی موفق باید شامل «تغییر ادراک دشمن» از طریق هدفگیری عمق زیرساختهای انرژی متحدان منطقهای باشد.
۷. جمعبندی و پیشبینی۱. احتمال تشدید: با وجود هشدارهای نظامیان ارشد آمریکایی (مانند ژنرال استیو اندرسون) درباره فاجعهبار بودن جنگ زمینی، شواهد حاکی از آن است که ترکیب «فشار سیاسی داخلی ترامپ» + «اصرار متحدان عرب» احتمال انتخاب یک گزینه نظامی محدود اما پرهزینه را افزایش میدهد.۲. ماهیت جنگ آینده: عملیات آفندی با مرکزیت جنوب و جزایر آغاز خواهد شد، همراه با عملیات ایضایی در غرب و مراکز هستهای. طولانی شدن جنگ وابسته به میزان تلفات اولیه آمریکا و توان ایران در حفظ انسجام ملی در برابر جنگ نرم همزمان است.۳. افق پایان بازی: در صورت تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز و تخریب زیرساختهای جایگزین انرژی، آمریکا با گزینهای جز پذیرش وضعیت موجود (با حفظ ظاهر) مواجه نخواهد بود. پیروزی در این نبرد نه در تصرف جغرافیا، بلکه در «بقای اهرمهای راهبردی» و «شکست پروژه ناامیدی» تعریف میشود.۴. آزمون نهایی: «چند قدمی خیمه معاویه» و «نبرد حسینی» نشاندهنده درک عمق تحولات است. مرحله کنونی، آزمون پیچیدهای از تلفیق «مقاومت سخت» با «هوشمندی در خنثیسازی جنگ نرم» است که نتیجه آن، نظم آتی منطقه را رقم خواهد زد.نکته پایانی: تحلیل حاضر بر پایه دادههای موجود و با رویکرد احتمالاتی تنظیم شده است. تثبیت نهایی این سناریوها منوط به تحولات ۴۸ تا ۷۲ ساعت آینده و راستیآزمایی الگوهای عملیاتی در میدان است.#جنگ_رمضان #جنگ_زمینی#ترامپ #عربستان #رژیم_صهیونیستی#ایران https://eitaa.com/khorshidpenhanm 00:53 - 12 فروردین 1405