آیا فشارهای رسانه‌ای در حال تعیین مدیرکل دفتر موسیقی است؟

علیرضا سپهونددر روزهایی که گمانه‌زنی‌ها درباره تغییر مدیریت دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدت گرفته، فضای رسانه‌ای حوزه موسیقی نیز بیش از هر زمان دیگری دستخوش تحرک شده است. از انتشار خبرهای غیررسمی گرفته تا تحلیل‌ها، یادداشت‌ها و روایت‌های مختلف، همگی نشان می‌دهد که انتصاب مدیرکل دفتر موسیقی صرفاً یک جابه‌جایی اداری نیست بلکه تصمیمی است که می‌تواند بر بخش مهمی از سیاست‌گذاری موسیقی کشور اثر بگذارد.در چنین شرایطی، یک پرسش اساسی مطرح می‌شود. آیا آنچه این روزها در برخی رسانه‌ها و صفحات فعال حوزه موسیقی دیده می‌شود، صرفاً پوشش خبری یک تغییر مدیریتی است یا تلاش برای جهت‌دهی به افکار عمومی در آستانه یک انتصاب؟در هر دوره‌ای که بحث انتخاب مدیران فرهنگی مطرح می‌شود، رسانه‌ها نیز نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کنند. این موضوع فی‌نفسه نه‌تنها مذموم نیست، بلکه می‌تواند به شفافیت کمک کند. اما مرز میان اطلاع‌رسانی و فضاسازی، مرزی باریک و حساس است.
زمانی که حجم گزارش‌ها، یادداشت‌ها و تحلیل‌ها به شکلی غیرعادی بر یک موضوع متمرکز می‌شود، این پرسش در ذهن افکار عمومی شکل می‌گیرد که آیا همه این مطالب صرفاً حاصل دغدغه‌های حرفه‌ای است یا عوامل دیگری نیز در شکل‌گیری این فضا مؤثرند؟بازار رسانه‌ای موسیقی در ایران، برخلاف بسیاری از حوزه‌های خبری، ساختاری محدود دارد. تعداد خبرنگاران تخصصی این حوزه زیاد نیست و بسیاری از فعالان رسانه‌ای، علاوه بر فعالیت خبری، در بخش‌های دیگری همچون روابط عمومی، مشاوره رسانه‌ای، تولید محتوا، برگزاری رویدادها یا همکاری با مجموعه‌های فرهنگی نیز حضور دارند. همین هم‌پوشانی نقش‌ها، ضرورت رعایت مرزهای حرفه‌ای و شفافیت را دوچندان می‌کند زیرا هرگونه تعارض منافع، حتی اگر واقعی نباشد، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری شائبه در افکار عمومی شود.
از سوی دیگر، مدیریت دفتر موسیقی تنها مسئول صدور مجوز آلبوم و کنسرت نیست. این دفتر در حوزه‌های مختلفی از جمله جشنواره‌ها، سیاست‌گذاری، تعامل با صنوف، حمایت از پروژه‌های موسیقایی و تصمیمات اجرایی نقش دارد. طبیعی است که هر تغییر مدیریتی، مورد توجه طیف‌های مختلف فعال در این عرصه قرار گیرد و هر گروه نیز ترجیح دهد مدیری با رویکرد نزدیک‌تر به دیدگاه‌های خود بر سر کار باشد.در چنین فضایی، آنچه اهمیت دارد، حفظ استقلال رسانه است. رسانه زمانی اعتبار خود را حفظ می‌کند که مخاطب اطمینان داشته باشد تحلیل‌ها و گزارش‌های آن بر پایه اطلاعات مستند و قضاوت حرفه‌ای نوشته شده‌اند، نه بر اساس ترجیحات شخصی یا منافع احتمالی. اگر مخاطب احساس کند که یک جریان رسانه‌ای در حال حمایت یا مخالفت با یک گزینه مدیریتی است، بدون آنکه دلایل روشن و مستند ارائه کند، سرمایه اعتماد رسانه آسیب خواهد دید.
از سوی دیگر، سکوت نهادهای مسئول نیز معمولاً به گسترش شایعات دامن می‌زند. هرچه فرآیند انتخاب مدیران شفاف‌تر باشد و معیارهای انتخاب به‌صورت رسمی اعلام شود، زمینه برای گمانه‌زنی و روایت‌های غیررسمی کمتر خواهد شد. تجربه نشان داده است که خلأ اطلاع‌رسانی رسمی، معمولاً با روایت‌های غیررسمی پر می‌شود.در این میان، مهم‌ترین مطالبه جامعه موسیقی نه حمایت از یک فرد خاص، بلکه انتخاب مدیری است که از دانش، تجربه، سلامت اداری و توانایی تعامل با بدنه موسیقی کشور برخوردار باشد. هنرمندان، آموزشگاه‌ها، تهیه‌کنندگان، ناشران و فعالان صنفی بیش از هر چیز به ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و تصمیم‌گیری‌های کارشناسانه نیاز دارند.در نهایت، هر تصمیمی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتخاذ کند، اگر بر پایه شاخص‌های روشن، کارنامه حرفه‌ای، تخصص و شایستگی باشد و با شفافیت برای افکار عمومی تبیین شود، می‌تواند بسیاری از ابهام‌ها را از میان بردارد. در مقابل، اگر فضای ابهام ادامه پیدا کند، طبیعی است که تحلیل‌ها، گمانه‌زنی‌ها و روایت‌های مختلف نیز همچنان ادامه یابد.
دفتر موسیقی، بیش از آنکه به میدان رقابت‌های رسانه‌ای تبدیل شود، به مدیریتی نیاز دارد که بتواند اعتماد جامعه موسیقی را حفظ کند و تصمیمات خود را بر اساس منافع عمومی این حوزه اتخاذ کند. در نهایت، آنچه برای اهالی موسیقی اهمیت دارد، نه نام افراد، بلکه کیفیت حکمرانی فرهنگی، شفافیت در تصمیم‌گیری و پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی است.
15:38 - 16 مرداد 1405

1 بازنشر1 واکنش
27٫1k بازدید